توضیحش به شکل یه راهنمای بازی سخته! معمولا موقع بازی هم از یه دست تستی برای یاد دادن بازی استفاده میکنن. من تلاشم رو میکنم ولی تا یه دست بازی نکنیم بعید میدونم تلاشم موفق بشه
در سادهترین حالت چند نقش در بازی مافیا وجود داره؛ خدا، مافیا، شهروند، کاراگاه، دکتر، گادفادر، … .
- خدا: گردانندهی بازی هست و کسی که نظم رو در بازی برقرار میکنه.
بقیه سکنهی بازی، یا شهروند هستن و یا مافیا. و بعد در دل هر کدوم از این دو دستهی بزرگ، نقشهای کلیدی دیگری هم وجود داره:
-
مافیا: تعدادی از شهروندا هستن که نقش آدم کش ها رو بازی میکنن و در هر نوبت بازی میتونن با هم تبانی کنن و یه نفر رو بکشن.
-
شهروند: بقیه سکنه که وظیفهشون این هست که مافیا رو پیدا کنن و اعدامشون کنن.
سایر نقشها، کاراگاه و دکتر و گادفادر و … در بازی های پیشرفته که تعداد جمعیت زیاده حضور دارن.
در این بازی هدف دستهی مافیا کشتن شهروندهاس طوری که اخرش فقط مافیا بمونه و هدف دستهی شهروند اینه که مافیا رو پیدا کنن و جلوی کشته شدن خودشون رو بگیرن.
کشته شدن افراد توسط مافیا شب ها اتفاق میفته (وقتی همه خوابن و چشم هاشون بسته س، غیر از مافیا) و اعدام شدن یه نفر حدسی توسط شهروند در روزها (وقتی همه شهروند و مافیا بیدار هستن و دارن با هم گفتگو میکنن تا بفهمن کی به کیه).
خدا هست که تعیین میکنه کی شب هست و کی روز. و در طول روز افراد وظیفه دارن با دلیل و مدرک که از نوبت های قبلی بازی دستشون میاد، سر اینکه کی مافیا هست و کی شهروند با هم گفتگو کنن، استدلال بیارن، کاراگاه بازی کنن و … . در نهایت در انتهای هر روز، خدا برای اعدام کردن یه نفر از تمام جمع (که ممکنه شهروند باشه و ممکنه مافیا باشه) رای گیری میکنه.
سختی بازی در این هست که مافیا همدیگه رو میشناسن ولی شهروندها هم رو نمیشناسن. و شهروندها لازمه خیلی هوشیارانه عمل کنن، وگرنه ممکنه خودشون هم خودشون رو بکشن!