انتخابت تو زندگی کدومه: مبارزه و گرفتن جریان در دست یا حالت auto-pilot؟ چرا؟

از یه طرف این شعر تو گوشمه:

سخت میگیرد جهان بر مردمان سختکوش

و یاد آموزه های اسلک لاین میفتم که درش اگه بخوای با تعادل، مسیر طولانی رو طی کنی لازمه عضلاتت رو شل کنی و یه جورایی به کشِ زیر پات و نوساناتش بپیوندی (باهاشون مقابله نکنی)؛ در غیر این صورت سریع و محکم میخوری زمین.

تجربه اسلک لاین

از یه طرف دیگه اون صحنه از فارست گامپ تو ذهنمه که سرگرد دَن، طوفان و زندگی رو به مبارزه می‌طلبه.
و یا خیلی از انیمه‌های ژاپنی که بر اساس چنین مبارزه[1] ای ساخته شدن: فردی که با تلاش و پشتکارش مسیر رو باز میکنه و تسلیم خواست و نوسانات دنیا نمیشه.

تفسیرم از موقعیت اول اینه که فرد دست از مقابله با شرایط برمی‌داره و با توجه به شرایط موجود، بهترین مسیر رو برای پیش رفتن خودش پیدا میکنه: اگه هوا طوفانیه، من به دریا نمیرم و تو خشکی میگردم دنبال موقعیت‌های خوب.

و تفسیرم از موقعیت دوم اینه که فرد شرایط موجود رو تحت کنترل خودش درمیاره و اون رو تغییر میده: با اینکه هوا طوفانیه، من به دریا میرم و به دریا نشون میدم رئیس کیه!

انتخاب اصلی شما تو مسیر زندگی کدومه؟ چراییش رو میدونین؟


پ.ن. البته که در اسلک لاین سواری هم مبارزه‌ای نهفته: مبارزه برای طی کردن مسیری پرچالش و متفاوت. برای اینکه در این مبارزه پیروز شی، لازمه دست از کنترلِ همه چیز با هم برداری و تمرکزت رو بذاری روی کنترل ذهنت.

دنباله‌ی موضوع تو فیلم ماتریکس اگه جای نئو بودین قرص قرمز رو میخوردین یا قرص آبی ؟ چرا ؟


  1. battle ↩︎

1 Like

ترکیبی از هر دو هستم ولی بیشتر سعی میکنم موقعیت خوب و جدید بسازم