من در ارتباطی که با مناطق آسیب دیده دارم، یکی از دغدغه های مهمی که براشون هست اینه که توزیع کمکها، چه مردمی و چه دولتی منصفانه و شفاف باشه. با اتفاقهای که در این مدت افتاده و دیدن اینکه فشارهای شبکه های اجتماعی در شفاف سازی خیلی از مسائل موفق بوده (هرچند نارسائی های هم دیدم ولی به نظرم جزء مثبت ترین نکات اجتماعی در سالهای اخیر در جامعه ایران بوده )، چه جور میشه به این مسئله کمک کرد؟ همین الان قسمت نه چندان کمی از کمکهای مردمی به دست کسی نمیرسه اساسا. چه فرآیندی میشه برقرار کرد که با شفاف سازی در این مسئله میزان انجراف کمکها به کمترین حالت برسه؟
فرضم اینه که فعلا راجع به کمکرسانیهای سرعتی و کوتاهمدت صحبت میکنیم و نه مثلا ساخت مدرسه و خونه و … .
دومی رو فکر کنم راحتتر بشه شفاف کرد، چون همین الان براش بسترهایی مثل دونیت یا مهربانه و یا ورژن غیرایرانیش، کیکاستارتر، وجود داره که شفافیت و نظارت نسبتا خوبی ایجاد کردن (نهاد ناظر در مرحلهی اول خود پلتفرم و بعد مردمی که کمک کردن، هستن).
کمکهای سرعتی، مثلا ایجاد رفاه مورد نیاز زندگی در شرایط بحران؛ نیاز به سرعت تصمیمگیری بالا داره و در ضمن تعداد طرفحسابها زیادن و این خودش سرعت عمل رو میاره پایین و امکان خطا رو میبره بالا.
برای ساختارش، مهمترین چیزی که الان به ذهنم میرسه اینه که نظارت از سمت شخص گیرنده باشه و نه فقط دهندهها. و این وسط لازمه مکانیزمی باشه که گیرندهی الکی (افراد فرصت طلب) و گیرندهی واقعی (کسی که در معرض زلزلهی واقعی قرار گرفته) رو بشه از هم تشخیص داد.
این نکته هم مهمه که الان اشخاصی که در زلزله هستن اولویتشون نیازهای ضروری زندگی هست و خیلی نباید انرژیشون درگیر این شفاف سازی بشه!
فکر میکنم توزیع کمکها را باید به دو بخش تقسیم کنیم:
۱. کمکهای هلالاحمر (و سازمانهای مشابه) که قابل پیگیری کردن هستند.
۲. کمکهای مردمی (مستقل از هلالاحمر) که به هیچ شکلی قابل پیگیری نیستند و احتمال این که توزیع ناعادلانه در این بخش اتفاق بیافتد خیلی بیشتر است.
داشتن اطلاعات در مورد مناطق زلزله زده از جمله نام روستاها، جمعیت روستاها و موارد دیگر کمک میکند تا کمکها عادلانهتر توزیع شوند. اینها دقیقا اطلاعاتی است که مردم عادی ندارند. به خاطر همین حجم بالایی از کمکهای مردمی به روستاهای نزدیک سرپلذهاب ارسال شده اما به روستاهای دور با دسترسی سخت، کمکی ارسال نشده است.
به همین خاطر با نوع دوم کمک خیلی موافق نیستم (در شرایط بحرانی چگونه کمک کنیم؟) و فکر میکنم کمکها باید از طریق سازمانهایی که برای چنین شرایطی به وجود آمدهاند ارسال شوند. مشکل دیگر این که کمکهای مردمی بیشتر از روی احساس است تا عقل. حجم زیادی از چادرهایی که مردم فرستادند حتی ضد آب هم نیستند چرا که اصلا برای چنین شرایطی طراحی نشدهاند.
نقش اجتماعی ما میتواند فشار آوردن بر روی هلالاحمر و سازمانهای مشابه برای انتشار لیست کمکها با ذکر نام شهرهای مختلف باشد. در این صورت میتوان پیگیری کرد که آیا این کمکها به دست مردم رسیده است یا نه. به غیر از هلالاحمر تعداد زیادی سازمان مردمنهاد دیگر وجود دارند که میتوان آنها را تقویت کرد.
من بیشتر منظورم همین بود. اگه اطلاعات بیشتری بدید تا بتونم در اختیار آدمهای اونجا قرار بدم، ممنون میشم. اگر لازم بود در مورد اینکه به چه امکاناتی دسترسی هست هم میپرسم. برای الان خیلی حیاتی نیست ولی با توجه به وضعیت مردم اونجا و تعداد آدمهای درگیر در مسئله، در یکی-دو ماه آینده این مسئله خیلی مهم میشه.
این کاملا درست هست ولی متاسفانه وضعیت به شکلی در اومده که امکان نیازهای اولیه برای خیلیها فراهم نشده. حتی این مسئله که
درست نیست ظاهرا. چون در مرحله آخر بی نطمی اونقدر زیاد هست که خیلیها نتونستن به کمکهای اولیه برسن.
این نکته مهمه ولی چه جوری میشه بدون حساسیتهای معمول و با استفاده از امکانات موجود این کار رو انجام داد؟
مثلا به این دو پروژه نگاه کنین که هر دو مربوط به زلزلهی اخیر هستند و ظرف هفتهی گذشته تعریف شدن:
https://2nate.com/nikgaman-jamshid/western-iran-earthquake
اینها صفحهی پروژهها و مستندات اونها هستند.
به شکل کلی در یک بستر جمعسپاری مالی:
-
صاحب پروژه و یا کسی که مسئولیت پروژه رو به عهده میگیره، لازمه توصیفی از چیستی و چرایی پروژه و کلیات اون رو در صفحهی پروژه درج کنه تا بتونه یه پروژه تعریف کنه. البته برای مورد زلزله بعید میدونم از ابتدا طرح خیلی شفاف بوده باشه، چون سرعتی پروژه رو تعریف کردند.
-
بعد از تعریف پروژه، پلتفرم بسته به اهمیت اونها بعضی رو در محافل مختلف معرفی میکنه. و یا خود افراد آشنا این پروژه ها رو معرفی میکنن تا زودتر به کمک مورد نظر برسن.
-
بعد از جمع شدن کمکها، اگه پروژه موفق شد به حد نصاب تعیین شده برسه، صاحب پروژه موظف هست در مراحل مختلف توضیح بده که بودجهي جمع شده به چه صورتی خرج میشه. مثلا در مستندات سایت دونیت میتونین ببینین که تصویر رسیدهای بانکی که پولی به اشتباه واریز شده و برگشت داده شده بود هم هست.
-
در انتها هم برای پروژههای مهمتر، گزارشهایی از کل فعالیتهای انجام شده در قالب اینفوگرافیک و یا مستندات تصویری در اختیار افراد قرار میگیره.
-
در ضمن خود پلت فرم هم حواسش به مستندات هست و اعتبار صاحب پروژه در واقع از همین گزارشهایی میاد که میده و این اعتبارها باعث میشه صاحبان پروژه راحتتر بتونن پروژههاشون رو به موفقیت برسونن و یا از طرف مردم معرفی شن و … .
اگه بشه پروژه های دونیت یا مهربانه رو از سمت کاربر هدف تعیین کرد، به نظرم خوبه. این طوری تعریف پروژه در زمان کمتری صورت میگیره و بودجهها برای چیزی صرف میشه که واقعا نیاز منطقه و افراد هست.
یک کمکی که میتوان به مردم آن ناحیه کرد، راهنمایی دادن در مورد گرفتن وامهای بلاعوضی است که دولت برای زلزلهزدگان در نظر گرفته است. معمولا به خاطر دور بودن روستاها از بانکها و امکان بی اطلاعی زلزلهزدگان در این مورد، مشاورههای خوبی میتواند از جانب مردم به زلزلهزدگان داده شود.
اتفاقا اصل همین شفافیت به همین مسئله برمیگرده. حتی کسائی هم که میدونن، اونقد به سیستم بدبینن که به سختی میرن دنبال این کار. همونجوری که لاله گفت در حال حاضر هم اونقد درگیر نیازهای اولیه هستن که نمیتونن برای اینکارها انرژی بزارن. شاید بهترین راه کمک در مرحله بعدی اطمینان از همین کمکهای بلاعوض باشه که میتونه خیلیها رو نجات بده.
در زمان بروز بحران نهادی که مسئولیت مدیریتش رو بر عهده داره باید یک ارزیابی سریع و نیاز سنجی کنه، از مناطق آسیب دیده، آسیب مالی، جانی، مسدومان و … نیازهایی که وجود داره رو شناسایی کنن و دستهبندی و اولویت دهی… اونوقت به صورت شفاف اعلام کنن و سازمان هایی که میخوان کمک کنند در حد ظرفیت و تواناییشون مسئولین بر عهده بگیرن و گزارش تامین نیازها رو بدن که نهادهای دیگه و مردم در جریان باشن. اینکه اعلام کنن پتو و چادر بفرستین کار درستی نیست!!! چقدر؟! برای کجا؟! با چه مشخصاتی؟! یهویی میبینین اینقدر چادر و پتو میاد که راه رو برای سایر نیازهای ضروری بند میاره… اگر سازماندهی شده باشه جلوی موازی کاری هم گرفته میشه.
بعد از این مرحله هم باید یک برنامه طولانی مدت برای بازگردوندن افراد به زندگی عادی داشته باشن که برای اون قسمت بیشتر نیازهای مالی برای ساخت و ساز ها هست.
راهنماها و کتاب های آموزشی، دوره آنلاین و خیلی تجربیات زیاد در این زمینه هست. من مطمئنم خیلی ها از خیلی از این چیزها استفاده میکنن. اما سیستممون یکپارچه نیست.
این “بایدها” واضح هست ولی هم ما هم کسائی که آسیب دیدن میدونن که این اتفاقها نمیوفته. مسئله اینه که زمان برای اصلاح ساختار (حتی اگه ممکن باشه) نیست ولی ممکنه با نظارت عمومی بشه جلوی بعضی اتفاقها رو گرفت. به نظرم اگه بشه این کار رو انجام داد، میتونه از اون کارهای ماندگار باشه که در مسائل زیادی به جامعه کمک کنه. منتها به شناخت اجتماعی و همفکری زیاد نیاز داره.
انتقال به بحث مربوطتر: توزیع نامناسب کمکها در زلزله کرمانشاه رو چه جوری به کمک تکنولوژی بهبود بدیم؟
اگر پروژه های مختلف کمک رسانی بتونن با هم تعامل کنن خیلی خوب می شه. مثلا اگر بستری برای این تعامل ایجاد کنند. بجای اینکه هر تیم از الف تا ی همه کمک ها رو پوشش بده، یک تیم فقط چادر توزیع کنه، یک تیم مواد خوراکی، یک تیم بهداشتی و غیره.
- شفاف سازی می تونه از طریق شبکه های اجتماعی انجام بشه. امروز من گزارش های خیلی خوبی از حسین نوروزی در توئیتر دیدم، هم در مورد کمک های تیم خودش و هم یک بررسی اجمالی از وضعیت منطقه بود، و پیشنهاد دادم که همه کسانی که گزارش تهیه می کنند با هشتگی مثل #گزارش_زلزله یا عبارت هایی شبیه به این در توئیتر بنویسند. اینطوری همیشه قابل پیگیری است و امکان ارزیابی برای افرادی که تازه می خوان شروع کنند هم بوجود می آد.
- در اینصورت، وقتی تیم اول گزارش بده که به تمام خانواده های دو روستای ۱ و ۲ چادر توزیع کرده، جای ابهامی نمی مونه. فکر می کنم در اینصورت نیازی هم به درخواست کارت ملی در ازای چادر از زلزله زده نخواهد بود!!!