آیا واقعا دانش ما رو بدبین و استعداد ما رو بی عاطفه کرده؟

بستگی به معنای دانش و معنای بدبینی-بی عاطفگی در این دیالوگ داره.

منظور از دانش در این دیالوگ، چیه؟ علم – science و یا آگاهی – knowledge؟

اگه منظور، علم هست، خب علم وظیفه ش ایجاد شک هست. و دقیقا به دلیل همین شک‌ها بوده که بشر به خیلی از آگاهی‌ها دست پیدا کرده. شاید با کمی دستکاری معانی، بشه شک رو به عنوان بدبینی تعبیر کرد.

اگه منظور، آگاهی هست، دقیقا نمیدونم چطور ممکنه آگاهی باعث بشه فقط قسمت منفیِ نگاهمون به حقایق و واقعیت‌ها پررنگ شه، چون چنین سبکی از آگاهی‌ بایاس و سوگیری داره.

در حالت کلی، فکر میکنم دانش، چه علم و چه آگاهی، باعث میشه قدرتِ خرافات و پندارهای تلقینی کم بشه.

2 پسندیده