مدیریت بحران از چه زمانی شروع میشه؟

همایش ها و مانورهای زیادی برای مواجهه با بحران برگزار میشه. اما آیا واقعا موقع وقوع بحران درست مسئله مدیریت میشه؟ نمیشه که گذاشت اتفاق بیوفته و بعد فکری براش کرد. مدیریت بحران از چه زمانی آغاز میشه؟ آیا به پیش از بحران هم مربوط هست؟ مثلا سال ها هست که جنگل های مناطق مختلف کشورمون دچار آتش سوزی میشه اما هنوز نمی تونیم در هنگام وقوع واکنش مناسب نشون بدیم. یا خیلی بحران ها هست که قابل پیش بینی هست اما کسی به فکر برنامه ریزی براش نیست.

بحران چیه؟ چه بحران هایی رو در پیش داریم؟ چه چیزی در این بحران ها باید مدیریت شه؟

سال ها هست که از خطرات وحشتناک زلزله در تهران صحبت میشه اما اقدام موثری دیده نمیشه (شایدم من نمی بینم و خبر ندارم) . جمعیتش که هر روز بالاتر میره. امکاناتش که هنوز توزیع نشده در سطح کشور.

مدیریت بحران

#سوال
چه کسی تعیین می کنه که بحران دقیقا چیه و کدوم جنبه های زندگی مردم یه کشور در بحران هست الان؟ وضعیت به چه حدی برسه بهش میگیم بحران ؟

#کتاب
بعد از سالیان سال، چلمی‌ها متمدن شدند. آن‌ها یاد گرفتند بخوانند و بنویسند و آن‌گاه کلماتی چون “مشکلات” و “بحران” به وجود آمد.
از لحظه‌ای که کلمه‌ی “بحران” در زبان مردم پیدا شد، آن‌ها متوجه شدند که در چلم بحران وجود دارد. آن‌ها می‌دیدند در شهر چیزهایی وجود دارد که اصلا خوب نیست. اولین کسی که برای چنین وضعی کلمه‌ی “بحران” را ابداع کرد گرونام اول، اولین حاکم شهر بود… . یک روز گرونام به شله میل دستور داد اعضای شورا را جمع کند. وقتی آن‌ها جمع شدند گرونام گفت: "ای دانایان و فرزانگان، در چلم بحران وجود دارد! اغلب شهروندان نانی برای خوردن ندارند، آن‌ها لباس‌های کهنه به تن می‌کنند و خیلی از آن‌ها از سرفه و سرماخوردگی رنج می‌برند. چه‌طور می‌توانید این بحران را برطرف کنید؟"فرزانگان آن‌چنان که رسم بود، هفت روز و هفت شب فکر کردند تا بالاخره گرونام اعلام کرد: “وقت تمام شد،بیایید ببینم چه می‌گویید.”

لگیش منگ اولین کسی بود که سخن گفت: " حضرت عالی می‌دانید که فقط عده‌ی بسیار کمی از آدم‌های تحصیل کرده در چلم هستند که می‌فهمند بحران یعنی وضعیت بد و اسفناک. پس بیایید قانونی وضع کنیم که استفاده از این کلمه ممنوع شود، آن وقت خیلی زود این کلمه فراموش خواهدشد. بعد هم دیگر هیچ‌کس نمی‌فهمد که بحران وجود دارد و ما دانایان هم مجبور نیستیم برای حل آن به کله‌ی مبارکمان فشار بیاوریم و مغزمان را خراب کنیم."…

داستانهایی برای کودکان، احمق‌های چلم و تاریخ‌شان / آیزاک بشویتس سینگر

1 پسندیده

#پاسخ

بحران به وضعیتی گفته میشه که در اون عملکرد عادی یه سازمان یا … مختل میشه و سیستم دچار صدمه و ناپایداری میشه.

بحران ها یا غیر قابل پیشبینی هستن و آنی اتفاق می افتن مثل زلزله و حوادث طبیعی و یا به صورت تدریجی نمود پیدا می کنن مثل بحران های اقتصادی.

مدیریت بحران هم دانشی هست که به پیش بینی بحران های پیش رو می پردازه و چگونگی و مراحل گذر از بحران رو بررسی می کنه. البته با این تفاسیر اگر مدیریتی بخواد اتفاق بیوفته باید پیش از وقوع باشه چون نیاز به پیش بینی راه حل ها و شناسایی گزینه های بحران آفرین هستش.

1 پسندیده

بحران هایی که تو جهان وجود داره منطقه به منطقه متفاوت هست و البته بعضی هاش مشترک هستن.

بحران های مملکت خودمون احتمالا: بیکاری، رکود، کمبود آب و رو نمایی از فسادهای متعدد هست.

در سطح جهانی هم بحران هایی مثل: امنیت غذایی و کشاورزی، فقر، بیکاری، گرمایش جهانی، تروریسم وجنگ، مهاجرت، شکاف میان فقیر و غنی، آب، بهداشت.

اینجا هم می تونید گزارشی سازمان ملل در مورد بحران های جهانی رو مطالعه کنید.
جالب اینجاست که خیلی از این بحران ها تحت تاثیر هم هستن. مثلا ناامنی تو خاورمیانه الان رو امنیت اروپا و مهاجرت اثر گذاشته.


البته کنار این بحرانها میشه بحرانهایی که تو زندگی شخصیمون باهاش مواجه می شیم رو هم نام برد . اینکه یه فرد چطور میتونه از بحران های سر راهش رهایی پیدا کنه و فرصت بسازه ازش هم مهم هست.

1 پسندیده

#کامنت
به نظرم خیلی از این معضلات در سطح جهانی به هم مربوط هست و به همین خاطر هست که می بینیم انواع کنفرانس های جهانی و بین المللی با مشارکت دولت ها برگزار میشه. یه چند سالی هست که از "جنگ آب" صحبت میشه. جالب اینجاست که خاورمیانه به جای فکر روی این بحران و مشکلات پیش رو فقط داره با خودش می جنگه.

در برابر این نوع از بحران های مشترک پیش رو، دو مسیر میشه تصور کرد:

1- یا می فهمن که باید پی راه حل برای حل این بحران مشترک پیش رو باشن و نفع عمومی خواهد داشت.

2- هر کدوم از طرفین درگیر به منافع خودشون توجه می کنن و جنگ و ضرر عمومی نصیبمون میشه.

بحران از نظر من اتفاقیه که شما در شرایط عادی و بدون آمادگی نمی‌تونی (به لحاظ منابع مالی، انسانی، روانی و …) مدیریتش کنی.

یک سازمان رو در نظر بگیرید، اگر واقعا فعال باشه، غیرممکنه که کارش هر روز مختل نشه و …، وقتی به مرحله بحران می‌رسه که دیگه نتونه با منابع کنونی (موجود یا قابل حصول) مدیریتش کنی. با توجه به این تعریف مسلما سلسله مراتب و سطح بندی وجود داره برای بحران.
مثلا اگر استان گلستان سیل بیاد و خود استان ناتوان باشه اما با آمدن نیرو از شهرهای دیگه اوضا مدیریت بشه،‌ بحران در سطح استانه و بحران کشوری نیست.

برای زلزله و سیل و … سازمان‌هایی وجود دارند که دارن پول می‌گیرن، یه کارهایی هم دارن می‌کنن. اما همانطور که ملوان واقعی رو در هوای طوفانی می‌شه شناخت کار واقعی این‌ها رو می‌شه در بحران‌های ایجاد شده در کشور مشاهده کرد. در بعضی جاها خوب بوده و در بعضی موارد افتضاح بوده، البته با توجه به مدیریت در زمان عادی، خیلی چیز عجیبی نیست.

موضوع اینه که شما از یه جایی به بعد نمی‌تونی با اطلاع‌رسانی و … مسايل رو مدیریت کنی. باید بابتش هزینه بدی. فحش و … رو تحمل کنی، مثلا یادمه وقتی آقای سیف نذاشت دلار از یه حدی پایین بیاد، همه بهش فحش دادن، زمانی که از بالا رفتن حبابی بورس جلوگیری کرد بهش فحش دادن و … اما جلوی بحران بعدی رو گرفت. در مورد زلزله متاسفانه، شهرداری در عوض اینکه جمعیت رو مدیریت کنه، در یک کوچه هشت متری مجوز آسمانخراش می‌ده چون پول می‌گیره! یا مثلا کلی از جاهایی که برای زلزله در نظر گرفته شده رو به جاهای دیگه واگذار کرده یا اجاره داده (لینک خبر از خبرآنلاین) به قطع باید یه سازمانی در این زمینه به شهرداری نظارت کنه که نیست.