چیزی که به ذهنممی رسه یک فرایند چند مرحله ای و چند لایه است:
-
استان های A-J به ترتیب محصولات ممنوعه ۱-۱۰ رو دارند (یعنی محصولاتی که مصرف آب غیر قابل توجیحی برای اون استان دارند).
-
این محصولات ۱-۱۰ همه در سایر استان های ایران یا کشورهای دیگه تولید می شن که می شه واردشون کرد.
-
استان A محصول ۱ رو تولید نکنه و در عوض از استان E وارد کنه (همینطور مشابه در مورد استان ها/محصولات دیگه).
-
برای وادار کردن استان A برای تولید نکردن محصول 1، قدرت مردم وارد عمل می شه. اون محصول تولیدی رو نمی خرند و در عوض جایگزین وارداتی آن (از استان E) رو می خرند (فشار مردم بر بازار و تغییر سیاست های بازار. نحوه ی اجرا؟ نیاز به متخصص بازار، بیزینس، اقتصاد، … داره).
-
حالا یک محصول جایگزین (با سود مشابه) برای کشاورز لازم داریم.
-
بین محصولات ۱-۱۰ محصول کم آب تر (محصول ۲) از استان E گرفته بشه (با اینکه می تونه تولید کنه اجازه تولید داده نشه)، به استان A داده بشه و با سیستمی شبیه مبادله کالا به کالا، قانع بشه که محصول رو از استان A بخره. اینطوری حتی اگر قیمت یا سود محصول ۲ کمتر باشه، با افزایش فروش (صادر به استان های دیگه) استان A سود مورد نظر رو بدست می آره.
-
نکته ها:
-
(توی این مراحل فعالیت دولت رو نادیده گرفتم)
-
حدس می زنم برای کشاورزان آب یعنی ثروت و محروم شدن از حق آبه ی خود، یعنی از دست دادن ثروت و بی عدالتی. اگر این حدس درست باشه، باید اون ثروت رو براشون بازتعریف کرد و جبران کرد.
-
اگر مابه التفاوت سود محصول جایگزین، قابل چشم پوشی نیست، این تفاوت سود باید جبران بشه.
۴. قیمت محصول احتمالاً با استفاده از چند فاکتور تعیین می شه مثل: مساحت زمین، قیمت واقعی آب (که در هر استان متفاوته و باز خودش با چند فاکتور تعیین می شه)، قیمت فروش محصول و غیره، که این قسمت نیاز به متخصص اقتصاد داره.