آیا تمارض به ندانستن، جایگاه اجتماعی فرد رو مستحکم‌تر میکند؟

در مباحث کسب و کار، اخیرا نظریه جالبی مطرح شده که شاید برای ما در جامعه ایران بسیار قابل لمس باشه. این نظریه به «انفجار نادانی» (Bozo explosion) معروفه. داستان چیه؟

فرض کنین که در یک سازمان هستین و دارین به ساختار اون نگاه میکنین: رئیس یا مدیر سازمان، فردی لایق رو برای معاونت انتخاب میکنه. انتخاب خوبیه و میتونه به رشد کمک کنه.
ولی نکته بعد از این شروع میشه: معاون سازمان، کسی رو انتخاب میکنه برای زیردست بودن که نتونه بعدا جایگزین خودش بشه. خیلی طبیعیه که افراد به شکلی کاملا ناخودآگاه، از رقابت و از دست دادن جایگاه بترسن. معمولا بعد از سطح ریاست، همه دغدغه‌ی حفظ جایگاه رو دارن.
همین اتفاق برای سطوح بعدی میوفته: لایه بعد از معاون، کسانی رو انتخاب میکنن که نتونن جایگزین اون بشن و همینطور وقتی رو به پایین میریم، سطح «لیاقت کاری» افت میکنه (حداقل به طور شهودی).

نکته برعکس هم هست: اگر انسان لایقی باشین و خودتون رو خوب نشون بدین، لزوما رشد نمیکنین، برعکس سطوح بالای سازمانی شروع میکنن به تخریب شما و در نهایت یا اخراج میشین یا به این نتیجه میرسین که خودتون رو به ندانم‌کاری بزنین.

آیا در این تله بزرگ سازمانی گرفتار شدین؟ تجربه‌ای به طور شهودی دارین در این مورد؟

با این موافقین که تمارض در بسیاری مواقع به تثبیت جایگاه کاری و اجتماعی کمک میکنه؟

انفجار نادانی مشاهدات

5 Likes

من این رو تو محیط شغلی خودم دیدم ولی نمی‌دونستم، اسم و رسم داره، فقط خیال می‌کردم حسادت زنانه‌ است. جالبه که موقع بهره‌کشی خوبی ولی موقع بهره وری طرف مقابلت خودش رو به نادانی می‌زنه و تو رو از یاد می‌بره. خیلی وقتا هم اشتباه می‌کنن و در مورد خود من ارتقای سیستم و کار تیمی مهم بوده ولی طرف مقابل دچار این توهم شده که ممکنه جایگاهش به خطر بیوفته. تصور افت محبوبیت هم هست به نظرم که باعث انتخاب‌های اینچنینی در عدم توجه به رقیب فرضی میشه، جوری که باز منجر به سکوت و عدم مشارکت افراد یا به قول شما تمارض میشه.
فکر می‌کنم حتی در جایگاه خودم هم بدون ارتقا باعث تضعیف و ضرر ظاهری شده. در واقع حس خطر ایجاد کردم. مثلاً من هیچوقت نخواستم مدیر یا معاون بشم ولی گاهی به خاطر منتقد بودن یا ساکت نبودن ترجیح دادن من تو مجموعشون نباشم، و با کمترین بهانه حذف شدم.

4 Likes

البته این نظریه به نظر کمی صریح میاد ولی اگر که بخوایم دقیق ترجمه کنیم و واقع‌بین باشیم، به مفهوم دقیق به این اشاره میکنه که افراد رو به سمت رفتار «دلقک‌وار» می‌بره یعنی رفتاری که فرد صرفا برای خوشایند بالادستی از خودش نشون میده و به طور عمد خودش رو نادان‌تر از چیزی که هست جلوه میده.

تازه این رو در نظر بگیرین که این برای جاهایی هست که فرهنگ عمومی با این کار مخالفه. به طور تجربی، در ایران نه تنها فرهنگ عمومی برخلاف این ساختار نیست، بلکه به شدت افراد رو به اینکار تشویق میکنه. حتما در جاهای مختلف توصیه شنیدین که «خودت رو درگیر نکن» یا «سعی کن نظر بالادستی رو جلب کنی» یا … . تمام اینها یعنی تشویق به تقویت این انفجار و امتداد این فرآیند!

4 Likes

در هر دو جامعه چاپلوس محور و در جامعه دانش محور اثر داره و تو جامعه چاپلوس محور یجور سعی میکنن زیر دست تو محدودیت باشه تو جامعه دانش محور هم مهم عملکرد فرد هست و این تمارض به ندانستن اگر واقعا درست باشه یا نشان از آگاهی بالا داره یا صداقت که در هر دو خوبه و باعث میشه جایگاه فرد محکم تر شه

3 Likes

خوب بودن منظورت برای فرد هست و نه جامعه، درسته؟ چون این جامعه و ساختارهایی مثل شرکتها و سازمانها رو میبره به سمت فروپاشی درونی. در واقع در نهایت تمام افراد در عمل ضرر کردن.

3 Likes

خب برای فرد خوبه و برای جامعه هم خوبه دیگه اگر شما مدیر یک اداره در جامعه دانش محور باشید در شرایط یکسان به کسی که خودش رو به ندونستن میزنه ولی آگاهی بالایی داره پست بهتری میدی یا کسی که مدام از خودش تعریف کنه؟
در مورد کسی که صادقانه میگه نمیدونم که حرفی ندارم اون باعث میشه چرخه شایسته سالاری ادامه پیدا کنه

2 Likes

مسأله تعریف از خود نیست، بروز دانش و مهارت مورد نیازه برای رشد سازمانه، که گاهی به عمد یا غیر عمد به خودنمایی تعبیر میشه.

2 Likes

با لیلا موافقم، فکر میکنم شما فروتنی رو با تمارض یکی گرفتی و به همین خاطر مسیر ذهنیمون یکی نیست. تمارض به شکلی اتفاق میوفته که فرد در اثر احساس خطر، تمام نشانه‌های موجود رو حذف میکنه برخلاف فروتنی که نشانه‌هایی دال بر لیاقت فرد در کارها هست و البته فرد بالادستی نه تنها خطری برای انسان فروتن ایجاد نمیکنه، بلکه تلاش میکنه اون رو ارتقا بده.

در تمارض اینطور نیست، فرد بالادستی به دنبال کشف استعداد نیست، بلکه به دنبال حذف استعداد هست و بنابراین فرد زیردست یا در اثر احساس خطر بالادستی حذف میشه یا به طور کامل هر نشانه‌ای از لیاقت رو از بین میبره. نکته اینه که همین باعث میشه که سطح مدیریتی بالاتر هم نتونه استعداد رو تشخیص بده.

3 Likes

اره درسته من با فروتنی مسئله رو اشتباه گرفتم

2 Likes