خوب اول کمی دقیقتر صحبت کنیم به عنوان دو فیزیکدان: چیزی که شما مطرح میکنین واقعیت هست و نه حقیقت به معنی عام. البته از نظر منطقی، میشه واقعیت رو تبدیل به گزارهای با خاصیت درست یا نادرست کرد. منتها برای بررسی سئوال لازمه این دقت در اصطلاح رو داشته باشیم.
وقتی با واقعیت سروکله میزنیم، با اندازهگیری و داده سروکار داریم و این سئوال بسیار مهمه که خوب این اندازهگیری تمام واقعیت رو به ما میده یا نه. جواب اینه که خیر، از نظر علمی، برعکس باید به داستان نگاه کنیم، ادراک ما از واقعیت تنها در حوزه دادههایی که داریم قابل استناد هست و خارج از اون حوزه چیزی نمیتونیم بگیم. یعنی فراتر از حوزه دادهها، هر چیزی میتونه درست باشه و میتونه غلط باشه. از نظر علمی این مسئله آزمونپذیر نیست، مگر اینکه حوزه دادهگیری گسترش پیدا کنه.
دلیل هم به مسئله اندازهگیری و ابزار برمیگرده. دادهها با ابزار گرفته میشن و ابزار با محدودیتها مشخص میشه. با زمان محدودیتهای ابزار به تدریج تغییر میکنه و دادههای وسیعتری به دست میاریم، ولی از دیدگاه علمی انتظار نداریم که زمانی برسه که این محدودیتها به طور کلی از بین بره.
با این توضیحات، داده صرفا میتونه بگه یک شکل از واقعیت میتونه درست باشه و نه اینکه به شکل قطعی صحبت کنه. ولی برعکس، داده میتونه اشکالی از واقعیت رو رد کنه.
مثالی که آوردین رو در نظر بگیریم. فرض کنیم نمیدونیم که شکل سه بعدی چی هست. اول سطح مقطع دایره رو میبینیم. هر شکلی با سطح مقطع دایره میتونه این داده رو تولید کنه، از جمله یک کرهی سهبعدی. ولی وقتی سطح مقطع مربعی رو میبینیم، میتونیم مطمئن باشیم که شکل کُره نیست! هنوز شکل اصلی کاملا نامشخص باقی میمونه!