قبل هجده سالگی به کسی ابراز علاقه کردی؟ نتیجه ش و سود و ضررش برات چی بود؟

اخیرا پرسشی تو پادپرس مطرح شد راجع به اینکه بهش بگم دوستش دارم؟ یا نه.

پاسخ اولیه من این بود که خب اره بگو!

اگه بگی، سودش چیزایی از این جنسه:

  • یاد میگیری چطور ابراز علاقه بکنی یا نکنی.
  • اگه وارد رابطه عاطفی شدی، خودت و خواسته هات رو بهتر میشناسی.
  • اگه بهت گفت نه، با یه شوک عاطفی روبرو میشی و پس فردای روزگار بهتر میتونی چنین موقعیت هایی رو هندل کنی.

اگه نگی، تنها چیزی که یاد می‌گیری اینه که چطور از بروز احساست خودداری کنی! که یه جور انفعاله و اتفاقا تو روابط عاطفی داخل ایران زیاده.

ولی خب پاسخ بعضی دوستان رو که خوندم اولش پسندیدم. و پاسخ سوال رو نه تایپ کردم و نه فرستادم! مخصوصا که دیدم در طول زندگیم تمرکز خودم روی این بوده که «از بروز احساسم خودداری کنم» :roll_eyes: و تجربه‌ای در زمینه‌ی دیگرِ ماجرا ندارم که بخوام بچه‌ی مردم رو هدایت کنم! [ر. ک. چرا جواب سوال رو تایپ میکنیم ولی نمیفرستیم؟]

با این وجود، این سوال چند روزه تو ذهنم گیر کرده: الان اوضاع عاطفی ما بهتره یا اوضاع عاطفی غربی‌ها که به شکل شفافی بروز میدن اولین روابطشون رو تو سنین قبل ۱۵ شکل می‌دن. ر.ک. مثلا میتونین منابع این مقاله رو بخونین: What Age Is Appropriate for Dating: A Guide for Parents

خواستم از تجربیات شما بدونم. تو دوران نوجوونی به کسی ابراز علاقه کردین؟ چی شد؟ به کجا رسید؟ چی یاد گرفتین؟ اگه دوباره به اون سن برگردین حستون رو بروز می‌دین یا کار دیگه می‌کنین؟

5 Likes

خب اولین تجربه ی ابراز علاقه ی من ، توی سال کنکور بود به پسری که مدتها همگروهی بودیم و باهم درس میخوندیم .
اما این ابراز علاقه باعث شد مایی که جفتمون شاگرد اول بودیم ، تماما درگیر رابطه بشیم میتونم بگم ما غیر از چهار پنج ساعتی که خواب بودیم ، تایم ناهار و شام و تایم مدرسه مابقی روز رو چت میکردیم .
وقتی کنکور دادیم ودیدیم که عع خراب کردیم به بهانه ای ک یادم نیست چی بود رابطه رو‌تموم کردیم و من حس میکردم دنیا تمام شده :no_mouth:
برای من اینجوریه اتفاق بدی که میفته میگم «ببین سارا این اتفاق از فلان اتفاق زندگیت سخت تر نیست پس طاقت بیار.»
مدت ها جدایی از این پسر شده بود دقیقا تلخ ترین اتفاق زندگیم و به این که تاب آوردمش افتخار میکردم.
من درکل ادم ابراز گری هستم/بودم . اما این سوال باعث شد کامنت های این مدتم و مکالماتم با دوستانم رو بررسی کنم و دائما درحال خفه کردن احساسم بودم و خب شاید علتش رفتن توی رابطه ی منفعلانه ی منطقی و تغییر تو دایره ی ادمای اطرافم از احساسی به خیلی منطقی باشه که نظرشون اینه توجه به احساس کار اشتباهیه و تا وقتی منطق هست احساس باید سکوت کنه که البته دارم هزینه ی روانی سنگینی بابتش میپردازم🙁

5 Likes

راستش چنین موردی رو نداشتم در حد دوست داشتن یک طرفه تو ذهنم بوده فقط همین!
مسلما تفاوت فرهنگی ما و غربیها زیاده
یکیش همین خودداری از بیان احساس وسواس گونه ما! به نظرم خوبه که بگیم ولی غیر مستقیم .

3 Likes

من که چندان اهل بروز خودم نبودم، هم به مرور تغییر شدیدی تو بروز احساسات و عواطفم داشتم. انگار همین طور که بزرگتر شدم مجموعه تجربیات سابقم، من رو از بروز خودم بیشتر می‌ترسوند!

جالبش اینجاس که بعد از مراجعه به مشاورای مختلف فهمیدم نه تنها نباید جلوی بروز رو گرفت، بلکه باید احساس رو به درستی شناخت و تو هر موقعیت دنبال این بود که «الان احساسم چیه؟!» و بعد به دنبال مسیرهایی برای بروز اون احساس بود. حالا چه حس خشم باشه، چه علاقه، چه عشق و … .

حالا چرا غیرمستقیم؟ تصور کن دیالوگ تو فیلما به جای :heart: I love you میشد I indirectly love you :hear_no_evil:! یا من کجکی دوستت دارم! :grin:

5 Likes

تنها چیزی که فهمیدم این بود که من چقدر بچگانه رفتار کردم و از عمل خودم خندم میگیره!

3 Likes

خب دیگه اگه طرف مقابل آدم رو دوست داشته باشه منتظر یه اشاره س

:joy:

2 Likes

فکر میکنم هنوز هم برای خانمها چندان ابراز علاقه مستقیم رایج نیست. در بین هم‌دوره‌های خودم هم بسیاری تا قبل از ۲۵ سالگی ارتباط کلامی صمیمی و ابراز علاقه رو هم تجربه نکرده بودن. برای خودم حول و حوش ۲۲-۲۳ بود. فکر میکنم زیر ۱۸ سال برای این نسل شاید به زیر۲۵ سال برای دهه ۶۰ و حتی ۷۰ قابل تغییر باشه.

4 Likes

از نظر من ۹٠ درصد ابراز علاقه های زیر هجده سال فقط بخاطر سن بلوغ و تغییرات هورمونیه و هیچ عشقی در کار نیست و همش بخاطر سن هست و میگذره
خاطره ی اولین بار من ۱۵ سالگی بود با یه پسری که از من چندین سال بزرگتر بود و خیلی عاقل بود صحبت میکردم که دقیقا فردای اولین صحبتمون من به قول خود ۱۵ سالم عاشقش شده بودم! و هر روز به بهونه های مختلف باهاش حرف میزدم… کمتر از دو ماه از صحبت کردنمون میگذشت که منو اجی کوچولو صدا کرد😂 و من اون لحظه احساس کردم که مردم واقعا و تمام شب رو گریه کردم و فرداش تصمیم گرفتم بهش بگم که دوسش دارم یک متن بلند بالا نوشتم و بهش گفتم و اون خیلی تعجب کرده بود… خلاصه که من تا یک ماه دپرس بودم اما بعدش دیگه به فراموشی سپرده شد و من الان وقتی یاد اون متن بلند بالایی که واسش فرستادم میوفتم کلی میخندم😂

3 Likes

شوهر کرد رفت دیگهه :roll_eyes: :joy:

به نظر من این جور رابطه‌ها قبل از بلوغ عقلی کامل کاملا اشتباهه چون من خودم این آسیب‌ها رو حس کردم خیلی بد بود :cry::sob::broken_heart:

1 Likes