چجوری میشه یه متن رو روان و بدون پرش به زبان دیگری ترجمه کرد؟

ارتقای_مهارت
نوآ۰۰۶

#1
  • موقع احساسی شدن معمولا افراد به زبان مادری فکر میکنند. پس فرض اولم این است که حس یک نفر را نمی‌شود به راحتی ترجمه کرد. چرا که مترجم، موقع تفکر احساسی به زبانی جز زبان اصلی حس فکر میکند. و برگرداندن حس به یک زبان دیگر دشوار میشود.

  • همون طور که در موضوع «چطوری قبل خوندن کتابی بفهمیم خوب ترجمه شده؟» مطرح شده، پیدا کردن ترجمه‌های خوب کار چندان ساده ای نیست! یعنی ترجمه‌ی کتاب‌های خوب به فارسی، خیلی خوب اتفاق نمیفته.

  • یه موقع در یه مجله ی قدیمی به اسم راهنمای کتاب، که مربوط به دهه‌ی ۴۰ بود، یه تحقیق دیدم که درش تعداد کتاب ترجمه شده در ایران رو با کشورهای دیگه در همون سال مقایسه میکرد. روسیه کشور بعد از ایران بود، و تعداد ترجمه‌های ایران ده بار کوچک‌تر از روسیه بود. در حالی که جمعیت روسیه فقط دو برابر بیشتر از ایرانه! همین عدد نادقیق میگه که ما چقد در ترجمه به لحاظ کمّی عقب بودیم ( و فکر کنم هستیم).
    متاسفانه روش خوبی برای ارائه ی نتایج یه تحقیق نیست، ولی هیچ عکس و سندی در رابطه با تعداد کتاب ترجمه شده در وب پیدا نکردم و این مشاهده موثق ترین عددی هست که در دسترس هست!

  • خودم دو-سه تجربه‌ی تلاش برای ترجمه ی متن بلند و کتاب داشتم، دو مورد کتاب مربوط به رشته‌ی تخصصی و یک مورد کتاب غیرمربوط به رشته‌ی تخصصی و در زمینه‌های مربوط به ارتباط انسانی. در تجربه‌های ترجمه‌ی تخصصی، هر دو مورد به شکست منجر شد. در واقع متن انگلیسی برام روون تر از متن فارسی‌ شده توسط خودم بود! :frowning:
    کتاب دیگه، نسبتا ترجمه‌ی خوبی از آب دراومد، که تجربه‌ش رو در یه پست جدا میذارم. ولی در اون کتاب هم من سهم خیلی کوچکی داشتم و به عبارتی دقیق متوجه نشدم چی شد که ترجمه‌ش خوب شد! :neutral_face:

###پرسش
به نظرم ترجمه هم مشابه خیلی از کارهای دیگه، یه مهارتی نیاز داره (فرای مهارت دونستن چند زبان). یه دستورالعملی داره، و یه مسیری.

اگه تا الان تجربه‌ی ترجمه داشتین و یا فرایند ترجمه رو توسط کسی که ترجمه‌های موفقی داشته، دیدین؛ این مسیر یا مهارت چی هست؟ لازمه هاش چی هستن؟ و چه جوری میشه یاد گرفتش؟

پ.ن. فکر کنم ترجمه‌ی متون مختلف، پروتکلش با هم فرق کنه. در این صورت بسته به نوع متن بهتره پاسخ مطرح بشه.

ترجمه ی موفق یک کتاب


#2

من اومده بودم دقیقن همین سوال رو مطرح کنم:grinning::grinning::grinning:

راستش من هم در فرایند ترجمه به شدت مشکل دارم. موقع آماده کردن گزارش سمینار یه تعداد زیادی مقاله خوندم و بخشیش رو تقریبن همون موقع ترجمه کردم. وقتی برگشتم که ویرایش کنم یه حسی بهم گفت به زبان پشتو ترجمه شده متنم:unamused: خلاصه اینکه به شدت مجبور شدم از اول ترجمه کنم و یه جاهایی رو هم که میشد فهمید (البته با کلی تلاش) بی خیال ترجمه مجدد شدم.

فکر کنم راهکار اینه که ترجمه کلمه به کلمه نکنیم و اون چیزی که متوجه میشیم رو بنویسیم. ولی برای من باز هم چندان چنگی به دل نمیزنه.


#3

من تجربه ترجمه تخصصی منتشر نشده (کتاب مکانیک کلاسیک) رو داشتم. به دلیل تخصصی بودن تا حد زیادی از نظر خودم موفق بود. ترجمه هائی که دیدم با این دیدگاه میخونه عموما. دلایل به نظرم متقاوته.
1- در کتابهای تخصصی تسلط همزمان به زبان و علم به اندازه کافی وجود نداره. همین طور اصطلاحات فارسی معادل بسیار ناکارآمد هستن.
2- در کلیت زبان فارسی تفاوت زیادی با زبانهائی مثل انگلیسی داره. زبان فارسی بیشتر کلمات رو از ترکیب درست میکنه به همین خاطر عموما با جمله های طویل سروکار پیدا میکنیم. میشه یه مقایسه بین تعداد کلمات ترجمه نوعی و متن اصلی داشت تا این موضوع روشن بشه.

من ترجمه های دریابندری رو خوندم و تعریفش رو هم زیاد شنیدم. حس میکنم در بسیاری از موارد استعداد مترجم با نویسنده اصلی باید بخونه. برای مثال ترجمه های شاملو توی شعر به خوبی نشون میده که تطابق استعداد در کنار سواد زبان چقدر میتونه روی کیفیت کار اثر بذاره.


#4

نقل قول از نبشت دو مورد از مواردی که مطرح کردید رو پاسخ میده (چگونه یاد بگیریم و انتقال حس در ترجمه رو):

برای ترجمه متون عمومی یا فنی اغلب کافی‌ست که معنای صحیح یک جمله به شکلی روشن و قابل فهم و با رعایت دستورزبان و نگارش از زبان مبدا به زبان مقصد ترجمه شود. تمرکز در ترجمه متون عمومی و فنی بر انتقال اطلاعات محض است و مسئولیت مترجم این است که در روند ترجمه اطلاعات از دست نرود و یا دچار نقص نشود. اما ترجمه یک داستان فقط برگردان معنای متن از یک زبان به زبان دیگر نیست بلکه مترجم باید حس و حال و فضای داستان را نیز در زبان مقصد تداعی کند. به عبارتی، مترجم علاوه بر انتقال معنای صحیح جملات به شکلی قابل فهم و با رعایت اصول دستورزبان و نگارش به زبان مقصد، باید «نانوشته‌»‌های متن اصلی را به خوبی درک کرده و در ترجمه بازآفرینی کند.


#5

به نظرم مشکلی که اکثر ما در ترجمه به زبان فارسی داریم این هستش که فقط روی گرامر زبان انگلیسی یا زبان مبدا تمرکز می کنیم. بدون این که متوجه باشیم درک صحیحی از دستور زبان فارسی نداریم. امتحان کنید که یک نامه ساده حتی غیر رسمی رو به زبان فارسی بنویسید اون موقع اس که متوجه میشید چقدر تو این زمینه مشکل داریم. خیلی از حشو ها، اشکالات و نامفهومی ها با درک صحیح از دستور زبان فارسی رفع میشه. مساله دیگه که البته فکر نکنم کسی که قصد ترجمه کتاب رو داره این مشکل رو داشته باشه، مساله ترجمه کلمه به کلمه اس، درست که باید به متن وفادار بود اما این وفاداری خیلی وقت ها در ترجمه کلمه به کلمه عین خیانته. این چیزایی بود که به ذهن من میرسه