کتابهای تالیفی :چه کتابی از نویسنده های ایرانی خوندین؟

کتابهای تالیفی رو موضوع گذاشتم. الان با خودتون میگید مگه کتابها از تو هوا اومدن خب نه

منظورم از کتابهای تالیفی کتاب های نویسندگان ایرانی هستش.

معمولا همه ماها(اونای که به خوندن کتاب چه از سر موضوع درسی و یا سر تفریحی در کودکیمون با خوندن کتاب اشنا شدیم یا نوجوونی از سر رمانهای عاشقانه.یا پلیسی و تاریخی.

میخواستم بپرسم هرکسی این سوال رو میخونه بگه تا حالا چه کتابی از چه نویسنده های ایرانی خوندین؟

فرقی نمیکنه چی باشه فقط مهم نظرات شما دوستان هست.

میخوایم یه کم در مورد کتابی که خوندیم با هم تبادل نظر کنیم.و همدیگه رو با نویسنده هامون آشنا کنیم چه کلاسیک چه مدرن.اگر کتابی بوده که خیلی تو ذهنتون هم نقش گرفته و به مرور زمان فراموشش نکردن میتونید یه کتاب خوب معرفی کن و تو پنج جمله توصیف و نقدش کن! یا پادپُرسی‌ها کتاب خوب اخیرا چی خوندن؟ درموردش بگید.
اما این تاپیک فقط کتابهای ایرانی معرفی میشن ولی این دو لینکی گه گذاشتم مربوط به هر کتابی میشه که شما دوستداشتین و تو ذهنتون خوب بوده و هست.

برای کتاب های ترجمه ای هم برنامه جداگانه هست و میتونیم نظرات کتابهای ترجمه شده رو اونجا بنویسم :wink:

8 Likes

چه کتاب‌های تالیفی فارسی خوندم؟

  • داستان ده جلدی کلیدر از محمود دولت آبادی، در دورانی خوندمش که مدت طولانی بود از زادگاهم دور بودم و زیبایی و حس و حال داستان برام دوچندان شده بود. دیدن روحیات شخصیت‌های داستان، لهجه و کلماتی که به کار می‌بردن، بعضی نقاط اشتراک و … .

  • منِ او رضا امیرخانی. پیشنهادش نمیکنم و اصلا هیچی از داستان کتاب یادم نمونده، منتها به دلیل اسم ساده و روونی که داره تو ذهنم مونده که خوندمش!

  • یه عاشقانه آرام، نادر ابراهیمی. این هم از نظر من داستان خیلی قوی نداشت ولی دیالوگ‌های خیلی قشنگی داشت.

باز کتاب دیگه یادم اومد آپدیت میکنم لیست رو.


چه کار خوبی کردین دسته‌های مختلف کتاب رو در قالب سوال‌های مختلف می‌پرسین. پیشنهاد میکنم عنوان سوال رو به چیزی کمی گویاتر تغییر بدین: «کتاب‌های تالیفی: تا حالا چه کتابی از چه نویسنده های ایرانی خوندین؟»

هم برای سئوی سوال (کاربرای گوگلی) خوبه و هم برای کاربرهایی که سوال رو در لیست سوالا میبینن.

7 Likes

مرسی لاله جان از توضیحاتت. کلیدر یه تعبیری هست که فکر کنم همه ماها رو با قلم و نویسندگی دولت آبادی آشنا کرد.ولی ای کاش زوال کلنل هم چاپ میشد بدون دغدغه. من این اثر رو دوست داشتم. تقریبا یه رئالیسم و یا شاید سورئالیسم در یک شب … .

یه عاشقانه آرام هم لطافت خاصی داره مثل اثرات آقای ابراهیمی… شاید برای شروع به کارای ایرانی مناسب محسوب بشه … .

چشمهایش اثر بزرگ علوی که رمان نسبتا دلچسبی بود و خوشاید بود چون تعبیری از روایت زندگی کمال الملک رو داشت یا شاید نه تعبیر دیگری از پری زنگنه و یا شاید هیچکدام اما خوب بود.

کتاب چمدان هم از بزرگ علوی خوندم که شامل هفت داستان بود ولی اصلا چنگی به دل نمیزد و داستان ها همگی درباره خودکشی از سر فقر فرهنگی یا بیماری های روانی و … .

البته رمانهای زیادی خوندم تو نوجوونی که وقت میزارم برای بقیه که شرکت کنند.

5 Likes

شخصا فکر میکنم که به نویسندگان ایرانی کمتر توجه می‌شود . خودم وقتی به لیست کتابهایم نگاه میکنم به جز کتب دانشکاهی_تخصصی اکثرا کتابهای ترجمه شده هستند . حالا شاید این برداشت من باشد که گمان میکنم در کشورمان کتب ترجمه شده نسبت به کتب تالیفی نویسنده ایرانی بیشتر مورد اقبال قرار میگیرد و شاید اشتباه باشد .

امروز عصر دوتا کتاب خریدم که نویسنده ایرانی دارند . کتاب کویر از دکتر علی شریعتی که تعریفش رو زیاد شنیدم و یک کتاب جالب که به چشمم خورد و در نگاهی اجمالی که به صفحات مختلف کتاب داشتم متوجه شدم که حدسم درست بوده و نویسنده در حیطه‌ای کمتر مورد توجه به نگارش و بیان دیدگاه علمی خود پرداخته است . کتاب فلسفه مدیریت از دکتر سید محمد میرکمالی.

5 Likes

شاید بخاطر این هستش که کتابهای خوب از نویسندگان خوب ایرانی چاپ نمیشن یا تماما مورد سانسور قرار میگیرن. برای همین یا نتی غیر مجاز دانلود میکنن یا اینکه کتاب چاپ شده از نویسنده ایقدر سانشور داره که دیگه میل به خوندنش نیستش.

کتاب کویر از شریعتی به نظر من کتاب خوبیه اما خب بعد سیاسی رو اونای که میسنجن میگن شریعتی قلم خوبی داشت ولی سیاست نداشت. اسم اون کتاب هم نشنیدم مورد خوبیه برای مدیریت

4 Likes

کتاب کویریات عالیه. حتما بخونینش.

از کتاب‌های دیگر دولت‌آبادی جای خالی سلوچ هست، به نظر من شاهکاری در ادبیات داستانی ایران … .

دنیا را بگذار آب ببرد. وقتی تو در توفان گرفتار میآیی، چه خیال که تو دکمه ی یقه ات را بسته باشی یا که نبسته باشی. چه خیالی که خاک در چشمانت خانه کند یا نکند. چه خیالی؟! تو در توفان گرفتار آمده ای، میخواهی که گلویت خشک نشود؟!

گاه آدم، خود آدم، عشق است. بودنش عشق است. رفتن و نگاه کردنش عشق است. دست و قلبش عشق است. در تو عشق می جوشد، بی آنکه ردش را بشناسی. بی آنکه بدانی از کجا در تو پیدا شده، روییده. شاید نخواهی هم. شاید هم بخواهی و ندانی. نتوانی که بدانی. عشق، گاهی همان یاد کمرنگ سلوچ است و دست های به گل آلوده یتو که دیواری را سفید می کنند. عشق، خود مرگان است؛ پیدا و ناپیداست، عشق. گاه تو را به شوق می جنباند. و گاه به درد در چاهیت فرو می کشد.

گاه عشق گم است؛ اما هست، هست، چون نیست. عشق مگر چیست؟ آن چه که پیداست؟ نه، عشق اگر پیدا شد که دیگر عشق نیست. معرفت است. عشق از آن رو هست، که نیست. پیدا نیست و حس می شود. می شوراند. منقلب می کند. به رقص و شلنگ اندازی وا می دارد. می گریاند. می چزاند. می کوباند و می دواند. دیوانه به صحرا!

7 Likes

بغیر از لاله و امیر علی و پدارم که منو تو این موضوع همراهی کردن میخواستم ببینم کسی دیگه کتابهای ایرانی نخونده؟
مثلا شما دوستای خوب :hugs: @saeed_taghavi @SherV ویا @Sedarat.m @bgolshaee @behzad_nouri
شاید اگر کمی همدیگه رو کمک کنیم بتونیم کتابخونه گرم تری با موضوعات بهتری برای رواج کتابخونی داشته باشیم.:wink:

2 Likes

من از کتابهای ایرانی بیشتر کتاب شعر خوندم مثل: سعدی، حافظ، شاملو، فریدون مشیری، سهراب سپهری، مولانا، میرزاده عشقی و… که اینا هم مشخصه چطور کتابایی هستن :sweat_smile: :sweat_smile: :sweat_smile:

2 Likes

یعنی دختر خوب تو یه کتاب داستان کوتاه نخوندی؟ :laughing::sweat_smile:
هشت کتاب سهراب رو خوندی؟

دعوتت میکنم به مشاعره عزیزم :blush:

1 Like

اولین نویسنده ایرانی که ازش کتاب خوندم، چه کسی بود رو دقیقا یادم نیست. ولی می تونم بگم یا کتاب مدیر مدرسه اثر جلال آل احمد یا کتاب یکی بود، یکی نبود اثر محمد علی جمالزاده بود. اوایلی که کتاب خوندن رو شروع کرده بودم کتاب/نویسنده ها رو از روی “تاریخ ادبیات” کتابهای مدرسه انتخاب می کردم. برای همین تقریبا از هر نویسنده ای چندتایی کتاب خوندم
1- نویسندگانی که اکثر آثارشون رو خوندم مثل محمد علی جمال زاده، بزرگ علوی، جلال آل احمد، صادق هدایت و صادق چوبک و …
2- نویسندگانی که آثارشون رو پراکنده خوندم مثل سووشون سمین دانشور، کویر علی شریعتی، ثریا در اغما از اسماعیل فصیح، تماما مخصوص از عباس معروفی، جای خالی سلوچ از محمود دولت آبادی و … که خاطرم نیستند.

4 Likes

چه کتابهای خوبی …هممون فکر کنم به بعضی هاشون سر زدیم :blush:
از تاریخ ادبیات هم که بری جلو متوجه میشی چه چیزایی رو دوستداری یا نداری و یا میتونی اون کتاب ها رو بخونی یا نه …ممنون از نظرت :wink:

1 Like

متاسفم که چندان وقت نمی کنم کتاب های ایرانی امروزی رو بخونم، همچنین خیلی آثار معروف دیگه ای که خوندم از نظر من کتاب های خوبی نیستند، تاکید می کنم که این نظر شخصی منِ بی سواده. مثل آثار استاد محمود دولت آبادی، کتاب های عباس معروفی و مصطفی مستور که هیچ کدوم رو دوست نداشتم و توصیه نمی کنم هر چند از نظر خیلی ها آثار بزرگی به حساب میان.

اما آثار ایرانی مورد پسند من قطعا اکثر آثار جلال آل احمد هست مخصوصا مخصوصا دو کتاب «خسی در میقات» و «سنگی بر گوری»
آثار صادق هدایت مانند: «زنده به گور»، «سگ ولگرد» و «حاجی آقا»
«ملکوت» از بهرام صادقی جزو آثار درخشان ایرانیه.
«چشم هایش» بزرگ علوی،
آثار استاد اسماعیل فصیح،
تمام آثار احمد محمود مخصوصا «همسایه ها» و «زمین سوخته»
از آثار امروزی «سرخ سفید» مهدی یزدانی خرم هم بد نبود به نظرم.
سفرنامه های منصور ضابطیان مثل «مارک و پلو»، «مارک دوپلو»، «برگ اضافه» به نظرم خوب بودن.
در رده آثار طنز کتاب های پوریا عالمی مثل «آسانسورچی»، «چگونه با پدرت آشنا شدم» مونا زارع و «تاریخ روی تردمیل» و «نئوگلستان» پدرام ابراهیمی

فعلا چیز دیگه ای یادم نمیاد.

3 Likes

اینطور نیست و ما داریم نظرات دوستان رو با هم بررسی میکنیم که ببینیم هر کسی چه شخصیتی در کتابخوانی داره وگرنه نظرات آزاد هستش.

این آثار از بهترین آثار ادبی فارسی هستند …آثار هدایت که اولین آثار سور رئالیسم در ایران بود و خیلی نکات رو ذکر کرده.احمد محمود که در داستان بینظیره البته از نظر من دیگران رو نمیدونم.
آثار ضابطیان که در سفرنامه خیلی خوبه و جدیدا همه رو به خودش گرفته .
ممنون ازاینکه همراهی کردین.

1 Like

سلام من از کتابهای نویسنده های ایرانی بیشتر کتابای نوجوانانه خوندم.
کتاب هوشمندان سیاره اوراک از خانم فریبا کلهر که اولین داستان بلند ایرانی بود که خوندم (کلاس پنجم بودم اون موقع احساس غرور میکردم که یه کتاب به این بلندی رو خوندم :sweat_smile: ) بعد اون رمانهای ایرانی آبکی زیاد خوندم و چند تا کتاب تلخ که تو کتابخونه ی بابام بود و اسمشونو یادم نیست احتمالا بخاطر همین سنم که بیشتر شد بیشتر به سمت کتابای ترجمه شده کشیده شدم تا اینکه با کتابای آقای هوشنگ مرادی کرمانی آشنا شدم مثل لبخند انار، تنور و قصه های مجید. البته همین الانم اگه برای استراحت بین قفسه های کتابخونه شهرمون قدم بزنم اگه کتاب ایرانی انتخاب کنم کتاب نوجوانانست معمولا چون کمتر تلخ و کمتر آبکین.

1 Like

من کتاب از نویسندگان ایرانی زیاد خوانده ام اما متاسفانه نام کتابها در ذهنم نمی ماند ولی آثار هدایت و چوبک و آل احمد و دولت آبادی را یادم هست البته تازگی با احد اکبرپور نویسنده ی شیرازی آشنا شدم که داستان های زیبایی داره و همه ی جایزه های داخلی و خارجی را نصیب خودش کرده.

1 Like

غرب زدگی و سنگی بر گور و مدیر مدرسه و نون و القلم و کلا آثار جلال رو دوست داشتم و خیلی از داستانهایی هم که خوندم با ترجمه ی جلال و سیمین بودند
صادق چوبک رو هم خیلی دوست دارم مخصوصا آنتی که لوطی اش مرده بود

2 Likes

خب توصیف خیلی جذابی از کلیدرِ دولت‌آبادی توسط صبای عزیز در اینستاگرام پادپرس به دستمون رسیده و براتون بازنشر میکنم:

image

كلیدر اسم یك كوه هست در استان خراسان. یه منطقه تاریخیه خراسانی ها و عشایر كورد اونجا زندگی میكنن. نكته مهم این كتاب اینه كه بر اساس داستان واقعیه. گل محمد شخصیت اصلی داستان است كه جانش را بر سر ایمانش میذاره و با ظلم دولت وقت (محمدرضا شاه) مبارزه میكنه.

تصویر بسیار زیبا از عشق را میتوان در صفحات این كتاب دید. نثر آهنگین و شعر گونه این كتاب منو واقعا متاثر میكنه جوری كه گاهی اتفاق می افتاد چندین بار فقط یك پاراگراف از توصیفات و صحنه پردازی های زیبایش را میخوندم و میذاشتم تو عمق جانم رسوب كنه!

ولی باید بگم كه تا خودتون این ركورد شكن بی تكرار را نخونید شاید در حد اطلاعات اولیه باقی بمونه. چه بهتر كه شب های بلند پاییز را با طعم كلمات كلیدر شیرین كنید :blush:

image

چند تا جمله خوب از كتاب :raised_hand:

حرف باد است. اما فكر آتش است. آتش را اول باید گیراند، بعد باد خودش به آن دامن میزند …

این آدم ها ریسمان مفت گیر بیاورند خودشان را دار میزنند …

این جمله یكی از توصیفات زیباست:

كاروانسرا ساكت ایستاده است … گویی درنگی كرده است… شب معطل است … برپا ایستاده؛ بی جنبش. بی چشم و گوش … شب شاخ در آورده است …

برای اینكه مردمی را به زانو در بیاورند، اول استقلالش را میدزدند؛ و برای اینكه استقلال مردمی را بتوانند بدزدند، آن مردم را به خود محتاج می كنند. با این احتیاج وامانده است كه آدم خودش را از دست می دهد، خوار و زبون می شود و به غیر خودی وابسته می شود؛ و نوكر می شود، و می شود مثل كفش پای آنها، مثل نی سیگار آنها و حتی مثل تیغه ی شمشیر آنها كه وقتی لازم شد گردن برادر خود، گردن زن و فرزند خود را هم می زند!

من متاسفانه كتاب را ندارم. اعتقادم بر اینه كه كتاب را باید از كتابخانه گرفت، قضیه محیط زیست :raised_hand: برای گرفتن عکس، رفتم كتابخونه. مسئول كتابخونه میگه برا چی داری عكس میگیری منم قضیه پادپرس رو گفتم. میگه حالا كه میخوای این كتاب را معرفی كنی، بگو ببینم قدیر[1] كی بود؟!

منم یادم نبود. میگه پس حق نداری معرفی كنی تا یه بار دیگه خودت نخونیش، ول كن نیستم. این شد كه منم میخوام دوباره بخونمش :smiley:

بعدش كنجكاو شد میگه منم میخوام عضو شم كه منم آدرس پادپرس را دادم و … :sparkles:

توصیف کننده:


فرشته‌ی عزیز هم در وصف همین کتاب می‌گن:

به این فکر می کنم که محمود دولت آبادی چگونه آدمی باید باشد! چه کله ای داشته است این مرد. واقعا شگفت انگیز است. چگونه یک نگاه اینقدر می تواند جامع و کامل باشد. انگار از نگاه خدا نوشته است. در ذهن همه ی آدم ها حضور داشته است. فکر هر شخصیت را شفاف و دقیق و با ظرافت کامل اندیشیده است. آخر مگر یک کتاب و یک نویسنده چقدر می تواند خوب باشد!


  1. یكی از شخصیتای منفور كلیدر! ↩︎

4 Likes

ممنونم از صبا و لاله عزیز برای معرفی کتاب کلیدر و خیلی ممنونم که پای محیط زیست رو برای این کتاب به رخ کشیدی …گاهی میشه کتابها رو خرید نکرد و از کتابخانه و دوستان قرض گرفت.
بازم مرسی از بابت معرفی و توضیح جملات مناسب و کل داستان.

3 Likes

کتابی که تازه تموم کردم مصاحبه ی علی بنو عزیزی با شاهرخ مسکوب بود. یه مصاحبه خوب که تبدیل به کتاب کرده بودند.خیلی پر بار بود و خیلی از کلمات و جملات برای فرهنگ و سیاست میتونه تاثیر داشته باشه.شاید علاقه من به شاهرخ مسکوب منو به همچین عقیده ای وادار میکنه :))
این کتاب دوره پر جنجال زندگی شاهرخ مسکوب هستش.زندگی سیاسی که داشت و بعد از اون جدا شد.زمانی که وارد حزب توده شده و چه شکنجه هایی که دیده و از این شهر به اون شهر فرار کرده و در حین فرار توصیفی از شهر های ایران و روستاهاش داشته.مثل شیراز بوشهر و اصفهان و حتی کرمان.
در حین کار در توده میبینه اون چیزی که از زندگی میخواسته نیست و در حین فعالیت های حزبی ،ادبیات رو وارد زندگیش میکنه با خوندن کتابهایی چون ایلیاد و ادیسه هومر و یا ادیپ…با خوندن مطالبی فرانسوی و یونانی با ادبیات عجین میشه و ادبیات اساطیری و اسطوره ای رو دنبال میکنه و وقتی از حزب جدا میشه دنبال ادبیات و زبان فارسی رو میگیره.
زندان و شنکنجه هاش رو به امید دو نفر میگذرونه یکی مرتضی کیوان و دیگری مادرش.مرتضی کیوان هم جز حزب بود که تیرباران شد. هر کدومش یه کتاب بعداز گذر از دوران حزب و انقلاب نوشت…یکی کتاب مرتضی کیوان و دیگری سوگ مادر که در وصف مادر و دوستش نوشته.
بعداز انقلاب به پاریس رفت .
در کتاب اشاره ای به ترجمه هاش نداشته جز خوشه های خشم که اولین ترجمه مسکوب بوده.و بعد ادیب شهریار.
انتهای کتاب هم درباره کتاب سوگ سیاوش در مرگ ورستاخیز و نوع دیدگاه های که از افراد مختلف مثل شایگان و …وجود داشت بحث میشه.

1 Like

کتاب در فضیلت مدنیت (نگاهی به نامدنیت های سیاسی و اجتماعی در ایران) از حسن قاضی مرادی رو خوندم که فکر میکنم میزان رفتار های ما در اجتماع و چگونه رفتار کردن رو یادآوری میکنه.
مثلا یه تیکه از کتاب:نامدنیت،به معنای فقدان مدنیت جلوه های خاص خود را می یابد.برای نمونه ،اگر مدنیت اجتماعب با هنجاری همچون احترام به دیگری به عنوان فردی متفاوت ومتمایز شناخته میشود فقدان آن،از بی تفاوتی و بی اعتنایی به او تا خصومت ودزی با او طیفی از رفتارهایی رادر بر میگیرد که با نامدنیت اجتماعب شناخته میشوند.

1 Like