چرا نوشتن مهم است؟

چند شب پیش بحثی شد در این باره که پادپرس از جنس عهد دقیانوسه و تنها مدل تعامل ممکن درش نوشتن هست، و اینکه الان همه‌ی پلت‌فرم‌های خفن حداقل امکان ارسال ویدیو و یا صدا رو به شکل پیشرفته دارن، و یا از تصاویر جذاب برای انتقال پیام استفاده میکنن و … . در حالی که در پادپُرس کنونی فقط نوشته هست و بس!

اونجا نتونستم مخاطبم رو با استدلال راضی کنم که نوشتن خوب و لازمه و نباید با پیام صوتی جایگزین شه و یا تصویر بشه نقش قالب نوشته ها و … .

دیروز یه نکته‌ی خیلی ساده و مهم دیدم در این باره: «نوشتن، همان اندیشیدن است!» که مجابم کرد بیشتر راجع به دلایل نوشتن فکر کنم. چون در پادپُرس، میشه سبک نوشتن تعاملی و فکر کردنِ تعاملی رو تجربه‌ کرد، حیفم اومد تنهایی پیش برم:

پرسش

آیا نوشتن مهمه؟ چرا یا چرا نه؟
آیا فقط نویسنده‌ها باید درست و خوب نوشتن را بلد باشند؟
یا این مهارتی هست که هر کداممان باید در حد استاندارد ازش بهره برده باشیم؟

این حد استاندارد برای بلد بودنِ نوشتن، چه جوری میشخص میشه؟

11 پسندیده

به تجربه خودم اشاره کنم. روزی به فرزندم گفتم تو همواره رمان ها را می خوانی. هر چی رمان در فضای مجازی است را مطالعه کرده ای. بهتر است روزی تصمیم بگیری و خود نیز رمان نویس شوی. ایشان هم بررسی کرد و کم کم شروع به نوشتن نمود و هم اکنون رمان نویس نوجوان کشور با دو رمان چاپ شده تحت عنوان «از رویا» و «عشق به طعم دریا» می باشد رمان «روزای خیس» را هم در دست نوشتن دارد. [email protected]
اینکه نوشتن، اندیشده ورزی است را هم بنده به آن اعتقاد دارم. در زمان نوشتن، شما ذهن خود را مرور می کنی و به نوعی شکوفایی می رسی. نوشتن کارکرد خود دارد و صوت و ویدئو نیز همچنین.

7 پسندیده

نوشتن رو میشه چارچوب ارتباط های انسانی در نظر گرفت. هر روز در معرض انواع نوشته ها هستیم، از نامه های اداری یا دوستانه گرفته تا تابلوهای راهنمای خیابان و … . حتی یک فیلم هم قبل ساخته شدن در قالب یه نوشته هست، و برا همین هر خلاقیتی که بخواید در محصولا و اتفاق های اطرافتون اعمال کنین اول در سطح نوشته اعمال میشه.

6 پسندیده

من فکر میکنم یک سری قابلتیهای بسیار مهم در نوشتن وجود داره که الان در فایلهای صوتی قابل دسترس نیست. ولی خود نوشتن رو یک مهارت الزامی برای دنیای امروز نمی‌بینم. میشه به راه‌حل میانه هم فکر کرد و اون اینکه قابلیت تبدیل صوت به نوشتار در اینجا اعمال بشه یا افراد بتونن از نرم‌افزارهای تبدیل صوت به نوشتار استفاده کنن.

نوشتار قابلیت تجزیه و تحلیل بسیار بالاتری به فکر و تعامل میده، به دلیل اینکه عملا انتقال مفهوم را به شکلی کد شده از طریق تصویر انجام میده. فکر نمیکنم صدا این قابلیت رو داشته باشه که به فرد مقابل توان تجزیه و تحلیل جامع رو بده.

قابلیت ارجاع به قسمتهای مختلف در نوشتار بسیار ساده‌تره و در روشهای دیگه بسیار سخت به نظر میاد. این قابلیت ارجاع برای تعامل سازنده بسیار ضروریه، مثالهای زیادی از این ارجاع به قسمتهای مختلف رو در بحثهای مختلف میشه دید. بدون ارجاع، نمیتونم یک تعامل به پیش رونده رو تصور کنم! شاید ذهن من در این قالب گیر کرده!

من فکر نمیکنم صدا یا تصویر به تنهایی جایگزین مناسبی برای ارتباط در تعامل سازنده باشن، بیشتر به درد گپ زدن و سرگرمی میخورن. در بقیه جاها هم بیشتر دنبال سرگرم کردن آدمها هستن تا ایجاد تعامل مناسب. در ضمن نیازی هم به آزمون نداریم، تجربه بحثهای گفتاری در جمع میتونه بهمون کمک کنه تا بدونیم که برای سازنده بودن بحث و تعامل چقدر نیاز به ثبت مناسب روند بحثها داریم!

4 پسندیده

عهد دقیانوس ! چه باحال چه کلمه باحالی
نوستالژی مثلا D:خب دلیل قانع کننده ای برای فعالیت یا فعالیت نکردن نیست ! مثال میزنم شرکت سونی دستگاه پلی استیشن 4 تولید کرده هنوزم کلی داره پلی استیشن قدیمی 1 تولید میکنه تا بازیش کنن !
اتفاقا همش ترسم این بود که معتاد اینجا نشم که شدم :////

اگه اینجا نوشتن یا نویسنده های خوبی رو جذب کنه و نوشتن به کیفیت بالایی برسه ! واقعا جای معرکه ای میشه D:

به نظر من بیاییم راجب اینکه نوشتن خوبه یا بده بحث نکنیم ! چون یه چیز کاملا ثابت شده اییه !

بیایین راجب این صحبت کنیم که چطور با نوشتن همو قلقلک بدیم !
چطور با نوشتن با احساسات و تخیل و خیال و … بطور کلی جذاب کنیم نوشتمونو D:

مثل یه آهنگ زیبا !

حالا اینکه نوشتن مهم است یا نه ؟!
نوشتن هم یه هنر تلقی میشه امروزه !
بزرگ ترین دستاورد انسان از سایر موجوداته و بزرگترین اختراع انسانه !

دیگه نمیدونم چطور باید از مهم بودنش گفت چون که 1000001 دلیل برای مهم بودنش هست ! اگه مثال نغضی دارید رو کنید D:

1 پسندیده

من فکر میکنم نوشتن و خطوط و سطور -ترجیحا کاغذ!- جاییه برای خودشناسی. جایی که بهتر می تونی خودت رو از زاویه ی بیرون ببینی.
در واقع من وقتی می نویسم، ذهنم راجع به خواسته هام، عقایدم،تصمیماتم و خیلی چیز های دیگه یه جور فرا شناخت پیدا میکنه. این نوشته ها هم به درد همون زمان می خوره و هم این که در اینده اگر دوباره بخونمشون، می تونم سیر تکاملی خودم رو بررسی کنم. ببینم چطور تغییر کردم، و چه چیز هایی و یا چه کسانی باعث این تغییرات شدن، این تغییرات مثبت بودن؟
و چه بهتر این که نوشته هات رو علاوه بر خودت کس دیگری هم قضاوت کنه. این جوری وارد یه فرایند فعال میشی و ذهنت به جنبش بیش تر میوفته برای فکر کردن.

1 پسندیده