تا به حال عقایدتون را به چالش کشیدین؟

روانشناسی
جامعه_شناسی
درسهای_زندگی

(فرشته مرادی) #1

تا به حال چند بار عقیده‌هاتون رو به چالش کشیدین؟ از تجربه‌تون بگین؟ نتیجه‌ی این به چالش کشیدن چی بوده؟

دنباله‌ی موضوع چطور عقایدمان شکل می‌گیرد؟


(امیرعلی) #2

بسیار!! یکی از چیزهایی که فکر میکنم شاید یکی از مشکلاتم باشه اینکه عقایدم در حوزه‌های مختلف _ خصوصا الهیات ، فلسفه ، اقتصاد و جامعه‌شناسی _ را به چالش میکشم که گاهی منجر به تغییر عقیده‌ام میشه در نتیجه 3ماه پیش در خصوص یک موضوعی به دوستم یک نظر میدم ولی الان بهش میگم اون نظری که داشتم رو الان قبول ندارم و عقیده‌ام عوض شده در نتیجه محکوم به عدم ثبات عقیدتی_فکری میشم :laughing: گاهی اوقات نیز بین دو عقیده حالت آونگ پیدا میکنم و رفت و برگشت ایامی را با این عقیده و ایامی را با آن عقیده سپری میکنم :grin:

ماجراها اینجوری شکل میگیره که من پیرامون یک موضوع مطالب و کتابهایی میخوانم و به این نتیجه میرسم که بهتر از سایر دیدگاه‌هاست. اما ناگهان با نویسنده دیگری آشنا میشوم که همان عقاید را به چالش کشیده در نتیجه برام سوال پیش میاد که این عقیده‌ای که داشتم واقعا بهتر از بقیه بوده؟! در نتیجه برخی از آثار این نویسنده جدید (که گاهی منتهی میشه به آشنایی با مجموعه‌ای نویسندگان در یک مکتب فکری) ؛ را مطالعه میکنم و می‌بینم که با منطق بیشتری عقیده‌ام را به چالش کشیده و در نتیجه دست از عقیده قبلی بر‌میدارم. تا زمانی که با نویسنده دیگری آشنا شوم.

مثلا در علم اقتصاد. کتاب سرمایه کارل مارکس رو مطالعه میکنم ، برخی مقالات مارکس رو هم مطالعه میکنم و در این خصوص آثار برخی از فلاسفه و اقتصاددانان متمایل به سوسیالیسم رو هم مطالعه میکنم در نتیجه به این نتیجه میرسم که سوسیالیسمِ اقتصادی میتواند شیوه مطلوبی برای غلبه بر چالشهای اقتصادی و حتی اجتماعی مثل پیشرفت و رفاه شود. ( امیرعلی در جمع دوستان به نقد سرمایه‌داری می‌پردازد :face_with_monocle:)

اما در حین تداوم مطالعاتم ناگهان با اسمی به نام فردریش فون هایک مواجه میشم و زندگینامه‌اش رو میخونم و میبینم ایشان منتقد سوسیالیسم و طرفدار اقتصاد بازار است. وسوسه میشم برخی از کتابهای اقتصادیش رو که به نقد سوسیالیسم پرداخته مطالعه کنم و حین مطالعات متوجه میشم که نقدهای دقیق و جالبی به اقتصاد سوسیالیستی وارد میکند! همین باعث میشود بیشتر به مطالعه آثار دیگرش بپردازم و نهایتا با نویسندگان و اقتصاددانان مکتب اتریش مواجه میشم. در نتیجه در عقاید اقتصادی قبلی‌ام دچار شک میشوم و نهایتا کتاب ثروت ملل آدام اسمیت را دقیق‌تر میخوانم و تفسیر میکنم(!!) و متوجه میشوم که بله کارایی اقتصاد بازار بیشتر است و میتواند موفق‌تر باشد. (امیرعلی در جمع دوستان مدافع اقتصاد بازار شده است :grin: و در نتیجه به عدم ثبات فکری متهم میشود :crazy_face:)

شرمنده اگه منبر سخنرانی‌ام طولانی شد ، چون سوال جالبی بود که زیاد تجربه‌اش میکنم شاید بیش از حد نرمال :thinking: :grin:


(Naser Eslami) #3

من حدود 6 سال پیش کل عقایدم و پاک کردم و شروع کردم به یاد گرفتن. یعنی تا میشه سعی می کنم بدونم تا اینکه چشم بسته چیزی و قبول کنم.