چرا سخنرانی بعضی افراد شیرین و دلنشن است وبعضی آدم ها سرد و خواب آور؟

امروز چند کارشناسی در مورد اسطوره ضبط کردم (چندتا از اساتید که دکترا داشتن) اما جالب بود که یک نفر شروع به صحبت که کرد بدون تپق 10 دقیقه حرف زد ولی بی روح.
من برای خودم سوال شد چرا یک نفر با این سطح از دانش و حتی تجربه زیاد در تدریس چطور هنوز فن بین خوبی ندارد و شنونده رو خسته می کند

6 Likes

منم بدم میاد کسایی که با تن صداشون بازی نمیکنن رو تحمل کنم
باید صدا روح داشته باشه و کلی زیر وبم جذاب

5 Likes

برای یه سخنرانی در حد تد، حدود هشتاد ساعت تمرین لازمه. به نظر شما کسی چنین هزینه ای میکنه؟ اون هم وقتی انتقال دانش و تجربه اون قدر تو سیستم‌ها اهمیتی نداشته باشه و به حساب نیاد؟

شاید هیچ وقت ارائه و بیان خوب جز خواسته ها و آرزوهای ایشون نبوده و صرفا به اجبار سیستم‌های ناقص، مشغول تدریس هستن. اکثر اساتید دانشگاه تو ایران الان از این دست هستن. معمولا از هر ۷-۸ استاد دانشگاه یه نفر عاشق تدریس هست و واقعا روی ارتقای بیان و ارائه ش وقت میذاره.

4 Likes

در مورد رشته های دیگه حرف شما درست، اما برای دکترای ادبیات فارسی حرف شما رو قبول ندارم ببخشيد

من شغلم جوریه که مجبورم صحبت های کارشناسی رو گوش کنم و ضبط کنم بعضی واقعا انسان رو میخ کوب میکنه بعضی صحبت ها هم باید خودتو با گوشیت سرگرم کنی تا ضبط تموم بشه

محتوا و دانش فقط بخش کوچکی از یک سخنرانی است، و اون چیزی که مهمه در ارائه، مهارت‌ها و تکنیک‌های سخنرانی است که دنیاییه برای خودش، کلی آموزش و همونطور که لاله گفت کلی تمرین هست پشت یک ارائه خوب و جذاب!
من سالها تدریس کردم ولی اینا چیزهاییست که من به تازگی در یک دوره تخصصی، دیدم و متعجب شدم که چقدر کم میدونستم:

سخنرانی (ارائه یا تدریس) خوب سه بخش

  • شروع
  • میانه
  • پایان

داره، که هرکدوم کارکردهای خودش رو داره و روی همه اونها باید کارکرد!

همینطور فن بیان که باز کلی آموختنی است!

مثلاً فکر میکردید، بازی تند ادا کردن عبارت‌های سخت جز تمرینات فن بیان باشه:

  • قوری گل قرمزی
  • افسر ارشد ارتش اتریش
  • شیش سیخ جیگر سیخی شیش زار
  • دو دزد رفتن دزدیدن بز، دزد اول دو بز دزدید و دزد دوم یک بز،دزد دو بز به دزد یک بز گفت، تو دزد یک بز دزدی و من دزد یک بز!
4 Likes

سلام واقعا جالب و مفید بود کاش بیشتر در مورد سخنرانی وفن بیان بنویسید ممنونم

1 Likes

از نظر من در وهله اول بحث نیت سخنرانیه به قول جمله معروف که میگه حرفی که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند. نوع تمرین و تغذیه درست در مبحث بعدی قرار میگیره و در آخر فنون سخنرانی و روان شناسی و ابتکارات در فن بیان ( مثلا سهیم کردن حاضران در بحث)

1 Likes

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سکندری داند
نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست
کلاه داری و آیین سروری داند
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که دوست خود روش بنده پروری داند
غلام همت آن رند عافیت سوزم
که در گداصفتی کیمیاگری داند
وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی
وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند
بباختم دل دیوانه و ندانستم
که آدمی بچه‌ای شیوه پری داند
هزار نکته باریکتر ز مو این جاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند
مدار نقطه بینش ز خال توست مرا
که قدر گوهر یک دانه جوهری داند
به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد
جهان بگیرد اگر دادگستری داند
ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه
که لطف طبع و سخن گفتن دری داند

4 Likes

سلام

10 دقیقه صحبت بی‌وقفه اما بی‌روح یعنی اینکه سخنران، یک متن ازپیش‌تعیین‌شده رو براتون بازگو می‌کنه. اگه پادکست بوده که احتمال قریب به یقین از روی نوشته می‌خونده!
اگه سخنرانی زنده باشه که خدا می‌دونه چقدر جلوی آینه تمرین کرده برای بازگوکردن واو به واو کلمات؛ که در هر دو حالت، شنونده رو خسته می‌کنه.

بعید می‌دونم رابطه مستقیمی بین «میزان دانش یا تجربه زیاد» با «فن بیان» وجود داشته باشه. بسیاری از بزرگان حوزه‌های مختلف فاقد فن بیان قوی بودن یا هستن. مثل مرحوم دکتر حسابی.
و بالعکس، خیلی افراد توخالی دارای قدرت بیان شگفت‌انگیز

راستی چون دیدم در مورد «اسطوره» تحقیق می‌کنین گفتم شاید بد نباشه یادآوری کنم [گفتم یادآوری، چون احتمال میدم خودتون درجریان باشین] که در سایت «ویرگول» سلسله مطالب دکتر علی نکویی با عنوان «چرا اسطوره می‌خوانیم» درحال انتشاره. البته چون موضوع اسطوره برام جذاب نیست نخوندمشون (سلیقه‌ها متفاوته بهرحال) :slightly_smiling_face:

2 Likes

با قسمتی از حرفات موافق نیستم اون آدم تو خالی که میگی شاید از لحاظ دانش روز خالی باشه ولی احتمالا از تجربه و خودآگاهی پره

1 Likes

فن بیان می تونه یه موضوع خیلی معمولی رو فوق العاده جذاب بکنه.
من گوینده هستم و مدتی هم به هنرجوهای گویندگی فن بیان درس می دادم.
برای جلسه دفاع از پایان نامه فوق لیسانسم خودم می دونستم که پژوهشی که نوشتم خیلی می شه بهش ایراد گرفت و مشکل داره.خیلی هم اضطراب گرفته بودم که چه کنم.

بعد به این فکر کردم که باید روی نقطه ی قوتم یعنی همون فن بیان و نحوه ارایه م تکیه کنم. جلسه دفاعم بیش تر شبیه یک اجرای تلویزیونی بی نقص بود و حسابی داورها تحت تاثیر قرار گرفتند. بدون کم اوردن حتی دقیقه زمان و درخواست برای زمان بیش تر، بدون جاانداختن مطالب اصلی و زیاده گویی های فرعی و بدون قلمبه سلمبه گویی. نمره بالایی گرفتم ولی خودم می دونم که فقط به خاطر فن بیانم بود.

(و البته که پاورپوینتم هم کاملا اصولی و مختصر و مفید بود و کل پژوهش رو خالی نکرده بودم روی تصویر. اشتباهی که اغلب دانشجوها انجام می دند.)

3 Likes

کاملاً درست میگین. موافقم باهاتون. البته منظورم این نبود و شاید ایراد از نحوه نگارشم بوده که چنین برداشتی شده.
ممنون از شما

1 Likes