خیلی وقتها کسی که واسطهگری میکنه رو بهش میگیم دلال. عی عی. عجب شغل بدی داره!
اما از طرف دیگه واسطهها میرن اجناسی رو برای کسانی که نیاز دارند تأمین میکنند. تولیدکننده جنسش به فروش میرسه و مصرفکننده جنسش تأمین میشه. بهشون اصطلاحا تأمینکننده هم میگیم.
همچنین واسطه، یا زمانی که پولی در اختیار داره، پول رو به تولیدکننده داده و سپس جنس رو فروخته، که من فکر میکنم یک ارزش افزوده به نام گردش مالی ایجاد کرده.
این تأمینکننده اگر بتونه یک شبکه گسترده ایجاد کنه، در واقع یک شبکه توزیع ایجاد کرده.
تعریف من از دلال کسی که روی قیمت محصول معامله میکنه. کالایی میخره تا گرونتر بفروشه. این اساس هدف دلالی است که کالا رو بخریم تا گرونتر بفروشیم که گاهی همراه با احتکار هست.
اما نیت در شبکه توزیع این نیست. نوعی کانال ارتباطی بین تولیدکننده و مصرفکننده هستند یا تولیدکننده با تولیدکننده در محصولاتی که امکان عرضه مستقیم ندارند. نظر من اینکه شبکه توزیع در سیستم کلی اقتصاد و تجارت سود میکنند ولی سودشون به خاطر نقشی است که در انتقال کالا دارند نه تجارت روی قیمت کالا.
کسی که کالا رو احتکار میکنه، چه ضرری برای خودش داره؟
مثلا شبیه باکتریها که با تولید سرکه و الکل خودشون رو میکشند.
یا مثل بازی تکامل اعتماد. محتکر از کجا تغذیه میشه؟ وقتی به احتکار ادامه میده، چه چیزی مانع پیشرفتش میشه؟
شبکه های توزیع قانونی عمل می کنند .مالیات می پردازند .درصد سودی که روی اجناس خود می گیرند توسط قانون مشخص شده .و بیشتر از ان نمی توانند بگیرند .پرسنلشان بیمه تامین اجتماعی شده و دارای حقوق قانونی خود هستند .مسیر توزیع کالا از تولید کننده تا مصرف کننده مشخص است .در اکثر مواقع قادر به احتکار یا فروش انحصاری نیستند .معمولا بین تولید کننده تا مصرف کننده تعداد شبکه های توزیع بیشتر از دوعدد {سراسری _مویرگی } نیست .کالا در هرزمان از نظر کیفیت و قیمت قابل بازرسی است.
جنسی که توسط دلال خرید و فروش می شود .قابل ردیابی نیست .مالیاتی پرداخت نمی شود .امکان تقلب و یا فساد فیزیکی و شیمیایی جنس می رود .قیمت جنس دلالی شده می تواند بسته به نیاز جامعه و عرضه کم تا چندین برابر خرید اولیه باشد .گاهی در سیستم دلالی رشوه پرداخت شده که خود باعث فساد مالی بیشتر جامعه می شود .گاهی ممکن است بین تولید کننده و مصرف کننده چندین دلال قرار گرفته که باعث افزایش قیمت سرسام اور اجناس می شود . تعدد دلال ها و تعدد قیمت ها ی ارائه شده از طرف دلال ها می تواند باعث اختلال در امنیت روانی جامعه گردد . دلال به راحتی می تواند کالا را احتکار کند چون از نظر قانون فعالیت دلال قابل شناسایی نیست .البته ممکن است گاهی دلال ها شناسایی شده و به مراجع قانونی معرفی گردند .ولی این روند بازده کم و ناپایداری دارد .و قابل اتکا و بررسی نیست.
در ابعاد کلی تفاوتی نداره. ولی میشه کمی عمیقتر نگاه کرد تا به سود و زیان کلی هرکدوم رسید:
من شبکه توزیع رو دارای ارزش افزوده بر قیمت واقعی کالا برای مشتری میبینم ولی دلالی این ارزش افزوده رو نداره و صرفا از طریق نوسان سود کسب میکنه. مثلا یک مغازهدار توی کوچه، هزینه حمل و نقل رو کاهش میده ولی یک دلال اینکار رو نمیکنه.
به همین خاطر، شبکه توزیع در اصل، گسترهی بازار یک محصول رو افزایش میده، بخصوص به دلیل اینکه در واقع قیمت رو برای مصرفکننده کاهش میده چون با حمل و نقل وسیع و به صرفه، هزینه اینکار رو کاهش میده. برعکس دلالی تلاش میکنه، توزیع رو مختل میکنه، بازار رو در خیلی وقتها دجار اختلال میکنه و در واقع چرخه اقتصاد رو ویران میکنه.
البته دلالی به معنی خرید آپشن میتونه به تولید کمک کنه، یعنی در زمانی با ورود پول و ریسک به بازار تولید، امکان رونق تولید رو ایجاد کنه. این جنبه رو هم باید در نظر گرفت.
به طور کلی، شبکه توزیع، باعث رونق تولید و کاهش قیمت تمام شده میشه. ولی بحث دلالی به دو بخش میتونه تقسیم بشه:
اگر بعد از تولید و با هدف چیزی مثل احتکار باشه، هم با ضربه به بازار و هم با ضربه به مصرفکننده چرخه اقتصاد رو مختل میکنه.
شکلی از دلالی که با پیشخرید (آپشن) و تقریبا به شکل بورس باشه، برعکس تولید رو از رکود درمیاره و برای اقتصاد مفیده.