یادش بخیر! سال گذشته این موقعها بود که با ممّد تو مسابقات زو شرکت کردیم، و برای اینکه بتونیم قانونا شرکت کنیم، لازم بود محرم باشیم و برا همین مجبور شدیم ازدواج صوری کنیم!
متاسفانه مسابقات تو یه سیاهچالهی تصادفی[1] برگزار میشد! دقیقا تو حساسترین لحظهي مسابقه و وقتی تیم ما فقط یه امتیاز دیگه برای بردن نیاز داشت، یهو سیاه چاله روشن شد و اونجا بود که جاذبه ممد رو گرفت! با آچمز شدن ممد، من موندم و حوضم. باید تنهای از پس یه تیم دو نفره از اندرتیکر و تریپل اچ برمیومدم
خلاصه که چشمتون روز بد نبینه، به هر زحمتی بود امتیاز آخر رو گرفتم. ولی خب بعدش متاسفانه ناخن انگشت کوچیکه دست چپم، دیگه در نیومد!
بازی عالی بود! ذهنم یه لحظه داغ کرد
دور بعد برای @baratii.nazanin با کلمات: فانتزی، فرفری، فیله مرغ، فیلسوف
-
سیاهچاله تصادفی یا random black hole یه سیاه چاله س که میدان گرانشش به شکل کاملا تصادفی روشن و خاموش میشه! ↩︎