از فلسفه‌ی علم چی میدونید؟

فلسفه
فلسفه_علم
علوم_پایه
یادگیری

(Sepideh) #1

فعلن توضیحی نداره. هرچی میدونید بنویسید.


(Naser Eslami) #2

کلمه فلسفه ی علم انگار می خواد بگه فلسفه بالاتر از علم هست و علم زیر مجموعه فلسفه است یا شاید منظور معنای حقیقی علم و می خواد توضیح بده.
کدوماش؟
مگر فلسفه جواب هر ان چیزی نیست که علم براش جوابی نداره؟ پس این دو از هم جدا هستند.
بیشتر به نظرم منظورش اینه که حقیقت علم چیه؟ و چرا هست؟ خب این سوال که سوال فلسفی نیست.
مثل این می مونه بگم فلسفه موبایل چیه؟ موبایل فلسفه نداره. علم دانش بشره که در طول زمان انباشته شده ، همه چیزش مشخصه و هدفش هم راحتر کردن زندگی انسان هست.
ولی شاید هم بشه فلسفه بافی کرد برای علم.
به نتیجه خاصی نرسیدم


#3

ببینید فلسفه به تبیین پدیده ها گفته میشه( اگه خلاصه بگم )
در مورد فلسفه علم نظر شخصیم این هستش که فلسفه بسیار بالاتر از خود پدیده می تونه باشه و حتی می تونه اصل باشه.
از فلسفه مهم تر تاریخ فلسفه هست و توی این مبحث تاریخ گرایی و شناخت شناسی می تونه از مهمترین موضوعات باشه.
البته این نظر شخصی من هستش و نمی تونه یه نظر تخصصی باشه.


(Sepideh) #4

چه نظر خوبی! :heart_eyes:

قسمت دوم این جمله به کارکرد فلسفه‌ی علم نزدیکتره. هر موضوعی که آدما توش مطالعه میکنن فلسفه‌ی خودش رو داره؛ مثل فلسفه‌ی دین، فلسفه‌ی اخلاق، فلسفه‌ی زیست‌شناسی و فلسفه‌ی علم. اینطور فلسفه‌ها سعی میکنن به کسایی که توی اون زمینه مشغول به کار هستن دید بدن که اصلن چرا این فیلد وجود داره، به چه روش‌هایی میتونن توی اون موضوع مطالعه کنن، و کارکرد این موضوعات چی هستن. به طور خاص فلسفه‌ی علم سعی میکنه توضیح بده به چه چیزی بگیم علم و به یه سری پرسش اساسی توی دنیای علم جواب بده. مثل اینکه آیا علم (یا همون روش علمی) میتونه ما رو به حقیقت برسونه؟

چه سوالی فلسفیه؟

پس فرقی بین طب سنتی و پزشکی مدرن وجود نداره؟ بلخره اون هم یه دانشیه که انباشته شده.

یسری مسئله توی علم وجود داره مثل اینکه “آیا چیزی که با روش علمی به دست میاد حقیقته؟”. اونجا این شک ایجاد میشه که با منطق علمی سنتی (منطق انی به عربی و استقرایی در فارسی و inductive reasoning) مشاهدات ما حتا با روش علمی هم لزومن به یه جواب واحد نمیرسن.
یا مثلن نتیجه‌ی یه پژوهش نشون میده رابطه‌ی مستقیم بین سرطان سینه در خانم‌ها و سطح تحصیلات‌شون وجود داره. یعنی زنانی که مدرک دکترا دارن با احتمال بیشتری نسبت به اونایی لیسانس دارن سرطان سینه میگیرن. این پژوهش با روش علمی انجام شده. نظر شما چیه؟ آیا زن‌ها باید تحصیل رو برای سلامت خودشون هم که شده کنار بذارن؟

این کار علمه. فلسفه معمولن پرسش ایجاد میکنه، نقد میکنه، و سعی میکنه به گذاره‌های منطقی برسه.

بالاتر یعنی چی؟

یکم بیشتر درباره‌ی هرکدوم از اینها توضیح میدین؟ تاریخ فلسفه، تاریخ‌گرایی و شناخت‌شناسی.


#5

روش تبیین پدیده ها منظورم بود که روش جا افتاده بود.

ما به غیر از ادراک پدیده ها هیچ چیز دیگه ای از اون پدیده ها نمی دونم نه واقعیت و نه حقیقت. ما پدیده ها رو از فیلتری به نام مغز رد می کنیم که بسیار سانسور شده و بایاس دار هست. واسه همین هم ابزار دقیق رو بوجود آوردیم.
به نظرم فلسفه اونجا اثر می کنه جایی که شهود و واقعیات می تونن دستخوش تغییرات ناخواسته بشن.
من تا جایی که از فلسفه علم متوجه شدم و خوندم روش تبیین پدیده ها رو بررسی می کنه علم چندین تعریف داره و این تعاریف با روش های مختلف تبیین پدیده بوجود اومدن.


(Sepideh) #6

میتونین مثال‌هاشو بگین؟


#7

در رابطه به شناخت شناسی و معرفت شناسی در فلسفه و علوم شناختی می تونم این رو بگم که بنیان های فلسفه رو جابجا کرده از همان قرن ۱۷ و روز به روز هم داره این کار رو شدید تر انجام میشه. ساده بگم حصول معرفت و شناخت خودش آغاز گر ادراک هستش.
در مورد تاریخ گرایی هم خیلی واضحه یه سرچ ساده گوگل می تونه تمام بایاس های ما رو از فهم و تبیین و ادراک نشون بده.


(Sepideh) #8

ممنون!
سرچ که از اول میتونستیم همه‌ی اینا رو سرچ کنیم، ولی تو پادپرسیم که تو پادپرس جواب سوالامونو بگیریم و اینجا گفت و گو ایجاد کنیم (برای من حداقل :sweat_smile:).


#9

خب بیایین گفتگو کنیم برای من هم جالب شد چون آخرین باری که این موضوعات رو بررسی کردم و مطالعه کردم چند سالی میگذره!!

تعریف شما از پدیده چیه؟
تعریف شما از واقعیت چیه؟
تعریف شما از حقیقت چیه؟
تعریف شما از شناخت چیه؟
تعریف شما از فلسفه چیه؟
تعریف شما از علم چیه؟

نمی خوام روی تعاریف بحث کنیم فقط می خوام موضعمون رو نسبت به مفاهیم و کلمات کاربردی مشخص کنیم.


#10

البته توی فلسفه حتی فلسفه اسلامی هم قدمت چند صد ساله داره


(Naser Eslami) #11

این مسائل اصلا علمی نیستند. اصلا علم چکار داره به حقیقت؟ این سوال فلسفی هست نه علمی. سوال علمی یعنی خاصیت مایع چیه ؟ سوال فلسفی یعنی آیا این خاصیتی که علم برای مایع تعریف کرده حقیقته اون ماده هست؟

خب این علم نیست هنوز. نیاز به تحقیق بیشتر داره 100 سال بعد به نتیجه میرسیم تا وقتی که به نتیجه نرسیم که نمی تونیم بگیم این علم هست.

مثلا سوالاتی مثل اخلاق یعنی چی ؟ عدالت یعنی چی ؟ روح یعنی چی ؟ حقیقت یعنی چی ؟ جالبه هیچ جواب درستی هم در مورد هیچ کدوم نیست.

اینا نگاه به جزئیات هست. شما ببین پزشکی مدرن مثل ساختمان شیکی می مونه که زیر بنای این ساختمان رو طب سنتی تشکلیل داده. همه چیز از اونجا شروع شد دیگه.


#12

از لحاظ فلسفی به این دوتا نگاه کنید متوجه میشید که طب سنتی بنیانش بیشتر بر پیش گیری بوده و اگر هم درمانی توش هست بیشتر بر مبنای تغییر در رژیم غذایی و سبک زندگی هستش.
ولی طب نوین بیشتر بر پایه درمان هستش و اکثر روشها برای بهبود علایم و بیماری ها هستند و نگاه بسیار اندکی به سبک زندگی و … داره.


#13

بزرگی علم را دو شاخه دانسته مسموع و مطبوع و معتقد است که آنچه که در کلاس میشنویم و یاد می گیریم از قبل در فطرتمان حک شده و با فرا گرفتن غباری را که در فطرتمان بر روی آن نشسته کنار میزنیم

اگر بخواهیم راجع به فلسفه علم بدانیم اولین راه . روشهای حصول علم است که یا از راه شنیدن و یا از راه دیدن و یا اعتماد بر پیشینیان است .
به نسبت مراتبی که از راه شنیدن به دست می آوریم (شنیدن سطحی و شنیدن عمیق و ادراک)و نیز به نسبت مراتبی که از راه دیدن کسب میکنیم و بااطلاع از اینکه هیچکدام ازمفروضات به میزان صد در صد نیست خود را صاحب معلومات فرض میکنیم
تمام قوانین علمی اول بصورت فرضیه مطرح میشوند و بعد اثبات میشوند که در این مسیر از خیلی مسایل که تاثیر کمی دارند صرفنظر میشود
انسان هم با خیلی از عواطف و احساسات و کمو کاستی ها و هواهای نفس و نیات مثبت و منفی خلق شده که میتواند در این مسیر تاثیر داشته باشد.
در تاریخ علم میخوانیم که ابوعلی سینا یا خواجه نصیر الدین طوسی و دیگران چقدر تلاش و صبر و تحقیق میکرده اند و برای بدست آوردن کتابچه یا رساله ای از دانشمندی دیگر چقدر سختی تحمل میکرده اند تا به مقامات علمی میرسیده اند ولی الان با اینکه اینقدر فاصله ها کم شده و تکثیر آثار دیگران زیاد ولی دیگر از آن دانشمندان که در هر زمینه ای قطب باشند اثری نیست.
هرگز دل من ز علم محروم نشد / کم ماند ز اسرار که معلوم نشد
هفتاد و دو سال درس خواندم شب و روز / معلومم شد که هیچ معلوم نشد(حکیم عمر خیام)


(امیرعلی) #14

«فلسفه علم» منو یاد کتاب «تاثیر علم بر اجتماع» از آقای راسل می‌اندازه و فکر میکنم فلسفه علم یه چیزی مثل همین تحلیل راسل در خصوص تاثیر مثبت/منفی که علم بر اجتماع گذاشته باشه.


(Farshid Zamani) #15

من فکر میکنم اگر چرا های فلسفه نبود علم رشد نمیکرد و رشد علم مدیون چرای های فلسفه است که در هر جایی یک چرا میگذارد تا دلیل آنرا بیابند و این چرا ها باعث شد که بیشتر تفحص و تجسس صورت پذیرد و موشگافی و حل چرا های فلسفی آغاز گردد و در نتیجه علم گام به گام به حالت امروزی رسید.