خیلی خوب میشود اگر مرعوب نامها نشویم.
جالب است که فیلم شما را به چنین فکری واداشته است، چون حتی ذرهای من را به این پرسشها نزدیک نکرد.
فیلم یک اثر مستقل است و باید بتواند به تنهایی مفهومی را منتقل کند. این که برای فهمیدن یک فیلم باید به یک نمایشنامه رجوع کرد ضعف فیلم و فیلمنامه را نشان میدهد.
چند نکته در مورد فیلم فروشنده
۱. با دیالوگهای قصار نمیتوان فیلم ساخت. البته میتوان فیلم ساخت اما فیلمهایی مانند فیلمهای بعد از انقلاب مسعود کیمیایی.
۲. این فیلم شامل بخشهای اضافی است. برای مثال اگر آن سکانسهای مسخره تئاتر را حذف کنیم، هیچ آسیبی به فیلم وارد نمیشود. البته بی انصافی است که بگوییم هیچ آسیبی وارد نمیشود چرا که در این صورت چند دیالوگ قصار را از فیلم حذف کردهایم.
۳. تحول شخصیتها شکل نگرفته است. البته خوشحالتر بودم اگر اصلا تحولی وجود میداشت. شخصیتهای داستان به خاطر یک اتفاق از این رو به آن رو میشوند بدون این که ما چیزی از این تحول در فیلم ببینیم.
۴. کارگردان در نشست خبری بعد از فیلم میگوید اصلا تجاوزی صورت نگرفته (لینک مصاحبه). آیا ما باید بعد از نشست خبری بفهمیم که تجاوزی صورت نگرفته است؟ اگر تجاوزی صورت نگرفته، آن بازی ترانه علیدوستی چه معنی دارد؟ چرا به شهاب حسینی نمیگوید که تجاوزی صورت نگرفته؟ دلیلاش واضح است، نقص فیلمنامه.
۵. چه طور ممکن است که یک معلم مدرسه که اوایل فیلم خیلی با شعور و با فرهنگ به نظر میرسد، پیرمردی را در خانه حبس کند؟ چرا به پلیس خبر نمیدهد؟ با توجه به این که متجاوز پیدا شده دیگر ترسی نباید در کار باشد. اگر هم ترسی در کار بوده، وقتی تمام همکارانشان قضیه را فهمیدهاند این ترس باید ریخته باشد.