واکنشتون به اینکه اشتباها "دکتر" خطاب بشید چیه؟

مخاطب سوالم افرادی هستند که مدرک دکتری عمومی یا دکتری تخصصی ندارند، آیا پیش اومده که در یک مکالمۀ دو نفره یا در جمع به اشتباه شما رو خانم یا آقای دکتر خطاب کنند؟ حستون چی بوده؟ واکنشی نشون دادید؟
در جمعی بودم که یک ایرانی تحصیل کردۀ آلمان همه رو با پیشوند دکتر صدا می کرد و افراد هم بعضا تذکر میدادن که “من دکتر نیستم”، ایشون در جواب یکی از افراد گفت که ایرانی ها خوششون میاد دکتر صداشون کنن! و این منو به فکر فرو برد که واقعا خوشمون میاد؟
من به شخصه حتی اگر در همون لحظه واکنش نشون ندم نوعی حس فریب دادن مخاطب دارم و در اولین زمانی که امکانش باشه با لحن شوخی یا جدی یا هر شکلی که اقتضای صحبت باشه ذهنیت مخاطب رو اصلاح می کنم.

7 پسندیده

مهندس زیاد صدام کردن اما دکتر خیر.
در باور ذهنی مردم مهندس بیشتر به کسی اطلاق میشه که فوت و فن یه کاری رو بلد باشه حتی اگه مدرکی نداشته باشه! انقدر شنیدم که حتی نمیخوام ذهن مخاطب رو عوض کنم چون چند باری که تلاش کردم به این جواب رسیدم که منظور مدرک مهندسی نیست و منظور کاربلد بودن در زمینه ای خاص هست.
اما فکر میکنم دکتر رو بیشتر برای پزشکان اطلاق میکنند و ذهن ناخودآگاه به سمت پزشک می رود حال اینکه شاید طرف ما دکترای گیاه شناسی یا دکترای نجوم داشته باشد. تا به حال دکتر خطاب نشده ام حتی به مسخره :grin: اما مردم با دیدن من انگار یاد هنر می افتند و سر صحبت را در مورد مسائل هنری باز میکنند :thinking:

4 پسندیده

این مطلب شاید کمی بی ربط باشد اما به نظرم جایش همین جا است!
شوربختانه این بلایی است که جامعه ی امروز را درگیر خودش کرده!آنچه که من می بینم ایننست که لقب ها خیلی به فرد اعتبار خاصی می بخشد!
به نظرم بعضی از ما خوشمان می آید اینطوری صدا شویم، «دکتر» و «مهندس» که هیچ بعضی با «حاجی» خطاب شدنشان هم ذوق می کنند! چه بسا که اصلا اعتقاد آنچنانی هم به مسایل دینی نداشته باشند!
حتما دیده ایم کسی را که همسر یک آقای دکتر است و در عین حال سواد آنچنانی ندارد و «خانم دکتر» خطابش می کنند و او هم باد در غبغب می اندازد و فکر می کند چه خبر شده!!
دیده ام مدیر بانکی را که با بالا دستی اش تلفنی صحبت می کرد در حالیکه او را «جناب رییس بزرگوار» خطاب می کرد و از جایش بلند شده بود!!
در واقع اینطور خطاب کردن ها ناشی از بی هویت شدن ماست!شاید هم ناشی از ناآگاهی و سطحی نگری!
سعی می کنیم ارزش یک شخص را با مدرک اش بسنجیم، البته یک آدم تحصیل کرده محترم است اما نباید این دستاویزی برای سو استفاده و گاهی چاپلوسی و ارزش گذاری روی افراد شود.
چه بسا افرادی بی سواد که انسانیت بیشتری از یک دکتر یا مهندس دارند!

شخصا اعتقاد دارم که عناوین علمی فقط باید در محیط های مخصوص خودش گفته شوند و در روابط ام با دیگران سعی می کنم خودم هم این موضوع را رعایت کنم، مثلا اصلا خوشم نمی آید وقتی استادم را در خیابان می بینم «دکتر» خطابش کنم،نمی دانم چرا باید حتما اینطوری احترام بگذاریم؟
اینگونه خطاب کردن ها(اشتباها یا به درست) فقط باعث می شود تا بعضی از افراد خودشان را در جایگاهی بالاتر ببینند.
همه ی ما انسانیم و اگر کسی نتوانسته دکتر یا مهندس بشود یا مثلا وکیل شده(که دیگر لقبی شامل حالش نمی شود!) جرم نکرده.

8 پسندیده

پیش خودمون باشه، ولی آلمانی‌ها ترجیحشون اینه که حتما پیشوند دکتر براشون رعایت شه، اگه دکتر باشن! به من تو آلمان گفتن تلاش نکن استادی رو با اسم کوچیک صدا کنی، هر چند گاهی جواب میده ولی اکثر اوقات برای طرف مقابل ناخوشاینده! حتی منشی دانشگاه اساتید رو با پیشوند «دکتر» یا «پروفسور» خطاب قرار میداد، بقیه جاهای دنیا، مثلا فرانسه یا هلند، این طوری نیست.

شاید دوست آلمانی از ترس اشتباه کردن همه رو دکتر خطاب میکرده.

اگه جمع کمی (فقط کمی) غیرخشک باشه با خنده میگفتم و میگم «دکتر عمه‌ته!» یا «دکتر عمه‌تونه!» :grin:

9 پسندیده

نکته خوبی از تفاوت فرهنگی گفتید. که اونجا حساس هستند روی اینکه استفاده بشه از پیشوند.
این که اشتباه دکتر خطاب کنن یه مساله است مساله دیگه وقتیه که مثلا بحث درباره جامعه شناسیه و شخص مثلا دکتری ریاضی داره، وقتی فرد دکتر فلانی خطاب میشه، مغالطه مرجع غیر مرتبط (اگه اصطلاحشو درست به کار برده باشم) پیش میاد. یعنی به اعتبار عنوان دکتر، فرد مطلع تر لحاظ میشه در حالی که تخصصش هیچ ارتباطی به موضوع نداره. درباره انبوه پزشکانی که در بخش های مختلف کشور مشغول هستند هم این نکته صادقه. شخصی که پزشک هست و مثلا رئیس سازمان محیط زیست میشه دیگه نباید دکتر خطاب بشه!

5 پسندیده

این سوال منو یاد یک خاطره ی شیرین انداخت:
من ترم اول کارشناسی بودم، با دو تا از دوستانم یک مقاله نوشتیم برای هشتمین همایش فلسفه ی تعلیم و تربیت در کرمان.
وقتی مقاله مان پذیرفته شد، اونقدر خوشحال بودیم که برای دوستانمان شیرینی خریدیم. خیلی این همایش برایمان ارزش داشت.
وقتی در همایش حاضر شدیم، متوجه شدیم سطح همایش خیلی بالاست. ما دانشجوی ترم یک بودیم و همه دکتر! مباحث هم اونقدر سنگین بود که تقریبا هیچی نفهمیدیم. کارگاه ها هم با زبان انگلیسی برگزار شد.
وقتی در یک کارگاه تمام سعی خودم را میکردم که متوجه شوم داستان از چه قرار است، خانمی که کنار من نشسته بود، پرسید: شما دکترین؟
من در آن لحظه دنبال یک آینه بودم، دوباره به خودم از این زاویه نگاه کنم ببینم آیا به من میخورد دکتر باشم؟ :grin:
در پوست خودم نمیگنجیدم.

6 پسندیده

معمولا تو بیمارستان یا مطبای خصوصی هرکی روپوش سفید به تن داشته باشه صداش میزنن دکتر (چون متاسفانه اکثر پرسنل پیراپزشکی عشق پزشکی بودن و دوس داشتن پزشک بشن اما به هر دلیلی نشده) ،از اونجا که من دوس ندارم بهم بگن دکتر چون دکتر نیستم هروقت دکتر خطابم میکنن یه لبخند میزنم و بهشون میگم من دکتر نیستم که تازه اونوقت باید برا یه سریا توضیح بدیم که سِمِتمون چیه.

7 پسندیده

در مورد آلمانی‌ها نکته جالب اینجاست که وقتی لقب پروفسور هم دریافت میکنن، باز هم لقب دکتر رو نگه می‌دارن. عموما در رتبه‌های دانشگاهی بعد از پروفسور شدن، شخص با لقب «پروفسور فلانی» خطاب میشه ولی در مورد آلمانی‌ها چیزی که دیدم اینه که از «پروفسور دکتر فلانی» استفاده کنن!

2 پسندیده

از این القاب که بالابردن منزلت اجتماعی است لذت می‌بریم که به همین دلیل صدا کردن فرد به نام دکتر و مهندس باعث واکنش بهتر فرد میشه!
مثلا زمان ناصرالدین‌شاه اوج این القاب افتخاری بود. سیف‌الدوله ، ادیب‌السلطنه ، رکن‌الدوله ، شمس‌السلطنه ، شرف‌الدوله ، صمصام‌السلطنه ، حکیم‌الدوله ، معزالسلطنه ، نجم‌الدوله ، قوام‌السلطنه ، فلان الدوله ، بهمان السلطنه. بعد قاجار فارسی شده القاب غربی رواج پیدا کرد.
اکثر مواقع استفاده از این لقب‌ها عمدی است. یعنی فرد میداند که طرف مقابلش دکتر نیست ولی به قول معروغ میخواد هندوانه زیر بغلش بگذاره! خصوصا در دیوان‌سالاری دولتی و مراکز خدماتی این مسئله کاملا مشهوده که برخی کارکنان مراکز خدماتی (ادارات دولتی ، بیمارستان ، دانشگاه و غیره) به این القاب واکنش مثبت نشان میدهند و خواهان چنین ارجی هستند تا کارت رو راه بندازند. جناب شمس الشموس ، فخرالدین ، کمال الاحسان ، منورالفکر و … یه امضا زیر برگه ما بگذار!

این مسئله سابقه تاریخی داره و به راحتی تا 500سال قبل میشه این روند رو در دیوانسالاری کشور ردگیری کرد که برای حل مشکلات دو راهکار وجود داشته اول پرداخت رشوه (سهل‌ترین راه) ، دوم چاپلوسی و تملق (برای کسانی که نمیتوانند از مورد اول استفاده کنند!).

4 پسندیده