پول تمیز، پول کثیف

حتما شمام شنیدین بعضی کارها پولشون کثیفه، مثلا خیلیا اعتقاد دارن پولی که از تعمیرگاه به دست میاد کثیفه!

به نظرتون این نظر درسته؟ یعنی میشه یه نفر زحمت بکشه، اما پولی که در میاره خوب نباشه؟

1 Like

من تا حالا نشنیدم این رو.

کثیف از چه نظر؟ یعنی روغنیه؟ یا به لحاظ ذهنی و معنوی کثیفه؟

از نظر معنوی، و البته تعمیرگاه رو به عنوان مثال گفتم. البته بعضی جاها به جای کثیف می گن بی برکت

شاید برمیگرده به اینکه کار تولیدی نیست در قیاس با کشاورزی. شبیه به همین دیدگاه رو من توی ادمای قدیمی نسبت به مغازه داری دیدم.

2 Likes

برادر من مدتی در تعمیرگاه ماشین کار می‌کرد. کارش از نظر بدنی خیلی سخت بود و تعریف می‌کرد مردم زمانی که می‌خواهند پول تعمیرات را بپردازند با اکراه این کار را می‌کنند. به خصوص زمانی که می‌بینند فقط یک قطعه عوض شده و نهایتا یک ساعت بیشتر طول نکشیده.

مشکل اینجاست که شخصی که ماشین‌اش را برای تعمیر به تعمیرگاه می‌برد خیلی از چیزها را نمی‌بیند و یا در نظر نمی‌گیرد. فقط یک ضرب و تقسیم می‌کند و هزینه تعمیرات را با حقوق چند ساعت کار پشت میز نشینی مقایسه می‌کند. اما این را در نظر نمی‌گیرد که هزینه اجاره مغازه، بیمه، حقوق شاگرد و خستگی بدنی را هم باید بپردازد.

تا جایی که می‌دانم هزینه‌های تعمیرات از طرف صنف تعمیرکاران تعیین می‌شود. با این حال خیلی از مردم هنوز هم با اکراه این هزینه‌ها را می‌پردازند.

1 Like

الان که صفتش رو تغییر دادین، یاد بنگاه های املاک و یا حتی بازاریاب ها افتادم!

علاوه بر چیزهایی که Yousef‌ و Ali مطرح کردن، یه دلیل دیگه ش هم میتونه تعداد بارهای تجربه های ناشاد-ناخوبی باشه که افراد در مواجه به چنین شغل هایی داشتن. یعنی احتمالا اگه بچه های طراحی خدمات بیان یه سر و سامونی به فرایندهای این مدل خدمات بدن، احتمالا این تصور هم کم و کمتر میشه.

2 Likes

اصولا چون در آمد‌ها در کارهای مختلف ساماندهی قانونی نشدن، دست افراد برای سوء استفاده بسیار زیاد هستش. به نظر من پول در کشور ما با معنای خودش فاصله زیادی داره و ارزش هر ریال برابر با اونی که جامعه حس میکنه نیست. به نظر من هرچی این فاصله زیادتر میشه پول کثیف بیشتر معنا پیدا میکنه.

1 Like

برای تعمیر دیگ بخار یک کشتی عظیم بخاری از یک متخصص دعوت کردند.
وی پس از آنکه به توضیحات مهندس کشتی گوش داد و سوالاتی از او کرد به قسمت دیگ بخار رفت
نگاهی به لوله های پیچ در پیچ کرد و چند دقیقه به صدای دیگ بخار گوش داد و چکش کوچکی را برداشت و با آن ضربه ای به شیر قرمز رنگی زد …
ناگهان تمام موتور بخار کشتی به طور کامل به کار افتاد و عیب آن برطرف شد و آن متخصص هم در پی کار خود رفت!
روز بعد که صاحب کشتی یک صورتحساب هزار دلاری دریافت کرد متعجب شد و گفت که این متخصص بیش از پانزده دقیقه در موتورخانه کشتی صرف نکرده است.
آنگاه از او صورت ریز هزینه ها را خواست و متخصص این صورتحساب را برایش فرستاد:
ضربه زدن چکش 1 دلار !
دانستن محل ضربه ۹۹۹ دلار !!!

به تخصص احترام بزاریم
به شرطی که واقعا تخصصی بکار گرفته شده باشد.
اگر وجدان شما قبول کند، آن پول حلال، بابرکت یا بقول شما تمیز است

4 Likes

بله همین طوره. البته یه بخشیش مربوط به ارتقاء خدماته و بخش دیگری مربوط به تصویری که از خودشون می سازن و حوزه ی هویت و برند. که ما به وضوح می بینیم پیاده نشدن هر دوی این تخصص ها رو در این نوع از کسب و کار.

2 Likes

غیر از پولی که از دزدی به‌دست می‌آد، بین عامه دوگانۀ پول بی‌برکت و بابرکت داریم. بی‌برکت به پولی اطلاق می‌شه که از فعالیت غیرمولد به‌دست بیاد، مثل دلالی. بابرکت قاعدتاً به اونی گفته می‌شه که براش عرق جبین ریخته شده باشه. تلقی من این‌ه پول بی‌برکت/بابرکت نداریم، مثلا دلالی هم جزئی از مهارته که هر کسی نمی‌تونه داشته باشه، البته اگر نظام سیاست‌گذاری و رگولاتوری مناسب داشتیم این اندیشه‌ها به تاریخ پیوسته بود. پول چیز عجیبه. برای من شرایط اون‌قدر پیچیده‌ست که اخلاق پول قابل تعریف نیست. پول با این‌که به نظر خیلی ساده می‌آد ولی از عجیب‌ترین اختراعات بشره. خلاصه بگم، پول می‌تونه باعث جنگ بشه، بانک مرکزی می‌تونه پشتوانۀ ایدئولوژیک‌ش کنه و هزارتا چیز دیگه. اقتصاددان‌های اتریشی مثل میزس دیدگاه‌های جالبی دربارۀ پول دارن، پیش‌نهاد می‌کنم مطالعه کنید.

1 Like