چه جور مواقعی بیشتر اتفاقات رو ثبت میکنی؟

میخوام بفهمم اصلا افراد اتفاقی رو ثبت میکنن؟ کدوم اتفاقا رو؟

و آیا کارهایی مثل عکس گرفتن یا فیلم گرفتن رو جز ثبت اتفاق در نظر میگیریم و هدفمند انجام میدیم؟

اتفاقات ثبت شده

پ.ن. این سوال از طریق بات پادپُرس پاسخ های اولیه را برای بحث و تبادل نظر جمع آوری کرده.

در ادامه‌ی پرسش مطرح شده در همفکری برای شروع فهم مسئله ی مستندسازی تجربه ها.

هیچ جور هیچ جور

وقتی که بیکار تر میشم ودلم میخواد یه چیزایی رو بنویسم شزوع میکنم به بسط دادن تجربه های شخصیم وپیدا کردن نمونه های مشابه توی اتفاقای تاریخی وافسانه ای واسطوره ای واین بسط دادنه به نحوی میتونه خیلی وقتا حال خوب کن باشه مثلا وقتی که یه کاری رو تکی میکنی یه سی داری و وقتی که میبینی بقیه هم همراهتن حست ممکنه عوض بشه ! آدما تو جمع قوی تر میشن ویا خودشون رو قوی تر نشون میدن برای همین این حس پیدا کردن اشتراک بین احساس ها ورویداد های فردی میشه علتی که من یا خیلی های دیگه میشینیم ومینویسیم

1 پسندیده

وقتی اطلاعات متنوعی پیدا میکنم که ممکنه یادم بره

نكات ريز و مهمي داشته باشن.
قرار باشه بعدا در راستاي اون اتفاق كاري رو انجام بدم و لازم باشه كه جزييات يا كليات اتفاق رو داشته باشم تا بتونم ادامش بدم.
احتمال بدم ممكنه تجربه اي مشابه اون اتفاق بعدا برام رخ بده و بتونم از اطلاعات اين اتفاق استفاده كنم.
و …
سوالتون يكم ناواضحه :neutral_face: چه اتفاقي مثلا بيشتر مورد نظرتون بوده !

مواقعی که حال داشته باشم یا اون اتفاق خیلی خیلی خیلی مهم باشه

وقتی که لازمه اونا رو در یه وقت دیگه به یاد بیارم

وقتي ميدونم دارم يه كاري ميكنم كه تا مدت ها درگيرش خواهم بود، سعي ميكنم همه چيز ثبت بشه…

وقتايي كه ميرم رستوران ويز يه جايي جديد رو مي بينم

وقتی ذهنم پر از تجربه و موضوعات جدیده و میخوام موندگار بشن برای آینده و یا از طریق نوشتن ارتباطشون رو پیدا کنم

اتفاقاتی که حجم بالایی از داده ها باید جمع بشن برای تصمیم گیری و خروجی که نیازه همه وجوه یک موضوع مورد ارزیابی قرار بگیره و رصد بشه و با در نظر گرفتن همه اونها تصمیم نهایی اتخاذ بشه .
یا زمانی که مشغله کاری انقدر زیاده که فکر کردن به موضوعات مختلف سخت و نیاز به تمرکز بالا باشه برای همین اطلاعات و وقایع ثبت میشه تا تمرکز برای تحلیل اونها افزایش پیدا کنه .
یه موقع دیگه وقتیه که موضوع انقدر مهمه که میتونه برای خیلی از موارد آتی مورد استفاده باشه . رصد لحظه به لحظه داده ها و ثبت همه موارد که اعم از دستاورد ها و شکست ها و مخصوصا کنش ها و واکنش های در حین طی مسیر رو ثبت میکنم تا بعدا موقع دوباره نگاه کردن به اونها نصفی از مسیر موضوع آینده رو رفته باشم
مثل قوانین هندسه که بر سه اصل خط ، زاویه و مساحت ساخته میشه و تا رسیدن به قوانین پایه ای مثل تالس ، منلائوس، فیثاغورث و… تمام اطلاعات در مسیر ثبت میشه که به عنوان بدنه و پی اصلی برای ساخت قوانین بالا دستی کاربری پیدا میکنه
مثلا برای ساخت یک محصول فناورانه و الکترونیکی از ایده پردازی تا طراحی سخت افزار و بدنه مسیری طی میشه که در ساخته های بعدی طراحی سخت افزار احتمالا نیاز به طراحی مجدد نمیشه و میشه ازشون استفاده کرد

این نوشته منتظره ویرایش شدنه.

2 پسندیده

بنده خیلی به مشاهداتم ارج مینهم و همین باعث شده که فقط از ثبت ذهنی استفاده کنم(همونطور که قبلا گفتم) ، خوب اگر بخوایم این مدل ثبت رو قابل ارزش بدونیم ،بیشترین مواقعی رو که ثبت کردم شامل همه لحظات حساس وپر فشار میشه ولی گستره این مواقع به یک سری از لحظات خیلی خیلی حساس محدود میشه .