چرا وقتی برنامه ریزی میکنم نمیتونم به هدفم برسم؟

زمان همونطور که مجانی در اختیار ما قرار گرفته که بتونیم از پس زندگی کردن و لذت بردن های دنیای بر بیایم، منجر به این خواهد شد که خودمون رو بشناسیم و همینطور که دنبال لذت بردن هایی دنیای هستیم هدف هایی رو برای خودمون در نظر میگیریم که به عنوان آرزو، خواسته و یا شاید رویا نام برده بشه. هدف ها بیشتر سمت و سوی علاقه ما هستند و سعی میشه که ما برای خواسته و علایقمون تلاش کنیم. به اون چیزی که میخواهیم نزدیک بشیم.

گاهی ممکنه این خواسته ها در تاریخ و یا سن محدودی برای بدست آوردن باشه.یا گاهی ممکنه شرایط زندگی طوری باشه که برای لذت بردن خودمون هم که شده باید زمان محدود شده ای که تاریخ داره و زمان رو به ما یاد آور میشه باعث بشه که ما برنامه ریزی کنیم و محدودیت زمان رو احساس کنیم که زمان همیشه نامحدود نیست و ما میتونیم همسو بودن با برنامه ریزی که انجام دادیم به هدف و خواسته ای که تو ذهنمون به عنوان هر چیزی که خودمون به شناختش رسیدیم برسیم.برای برنامه ریزی که منجر به رسیدن هدف باشه باید برنامه ریزی رو نوشت. برنامه چه بلند مدت چه کوتاه مدت(بلند مدت مثل برنامه یالانه و کوتاه مدت مثل روزانه و هفتگی).حالا که برنامه ها رو با دقت نوشتید میتونید یکی یکی پیش برید و انجام بدید اما خب گاهی به برنامه پیش نمیرید و مثلا میگید این کار زمان زیادی لازم داره و میگید خب حالا وقت هست که انجام بشه.اگر همینطور این جمله رو برای خودتون بکار بگیرید پایان هفته میرسه و کارهای روزانه ای که باید در طول روز انجام میدادید،روی هم تلنبار شده و دیگه نمیتونید برگردید به هفته قبل و از نو انجام بدید بلکه زمان از دست رفته و باید در هفته جدید کارهای هفته قبل هم انجام بدید.

مدیریت زمان برای ما زمانی بوجود خواهد آمد که برنامه ریزی که انجام دادیم بتونیم دقیقا با یادداشت هایی که در راستای هدفهامون داشتیم پیش بره وگرنه اگر کاهایی که انجام میدیم سمت وسویی به هدف داشته باشه ولی رسیدن به هدف رو انجام نده باز هم طبق برنامه پیش نمیریم و نمیتونیم به هدف برسیم چون آدمی هستیم که برنامه هامون در طول روز شاید تیک بخوره و ادم پر مشغله ای باشیم اما به هدف نمیرسیم.مثلا اگر من بخوام در یک رشته ورزشی که بهش علاقه دارم و هدفم شناخته شده است، وتاریخ برای من مشخصه که دو ماه آینده مسابقه است،ولی من برای شروع تمرین فقط انواع مقاله های ورزشی و بهترین استادها رو بشناسم،منو به هدف نزدیک نمیکنه.شاید بهم انگیزه بده ولی کاری به جلو نمیبره که بتونم تو مسابقه ورزشی موفق بشم. بلکه تمرین مدوام اون شاخه ورزشی طی روزانه و به موقع انجام دادن اون تمرین هاست.

درواقع مدوام کاری بودن ما به عملکرد واقعی ما اثر نمیزاره.عملکردما زمانی مفید است که ما سمت سوی هدف باشه.کارا بودن غیر مفید ،اعمالی هستند که دستیار هدف هستند و خود هدف ما نیستند.(مثل مقالات ورزشی و …)

اگر برنامه ها از طریق کوتاه مدت پیش بره بنظر من بهتره و مثلا دقیقا ساعات اون در دفتر یا تبلت خودتون ثبت بشه که چه ساعت با چه کسانی قرار داشتید چه موقع و چه ساعتی دراینترنت و کتاب و … به سر برده شده است.این باعث میشه زمان مفید ارائه شده و زمان تلف شده خودتون رو کاملا بدونید که در بیست و چهار ساعت چند ساعت تلف شده و چند ساعت مفید و به سمت هدف رفته.(که معمولا ساعات به هدف کمتر است و ساعات تلف شده بیشتر)شاید کمی سخته وکمی هم خنده دار به نظر بیاد ولی در واقع حقیقت تلخ زمان تلف شدن وجود داره اما برای ما ملموس هست و میتونیم بهتر پیش بریم که زمان رو کمتر تلف کنیم.

سعی کنید اگر زمان خاصی برای اینترنت گذاشتیدمثلا نیم ساعت، سر نیم ساعت از اینترنت خارج بشید و به برنامه بعدیتون برسید.ما در طول روز خیلی کارای کوچیک انجام میدیم که اگرهمه این کارهای کوچیک رو کنار هم بزاریم میشه بهترین کارهای بزرگی رو انجام داد که در طول روز به خودمون میگیم که حالا بزاریم وقت هست بعد انجام میدیم

4 Likes

وقتی هدف که علاقه ات بوده یا اینکه ازتصوارتت هستش و تونستی هدفت رو بشناسی،باید برنامه و رسیدن برای این هدف برات مشخص بشه.از تمام نکات ریز و درشتی که تورو میتونه به هدفت نزدیک کنه اطلاعات پیدا میکنی و میخوای تو همین راه قدم برداری.یعنی دوستداری به واقعیتی که هم تصوراتت و هم علاقه تو هست برسی.اما تنها دوستداشتن برای رسیدن به هدفی که ازش شناخت پیدا کردیم کافی نیستش.(این هدف میتونه درس خوندن باشه،کارکردن باشه که میتونه به سطح بالاتری از اون کار باشه و …)

خب هدف چه ربطی به برنامه ریزی و زمان داره؟

اگر ما هدف مشخص شده ای داشته باشیم میتونیم راه زندگی که در آینده لذت بیشتری برامون داره،رو بهتر و با هدف بزرگتری پیش بریم.برای رسیدن به هدف های بزرگتر قطعا نیاز به برنامه ریزی متراکم ترنیاز داریم و البته نیاز هایی روحی هم اینجا مهمه و نه تنها مثل یک ماشین فقط دنبال بهترین و کمترین زمان باشیم برای رسیدن به هدف هامون.

علاوه بر شناخت هدفمون،باید توانایی های خودمون و اونچه که در اختیار داریم هم خوب ببینیم و هم خوب بررسی کنیم و کنار هم بچینیم که راه رو برای خودمون هموار کنیم.اما خب در یک راه همیشه آسفالت نیست و پستی هایی و جاده خاکی هم ممکنه بهت برخورد کنه.

خب اگر هدف علاقه هست خب توانایی های خودت رو شناختی و اطلاعات هم داری ولی اگر از تصورات باشه و فقط به شکل رویا سازی برات باشه باید بیشتر دنبالش بریی و بیشتر اطلاعات از شاخه و گوناگون بودن اون تصور ورویا رو با زندگیت که هستی و میخوای یه تغییر کلی بدی از اول شروع کردی و زمان بیشتری براش میزاری.مثلا یه رشته مهندسی درس خوندی و الان میخوای یه ورزشکار باشی.خب چه ورزشی؟آیا امکاناتش برای تو محیا هست؟آیا ورزشی که انتخاب کردی توانایی های جسمی در تو وجود داره؟

همه ای سوالات رو میپرسی و دنبال جواب ها میگردی و اطلاعات لازم رو کسب میکنی و میتونی بهتر تصمیم بگیری که این تصوری که قبلا داشتی و حالا میخوای به سمتش حرکت کنی آیا توانایی هاش (جسمی و محیطی)رو داری برای رسیدن بهش؟

کسی که به هدفش فقط فکر میکنه و کاری برای رسیدن به اون هدفش (یا تصورش)انجام نمیده قطعا نمیتونه برسه.مثلا همون کسی که میخواد ورزشکار بشه فقط شاخه ورزشی رو دنبال کنه از طریق مجلات و یا خبرها و دیگه حتی یه بار تمرین نکنه و اینکه زمان مشخص شده ای رو در روز بهش اختصاص نده،خب نمیتونه یک ورزشکار شناخته بشه بلکه یه فرد هستش که به تازگی علایق خودش رو به ورزشی شناخته.واین کافی نیستش.اینکه هدفی تعیین کرده باشی تا بهش برسی متفاوت از معتقد بودن به رسیدن هستش.در واقع وقتی زمانی که هدفی رو تعین کردید اما هیچ طرح و یا برنامه ای براش ندارید (حتی از جزییات خبر ندارید)یعنی اینکه دارید تصوراتتون رو گسترش میدید و طرح و برنامه ریزی جایگاهی نداره.

مثل یک هواپیما که برای پروزاش تمام جزییات رو بررسی میکنه.آب وهوا،فرودگاه مقصد،هواپیمای که حامل مسافرین و بار هستش و …

هدف با زمان بندی های مشخص برنامه ریزی کنید

قدم اول که هدف و شناختش بود و فهمیدیم از خودمون و هدفمون و تصورمون چی میخواستیم یه طرح کلی میریزیم و و میخوایم این طرح کلی رو با جزییات بیشتر در زمان روزانه مون جا بدیم.و بعد ماهانه و هر سه ماه یکبار بتونیم عملکردخودمون از کارهایی که انجام دادیم رو یادداشت کنیم.این یادداشت ها مثل هر عملکرد کاری هست که سرکار و هر جای دیگه انجام میدیم و میتونه مارو به چیزی که تو ذهنمون بوده و بعنوان هدف شناختیمش کمک کنه که اگر یه جاهایی شکست خوردیم دوباره برگردیم و با قدرت و توانایی بیشتری ادامه طرح رو پیگیری کنیم.

1 Like

سلام
چون فقط برنامه ریزی کردید…

ما اینجا درباره هدف مشخص شده که از یا از رویا و تصوراتمون ساخته شده و یا علاقه مندی هامون بوده ودر راهش قرار گرفتیم و یا اینکه در راهی هستیم که برامون نتیجه داره یا نتیجه خواهد داد،حرف زدیم.میخواستیم بگیم که وقتی هدف مشخص شد و تونستیم بفهمیم هدف چی هست،خودمون رو برای راهی آماده کنیم که نتیجه اون هدف برای ما خیلی قابل احترام ولذت خواهدبود.
تصورات و رویا های ما که میخواد به واقعیت تبدیل بشه ما برای اون رویا برنامه ریزی میکنیم و زمان رو در کنارش میسنجیم و میخوایم با همون زمانی که برنامه ریزی کردیم به نتیجه برسیم.خب مثل یه امتحان میمونه .ما میدونیم که سر یه تاریخ مشخص شده ای باید به نتیجه ای که تو ذهنمون بوده برسیم اما خب روحیات ممکنه گاهی با تمام توقعات ما پیش نره و ما رو گاهی به عقب برگردونه و هی بخواد که ما از خستگی یا بی حوصلگی و کاری که روزانه انجام میدیم،سر باز بزنه.
اثر مرکب که قبلا هم در چند مورد بهش اشاره شده میتونه خیلی بهمون کمک کنه.اثر مرکب یعنی اینکه تو هر روز به رویا و هدفی که برای خودت تصور کردی،فکر کنی و بتونی وزمان خاصی از روز رو حتما به هدف اختصاص بدی و بتونی روزانه یک قدم به جلو پیش بری.هر قدم تو در روز باعث میشه که سر تاریخ موعود به هدف برسی نه دیرتر.شاید خیلیا بگن فکر مدوام آدم رو خسته میکنه و لذت روزانه زندگی کردن رو ازت میگیره اما خب برای کسی که میخواد پیشرفت کنه و به درجه بالاتری برسه ،این فکر روزانه بهش کمک میکنه که برای خواسته اش تلاش کنه. تلاش باید پیوسته و مداوم باشه تا بتونه اثر خودش رو داشته باشه.

همه روحیات آدمها مثل هم نیست برای همین علایق و سلیقه آدمها هم مثل هم نیست و همه مثل هم نمیتونن برای هدف هاشون بجنگن.عده ای درجا میزنن و کم کم از صحنه سختی ها دور میشن و بعد میدونن کم گذاشتن برای راهی که تو ذهنشون بوده.گاهی برای تلاش کردن خسته میشی.اما این خستگی که تو بدونی هر روز یک قدم مفید برای هدفت برداشتی ،حس رضایت و شادی عمیقی رو به وجود میاره که در روزی که بیهوده میگذره وجود نداره.لحظه ای شادی نیست و میدونی نتیجه بخش خواهد بود.

ما باید بتونیم ذهنمون رو قوی و امیدوار به آینده روشن پرورش بدیم و بتونیم افکارمون رو باسمت و سوی هدفمون رشد بدیم که بهترین نتیجه رو برامون به بار بیاره.دنیا رو با خبرهای روز و دیدگاه های خاکستری پیش نبریم و بتونیم خودمون مسیر درست و غلط رو تشخیص بدیم.چشم نواز و گوشنواز به دهان دیگران نباشیم و بتونیم تلاش مداوم رو پیش بگیریم.
سعی کردم حالت های روحی که میتونه به هدف و راهتون بیشتر کمک کنه، بین شما درمیون بزارم.
تلاش فراموش نشه.

2 Likes