در آپارتمانتان با چه مشکلاتی مواجه هستید؟

می دونم که یک سری قوانینی هست واسه سکونت در آپارتمان. ولی آیا این قوانین اثر اجرایی دارن؟ به نظر خودم کمتر افرادی هستن که بخوان از همسایه هاشون شکایت حقوقی و یا کیفری بکنن. ولی خوب مشکلات زندگی آپارتمانی زیاده و میشه براشون دنبال یه راهکار جامع گشت. خودم به واسطه زندگی 2 ساله ام تو آپارتمان یه سری تجربه از این دردسرا دارم ولی می خوام ببینم آیا این مشکلات واسه افراد بیشتری هم اتفاق میوفته؟

از زندگی آپارتمانیتون و مشکلات احتمالیش بگید:

  • معمولاً تو زندگی آپارتمانی(در کنار بقیه همسایه ها) بیشتر با چه مشکلاتی مواجه میشین؟

  • کدوماش به صورت مکرر واسه شما و یا خانوادتون رخ میده؟

  • کدوماش رو مشکل بزرگ می دونید؟

1 Like

من تقریبا با زندگی اپارتمانی مشکلی چندانی ندارم. شاید چون ساعات کمی توی خونه هستم.
ولی خیلی دیدم که همسایه ها از هم شکایت میکنند. یکیش اینه که مردم هی سیگار میشکن و بوش از توی هوا کش و دهانه کولر و اینا میاد توی خونه های دیگران.
یا بچه های طبقه بالایی خیلی صدای پاهاشون میاد .
یا از اسانسور و شوتینگ خیلی بد استفاده میشه(اینو من خودم واقعا حس کردم )

همینا فعلا :slight_smile:

2 Likes
  • مشکل غیر بزرگ: تابستون دوسال پیش که داشتم واسه پروژه ارشدم کار میکردم نیاز به آرامش داشتم. ولی معمولاً همسایه بالاییمون به هیچ وجه نمیذاشت خونه آروم بمونه. همش گرومپ گرومپ!
    به احتمال خیلی زیادی هم همسایه پایینی مون همین مشکل رو با ما داره. ولی من این رو جزو مشکلات بزرگ نمی دونم. چون حتی حاضر نشدم واسه حل شدنش با ساکنین ساختمون یا حتی مدیر و یا همسایه بالاییمون صحبت کنم.

  • مشکل بزرگ: تو ساختمون ما کنتر گاز مشترکه. اهالی ساختمون هم به یه توافقی رسیدن که مبلغ دریافتی از هر واحد متناسب باشه با متراژ واحد. ولی واسه ی من که 9 ماه تو اون خونه تنها زندگی میکردم اصلاً به صرفه نبود. خوب یک نفر که تازه شام هم نمی خورد مگه چقدر مصرف گاز داشت. کلاً یه شومینه روشن میکردم. معمولاً هم صبح تا بعد از ظهر رو خونه نبودم که خاموشش میکردم و فقط شب که میخوابیدم شعله اش رو متوسط بود.
    بعدش هم که تو خونه پکیج کار گذاشتیم و شومینه رو کلاً بستیم احساس می کردم مصرف گاز ما خیلی می تونه کمتر باشه. با مقایسه قبض برق سایر ساکنین هم این بیشتر قانع میشدم. واسه حل این مشکل چند بار با مدیر ساختمون گفتگو کردم. ولی نتونستم قانعش کنم.

تو این دو تا مورد سعی کردم نشون بدم منظورم از مشکل غیربزرگ و بزرگ چیه: اولی به خودم کمترین زحمتی رو واسه رفع شدنش ندادم. ولی دومی رو یه حرکتایی زدم واسه حل شدنش. که با احتمال بالایی بازم دنبال راه حلهای بهتر میگردم و هزینه می کنم.

1 Like