تغییر رفتار به جای تلاش برای حل مسئله

محیط_زیست
ایده_پردازی
نوآ۰۰۷

(علی) #1

تجربه

  • یه دوستی داشتم که خیلی چاق بود و خیلی غذا می خورد. بعد فکر می کرد اگه چایی سبز بخوره لاغر میشه. یه زمان‌هایی هم به صورت افراطی زیره و لیمو می‌خورد، چون فکر می‌کرد لاغرش می‌کنه. در حالی که راه لاغر شدنش به وضوح کمتر غذا خوردن بود.
  • یه دوستی هم داشتم که معتاد به سیگار بود و مجبور بود روزی دوبار حموم بره و روزی چند بار مسواک بزنه که بوی سیگار نده. این دوستم می‌تونست سیگار رو کاملا کنار بذاره به جای این که این همه فکر و انرژی‌اش رو صرف سیگار کنه و دنبال راه‌حل‌های مختلف بگرده.

ایده

بعد از خوندن چند تا از موضوعات پادپرس به این فکر افتادم که چرا ما سعی می‌کنیم مشکلات رو حل کنیم در حالی که با تغییر رفتارمون می‌تونیم از بروز خیلی از مشکلات جلوگیری کنیم. مثلا ایده بدی نیست که پلاستیک‌هایی بسازیم که محیط زیست رو خراب نکنن، اما ایده بهتر اینه که وقتی میریم خرید از یه کیسه پارچه‌ای استفاده کنیم. یا مثلا به جای این که به فکر تولید برق از روش‌های گوناگون باشیم، به این فکر کنیم که چه طور میشه برق کمتری مصرف کرد.

پرسش

به نظر شما چرا ما بیشتر دوست داریم محیط رو تغییر بدیم تا خودمون رو؟ چرا سعی می‌کنیم راه‌حل ارایه بدیم در حالی که خیلی وقت‌ها تغییر رفتارمون با هزینه کمتری مسئله رو حل می‌کنه؟


اسراف دقیقا یعنی چی؟ چطور می شه فرهنگ اسراف نکردن رو دوباره رواج داد؟
چطور می توانیم احساس مون رو نسبت به مسائل تغییر دهیم؟
(محمد فلاحی) #2

#نظر
بشر همیشه به دنبال برآوردن نیازهای مادی و روحی خودش هست و از اونجا که میتونه در جهان تصرف کنه، یعنی در اون دست ببره و اون رو برای برآوردن خواسته های خودش تغییر بده، در سطح گسترده ای اقدام به این کار کرده اما در خیلی از موارد دیده که این دست بردن ها و تغییرها در بلندمدت مشکلات جدیدی رو براش ایجاد کرده و به این نتیجه رسیده که باید به دنبال راه حل های جدیدی باشه.
دو نظر وجود داره در مورد برخورد ما با جهان:
1- ما همواره می تونیم جهان رو بیشتر بشناسیم و با خلق تکنولوژی های جدید بر مشکلات ناشی از تکنولوژی های قدیمی غلبه کنیم. (این همون حل مسأله ای هست که بشر همواره مشغول اون هست.)
2- ما بخش خیلی اندکی از قانون مندی های جهان رو می دونیم و باید یه مقدار فروتنی به خرج بدیم و خودمون رو با سازوکار های طبیعت تطبیق بدیم و بلندپروازی های جاه طلبانه خودمون رو کنار بذاریم. (تغییر رفتار و سبک زندگی)
#نمونه
به جای مثلا رواج فرهنگ تولید بیشتر و مصرف بیشتر (فرهنگ مصرف گرایی) و بعد ادعای اینکه ما زباله های تولیدشده حاصل از این سبک زندگی رو بازیافت می کنیم و از انرژی اون هم استفاده می کنیم (که خودشون باعث تولید آلاینده میشه) بیایم و اصلا زباله کمتری تولید کنیم.

من فکر می کنم خیلی از جاها ما باید از رفتار طبیعت الهام بگیریم و در مقابل طبیعتِ قدرتمند، فروتن تر باشیم.
شاید فهمیدن اینکه باید رفتارمون رو تغییر بدیم هم نیازمند حل مسأله باشه. لزوما ما بلافاصله نمی تونیم بفهمیم که اشکال از رفتار ماست.


#3

سوال جالبی بود، مقداریش برمیگرده به اینکه محیط در رفتارها و عادتهای ما تاثیر داره، و گاهی تغییر عادت بدون تغییر محیط راحت نیست و یا دومی راحت تر از اولیه!


(data) #4

سوال: چرا ما از غار بیرون اومدیم و در منازل زندگی کردیم؟ چرا خودمون رو از حیوانات جدا کردیم؟ چرا کشاورزی و دامداری شکل گرفت؟ صنعت از چه طریقی وسعت گرفت؟ خود چرا به جای اینکه خودمون رو درست کنیم اومدیم و سعی داریم در پادپرس کمک کنیم تا محیط رو تغییر بدیم؟
قبول دارم گاهی اشتباهه این کار، اما شما تعداد افرادی که به خاطر همین پلاستیک از بیماری فاصله گرفتند رو در نظر بگیرید. علت رشد و توسعه انسانی رو در نظر بگیرید. در کل اعتقاد دارم این حالت انسان خیلی هم بد نیست. خیلی از وسایل مهمی که الان در اختیار داریم،‌قبلا یک کالای کاملا لوکس بودن حتی روشنایی.

من جدای از این که می شه به صورت مورد به مورد بررسی کرد هر کدوم از این رفتارهای ما علتش چیه، موارد چاقی، تولید پلاستیک یا مصرف گرایی که مطرح کردید خیلی اوقات به مسائل روانی انسان بر می گرده. از مهم ترین مشکلات در این زمینه می تونم به

  • عدم توانایی در به تاخیر انداختن لذت (آمارها نشون دادن افرادی با توانایی به تاخیر انداختن لذت بسیار موفق خواهند بود)
  • عدم توانایی در اجرای مستمر کار یا تغییر عادت (خیلی دیدید همون آدم ها برای چند روز باشگاه رفتن یبا رژیم گرفتن اما نتونستن در بلند مدت انجامش بدن، با این همه سال کیسه پلاستیکی می گرفتی از الان باید عهادت کنی نگیری)
  • شفاف نبودن نتیجه اعمال مد نظر (مثلا شما دقیقا برات روشن نیست چرا باید کیسه پلاستیکی رو کمتر مصرف کنی ولی برات شفافه که کیسه پلاستیکی کارت رو راه می اندازه، یا برات روشنه که یک جنس تازه حست رو بهتر می کنه ولی تاثیر دقیقش در جامعه رو حس نمی کنی)
  • دل مشغولی های روزانه (شاید برای شما آینده بشری اهمیت داشته باشه ولی برای کسی که هر روز باید با ده ها مشکل فرعی مقابله کنه خیلبی سخته به کیسه پلاستیکی و باشگاه و … فکر کنه، اگر هم لحظه ای کاری می کنه ممکنه به خاطر فشار خارجی یا خطر خاصی این کار رو بکنه)

(علی) #5

نیروگاه شهید مفتح در استان همدان یک رودخانه رو کاملا خشک کرد و بعد شروع کرد به بلعیدن آب‌های زیر زمینی به طوری که الان تا عمق ۲۰۰ متری هیچ آبی وجود نداره. کشاورزی اون ناحیه کاملا تحت تاثیر قرار گرفته و داره نابود میشه. رود کارون که زمانی پر آب‌ترین رود ایران بوده و کشتی‌ها درونش حرکت می‌کردند سطح آبش به یک متر رسیده و یکی از دلایلش گرمای هوا و مصرف بالای برق توسط مردم ناحیه است. رودخانه کشکان یکی از سرچشمه‌های اصلی کرخه سال گذشته کاملا خشک شد. در نتیجه خشک شدن سرچشمه‌ها رودخانه کرخه هم خشک شد. توجه کنید که تمام این تغییرات به خاطر مصرف گرایی ماست.

به نظر من کاملا شفافه که مصرف‌گرایی چه نتیجه‌ای داره ولی ما نسبت به نتایج بی تفاوت هستیم. الان باید فهمیده باشیم که مصرف زیاد برق و کشت محصولاتی که آب زیادی می‌خواهند باعث خشک شدن رودخانه‌ها و دریاچه‌هامون شده و ما هنوز از اثرات دیگه ای که در انتظار طبیعت ابرانه بی خبریم.

ایران یک کشور صنعتی نیست. اگه کشاورزی رو هم از دست بدیم چیز دیگه‌ای نخواهیم داشت. نفت و گاز هم به زودی تموم میشن و حتی قادر نخواهیم بود که گندم مورد نیازمون رو از خارجی‌ها بخریم.


(data) #6

متاسفانه ما انسان‌ها حتی اگر بارها نتیجه یک کار رو ببینیم بعد از چند روز فراموش میکنیم، نمونش
خود من بعد از ۲۳ سال درس خوندن (معادل۶۴ ترم) هر بار می گفتم ترم بعد رو دیگه برنامه ریزی می کنم و از اول درس می‌خونم اما نکردم! هر ترم هم جواب کارم رو گرفتم، اما ترم بعد فراموش کردم. فکر کنم خیلی‌ها مثل من باشن. اگر کسی بعد از یک یا دو ترم خودش تصمیم گرفته و از ترم بعدش از روی اختیار منظم و مرتب مطالعه کرده لطفا راز کارش رو به من بگه

گاهی واقعا لازمه تا آدم مریض بیوفته توی خونه، قند خون، چربی و … بگیره تا تازه به فکر بیفته حالا باید یه کاری کرد! همین نفت که کشور ما رو سال‌هاست زنده نگه داشته باعث شده بی لیاقت‌ترین مدیرها بار بیان، اختلاسشون رو بکنن و برن، هر گندی هم که بزنن چون پول نفت بوده، خیلی دیده نشده.


(Ghazaleh) #7

به نظر من تغییرِ خود هم دسته جمعی اش موثرتره. اگر من فکر کنم تنهام٬ با خودم می گم ای بابا این همه پلاستیک تو دنیا٬ حالا این یه دونه ی منم روش. ولی وقتی یک همت دسته جمعی می یاد وسط٬ منم راحت تر همراه می شم. این دو تا مثالم با فرض این بود که در هر دو حالت٬ آگاهی یکسان و کافی نسبت به مسئله دارم.


(علی) #8

دکتر حسین آخانی به تازگی مقاله‌ای منتشر کرده‌اند با عنوان چاره ریزگردهای خوزستان چیست؟ که بی ربط به موضوع بحث نیست. تغییر رفتار ما چه طور می‌تواند به مسئله ریزگردهای خوزستان مرتبط باشد؟ در این مقاله می‌خوانید که درست‌ترین راه حل یک مسأله، کوتاه‌ترین راه حل است. این کوتاه‌ترین راه حل در بیشتر موارد تغییر رفتار و عقب نشینی از خواسته‌ها است.

بخشی از این مقاله را در زیر می‌بینید:



نگارنده به ضرس قاطع اعلام می‌کنم که دخالت‌های مهندسی در ساختار هیدرولوژیکی کشور و جاده سازی‌های وسیع و کشاورزی خارج از توان، بخصوص در استان خوزستان منجر به خشک شدن تالاب‌های استان شده است. چرای بی‌رویه در کوهپایه‌های زاگرس نیز مزید بر علت شد و از منابع مهم ناپایداری خاک و ایجاد گرد و خاک است. با توجه به ماهیت دشت‌های شور و رسی منطقه، نرسیدن آب به این مناطق آنها را مستعد تشکیل ریزگرد کرده است. متأسفانه، نه تنها خوزستان، که تقریباً همه کشور با سیاست‌های مخرب وزارت نیرو با افراط در سد‌سازی و گاهی هم افراط در آبخیزداری توسط سازمان جنگل‌ها و مراتع بشدت آسیب دیده و لازم است گروه مستقلی تشکیل و بررسی کنند که سدها و آب بندهایی که باعث خشکی دشت خوزستان شده است را بردارند. جاده‌سازی نیز در دشت‌های مسطح مانند سد عمل می‌کند و اگر ارتباط هیدرولوژیکی دو طرف جاده قطع شود، نقش مهمی در خشکی دشت‌های کم شیب دارد. این مشکل در جاده آبادان به ماهشهر، ماهشهر به هندیجان و تالاب هورالعظیم به خاطر چاه‌های استخراج نفت بسیار جدی است. لذا کارگروه مستقل باید بتواند این مشکلات را شناسایی و از اقتدار لازم برای ارائه پیشنهادهای اساسی برخوردار باشد. اگر چه می‌توان حدس زد که مصلحت‌هایی مانع تشکیل چنین کارگروهی می‌شود، ولی کدام مصلحت مهمتر و واجب‌تر از حفظ سرزمین ایران است که ادامه بحران گرد و خاک امنیت ملی و یکپارچگی کشور را با خطر جدی مواجه می‌کند. آیا برداشتن یکی دو سد یا اصلاح جاده‌های غیر اصولی و منع چرای بیش از ظرفیت و تعطیلی کشاورزی مضر مصلحت است یا به هم ریختگی سرزمین زرخیز خوزستان، تشدید ناامنی و ایجاد موج مهاجرت به سایر نقاط کشور؟



(سهیل.میم.ب) #9

به نظرم همه ی اینا برمی گرده به اینکه اول چه مسئله ای رو چجوری واسه خودمون و بعدش چطوری واسه بقیه مطرح می کنیم. مثلا تو این تجربه:

مسئله ای که فکر میکنم واسه شخص اهمیت داشته این نبوده که چرا پرخوری میکنم؟(شاید طرف اصلا از اینکه شکمو بوده خیلی هم احساس رضایت داشته) و شاید مسئله رو اینجوری واسه خودش مطرح کرده که: چطوری می تونم در عین حال که زیاد می خورم و ورزش هم نمی کنم، لاغر بشم؟

حالا به این شخص دسترسی نداریم و قضاوتی نمیشه کرد.

در کل به نظرم هر مشکلی واسه هر کدوم از ما یه تعریف جدا داره و وقتی آدم ریسک می کنه و مشکلش رو به صورت مسئله واسه بقیه مطرح میکنه چند حالت مختلف می تونه پیش بیاد:

1- پیدا کردن افرادی با تصور یکسان نسبت به مسئله.(همگام در پیدا کردن راه حل)

2- دیده شدن مسئله از سمت کسایی که به اون مشکل از یه زاویه دیگه نگاه میکنن.(جزییات بیشتری پیدا میشن)

3- دیده شدنش توسط افرادی که اصلا اون مشکل رو یه مسئله قابل حل نمی دونن.(منظور ارزش حل شدن نداره)

و شاید حالتهای ممکن دیگه که از ذهن نگارنده:sunglasses: به دور مانده.


#10

این طرح مسئله به نظرم دقیقا چیزی هست که الان نیاز داریم (البته از سی سال پیش بهتر بود این جوری فکر میکردیم):

پیشگیری از بروز مشکلی که ۲-۳ سال بعد لازمه به دنبال راه حلش باشیم!


(مرتضی) #11

اون وقت می رسیم به اون نقطه که می فهمیم ایران کشور گردشگریه در اصل! و نه از کشاورزی و نه از صنعت و نه از نفت نباید دنبال ایجاد ارزش اصلی باشه. این گردشگریه که می تونه به شدت اینجا ارزش خلق کنه.