چه برنامه‌هایی رو برای دورهمی آخر سال پادپُرسی 😍 پیشنهاد میدین؟


(Sepideh) #85

همیشه کتاب بهتره!: )) چون تجربه‌ش منحصر به خود آدمه. هرجور دلت بخاد میچینی فضا رو.


(Jalal Razavi) #86

شایدم آسون تره :thinking: نکته اینه که کارگردان بهتری باشی یا نویسنده خوبی. جفتشم سخته :thinking:
البته در یه حالت آسونه که بتونی نقش آفرین خوبی باشی
اون موقع هر ۲ حالت موفقی


(Mehrdad) #87

ولی ما رو از صدای نازش و همینطور جملات ناتمامش محروم کرد.

بی صبرانه منتظرم که این دوران این نسل رو ببینم این که با دنیا چه می کنن و اینکه در زمان اونا یادگیری چجوری انجام میشه و همینطور من در دوران اونا کجای کارم… حدث میزنم دوران جالب و سریعی خواهد بود شاید شاهد شبکه شدن ذهن ها باشیم برای رسیدن به یک هدف مشترک. چه دورانیه ینی اون موقع هم بالای پشتبوم جمع میشن برای جشن گرفتن تولد یک دوست؟؟؟ بازی میکنن؟ شرارت؟


(نازنین براتی) #88

آدمایی مثل تو باعث میشن حتی در بدترین اوضاع هم آدم از ته دلش بخنده! پاپکورن بد خریدم شنیدم شب کارت به بیمارستان کشیده از بس خوردی تا 2 روز از همه جات پاپکورن در میومده!

@Jalal_Razavi

آدمی مثل شما باعث میشه همیشه روی هر چیزی آدم یک دقیقه بیشتر فکر کنه و بعد تصمیم بگیره!

جای @yousef هم که نیاز به گفتن نیست چقدر خالی بود!!

@sepinoud.keshaavarz

من تا حالا دوست صمیمی دختر نداشتم! چرا فکر کردم اگه من و تو یه جایی مث مدرسه یا دانشگاه همو می دیدیم قطعا بهترین دوستای هم می شدیم؟

@leila

حقا که معلمی برازندته!! بهرام خودشو کشت ما ساکت بشیم نشدیم با چهار تا برگ کاغذ ساکتمون کردی!!

به امید دیدارهای بیشتر…


(Sepideh) #89

:heart_eyes: @baratii.nazanin هنوزم دیر نشده‌ها…: )) عمری باقیست (امیدوارم).


(leila) #90

بیشتر کار کاغذا بود. منم تو ساکت کردن همیشه موفق نیستم.


(Mehrdad) #91

درست گفتن… @baratii.nazanin فقط گفتن این نوع از پاپ کورن همون ضایعات :elephant: هست که چسبوندن به هم برا همین تحت مراقبت بودم بیمارستان


(leila) #92

این واقعیه؟ یا ادامه بازی‌ها و آزمایشای دیروز؟


(Mehrdad) #93

والا من خودم هم تازه فهمیدم که به خاطر خوردن پاپکورن های نازنین راهی بیمارستان شدم


(فرشته مرادی) #94

همتون خیلی لوسی-ن …


(Fatemeh) #95

چی شده خانم معلم؟:heart_eyes:
منم نبودم توی دورهمی ،ببین حالا کنجدیا چقدر دارن پز میدن به ماهایی که نبودیم :grin:
بیا بریم با هم توی افق محو بشیم فرشته جون :wink:


(فرشته مرادی) #96

حسودی‌مان را درآوردند اینها. تا به حال زیر خروارها خاک قایمش کرده بودیم

:stuck_out_tongue_closed_eyes::stuck_out_tongue_closed_eyes: حق اش است گزارش یزدمان را رو کنیم، با خود بگویند ای کاش یزد بودند.

افق را دوست دارم. برویم ببینیم چه خبر است. :upside_down_face::wink:


(Fatemeh) #97

من که پایه م ،بزن بریم رفیق :wink:

خب گزارش بده فرشته جون،همراه عکسهای جالب
احتمالا توی تعطیلات نوروزی تعداد مسافرتها زیاده.
@yousef و @lolmol نظرتون چیه بر و بچه های پادپرس رو به چالش بهترین سفرنامه ی پادپرسی دعوت کنیم؟


(فرشته مرادی) #98

در حال آماده کردنم. در اولین فرصت میزارم
من اردکان یزد، کارگاه استاد یحیی قائدی بودم. تعدادی از اردکانی های عزیز دور هم جمع شده بودند و استاد قائدی را جهت آموزش مهارت‌های گفتگو، پرسشگری، تفکر و استدلال( که در واقع چیزی جز فلسفه برای کودکان نیست، )دعوت کرده بودند.
الان به این فکر می کنم که چقدر این دوره برای پادپرسی‌ها عالی است.
چه خوب اگر بشود این کارگاه برای دوستان پادپرسی باشد و دور هم جمع شویم و حضورا تمرین پرسشگری و گفتگو کنیم


تجربیات من: کارگاه فبک یحیی قائدی، در اردکان یزد چطور گذشت؟
(یوسف ) #99

ایده جذابیه. حتی میتونه گالری عکس از سفرها به صورت مداوم و روزانه هم باشه.


(Fatemeh) #100

واای چه عالی . درست زدم به هدف :ok_hand: پس سفرنامه ی تو کاملا پادپرسی هست :wink:

چه پیشنهاد جالبی فرشته جان. راست میگیا! تا حالا اینطوری به قضیه نگاه نکرده بودم :thinking:
به نظرتون میشه یه استاد رو دعوت کرد و برای پادپرسی ها کارگاه مجازی آموزش پرسشگری ترتیب داد؟ در واقع شاید لازم باشه فکر کنیم یه پادپرسی واقعی چه مهارتهایی رو باید بدست بیاره و یه برنامه ی آموزشی مدون برای اعضای فعال پادپرس طراحی کنیم، برنامه ای که از یه شهروند عادی یه شهروند متفکر،پرسشگر و مطالبه گر پادپرسی بسازه.
نظر مدیران پادپرس @lolmol و @yousef و خانم معلم ها @leila و @moalem در این باره چیه؟


(لاله ملا) #101

:heart_eyes: :clap::clap: به به! چه خووووب اگر بشود … .

راستی احساس می‌نمایم به دوران قاجار سفر نموده‌ام با خواندن رسم‌الخط جدید شما :smile: :laughing:


(یوسف ) #102

میدونم که هنوز حس خوبی به دنیای مجازی نداریم، ولی نکته اینه که حضوری بودن چه امتیازی به این داستان میده؟ مجازی بودن پرسش و گفتگو، همون چیزیه که در پادپُرس جریان داره و خوبیهای بسیار زیادی داره، از جمله قابلیت فراگیری، ثبت در لحظه و … هرچند نمیشه انکار کرد که نقصهایی هم داره مثلا سرعت پایین (به شکل نوشتاری اگر که باشه).


(فرشته مرادی) #103

به نظر کارگاه مجازی آموزش پرسشگری همان پادپرس است.

هدف ما و در واقع پادپرس هم فکرمی کنم اینه که این مهارت‌ها را در زندگی به کار بگیریم. ما در واقع بیش از نوشتن در زندگی، از لحظه ی بیداری تا خواب درگیر گفتگو هستیم. حالا که به سطحی از ان در پادپرس دست یافتیم، بهتر است به طور واقع به خود آن هم بیندیشیم.


(امیرعلی) #104

دیشب ، نصف شب ، فکر میکردم که این دورهمی‌های صمیمانه پادپرس میتونه به یک گردهمایی صمیمی پادپرسی تبدیل بشه (میخواستم از کلمه گردهمایی «علمی» استفاده کنم ولی دیدم خود پادپرس به نظرم بارمعنایی بیشتری نسبت به علمی داره و اون حوزه‌هایی که مدنظرم هست رو بهتر پوشش میده :grin:)

جایی که دوستان جمع میشوند و یک شبکه پادپرسی از جواب و سوال شکل میگیره. اینکه هرکسی یک تخصصی داره و میتونه توی چنین جلساتی به سوالات دیگران پاسخ بده ،هرکسی یک تجربه‌ای داره و میتونه تجربیات خودش رو در یک محفل گرم و صمیمی با بقیه به اشتراک بزاره و …

آخر به این نتیجه رسیدم که پادپرس در نهایت تعالی و هدف والا میتونه به TED ایرانی تبدیل بشه. به نظرم هدف TED همون هدف پادپرس هست. سوال مخاطبان و کسانی که در حوزه‌های کاملا متنوع و مختلف سخنرانی میکنند تا به سوالات مخاطبان جواب دهند یا تجربیات و حتی ایده‌های خودشان را مطرح میکنند و با دیگران به اشتراک میگذارند. (همگان با فعالیت پادپرس در شبکه مجازی و به اشتراک گذاری ایده‌ها ، تجربیات و جوابهایی که به سوالها داده میشه از طریق متن ، کلیپ و … و حتی نشر کتاب!)

تهش هم به کافه پادپرس فکر میکردم ، محل تجمع نردهای ایران :grin: