بازخورد گزارش‌های روزانه معلمِ کلاس اول دبستان

زحمات شما قابل قدر است واقعاً شما معلم ها هستید که جامعه خوب و اندیشمند میسازید موفق باشید :+1:

4 Likes

من این رو به مادرم نشون دادم و اون نرم افزار پادپرس رو نصب کرد
واقعا برای پدر و مادر ها چیز فوق العاده ایه
من یه برادر دارم که کلاس اولی هست
مطمئنم بعد از تکمیل شدن الگوی جالبی خواهد بود

5 Likes

استمرار و پیگیری شما در ثبت متوالی آموزشها قابل تقدیره

به امید موفقیتتان

3 Likes

سپاس از شما. امیدوارم مفید باشد.

2 Likes

چه قدر نباید! و چه قدر دردناک.

فکر میکردم پدر و مادرها بودن که با ترکیب علاقه و اشتیاقشون بچه هاشون رو بی دست و پا و ترسو/محتاط بار میارن و همیشه به خودم قول داده بودم که حواسم باشه من اگه روزی مسئول تعلیم کسی بودم چنین نکنم! ولی می‌بینم که چنین سبک تعلیم و تربیتی تو سیستم آموزشی مون جا خوش کرده!

روش دیگه ی تدریسِ انسانِ معقول بودن، اینه که به بچه فضای مناسب برای تخلیه انرژی و رشد داده بشه. فضاهایی مثل سالن‌های ورزشی و رشته‌های ورزشی مثل رشته‌های رزمی، سنگنوردی، دو و میدانی و … . این سبک از آموزش دو تا اتفاق رو رقم میزنه:

  • اولا بچه انرژیش تخلیه میشه و دیگه دلیلی نداره تو راهرو بدوه یا از درخت بره بالا.
  • دوما بچه ترکیبی از ریسک‌پذیری و در عین حال توسعه رو تجربه میکنه که در بزرگیش اتفاقا به نفعش میشه.

اگه کسی روش دسترسی به طراح آموزه های مدرسه رو میشناسه خوبه معرفی کنه تا حداقل این سبک فکر هم به گوششون برسه.

دنباله‌ی موضوع‌های

5 Likes

به نظرم تصویر سمت چپ در ردیف بالا که مربوط به دویدن هست، می توانست جایگزین های مناسب تری داشته باشد.
به طور کلی بچه ها راه نمی روند، می دوند. تماما شور و نشاط و هیجان اند. اما اینکه چطور این انرژی تخلیه شود، تنها زمانی که برایش درنظر گرفته شده، زنگ ورزش است که آن هم در این اوضاع نابه سامان و کمبود امکانات ( سالن ورزشی که هیچ، دریغ از یک توپ مناسب) ، آنطور که باید نیست.

5 Likes

اینجا به نظرم نقش خانواده پررنگ میشه. اگه خانواده‌ها فرصت و سرمایه کافی برای تعلیم بچه‌هاشون در اختیار داشته باشن میتونن از کلاس‌های ورزشی خیلی خوب استفاده کنن.

اگه خانواده‌ای این کار رو نمیکنه، شاید نمیدونه چه اهمیتی میتونه داشته باشه و خیلی خوب میشه اگه تو دورهمی‌های اولیا و مربیان این تیپ نیازهای کودک هم به والدین گفته بشه و فقط از نیازهای درسی صحبت نشه.

3 Likes

راستی از سر کنجکاوی و در ضمن نیازی که خودم بارها در بزرگسالی در مقاطع مختلف[1] حس کردم: جایی در درس ها میشه با بچه ها تمرین قصه‌گویی و تعریف داستان رو پیش برد؟ منظورم جایی غیر از ساعت انشا هست که اکثر بچه ها دو-در میکنن و به مادر-پدرهاشون میسپرن نوشتن انشا رو! یه جور تمرین که تفریحی باشه و به بچه ها لذت بده به جای حس ناتوانی!

پ.ن. زنگ انشا همیشه به خودم حس ناتوانی و بی استعدادی میداد. احساس میکردم باید چیزی رو بنویسم که خودم حاضر نیستم بخونم! چارچوبایی که در ذهنم برای زنگ انشا ساخته شده بود خیلی محدود کننده بود.

شاید برای رقم زدن چنین تمرینی بشه از دوستانی که ذهن داستان‌پرداز قوی دارن کمک گرفت. تجربیات ایشون و نقاط مثبتی که در کودکی باعث میشد با لذت بیشتری به ذهنشون اجازه‌ی فرار کردن تو فضا رو بدن … . @baratii.nazanin @Zah_Ra

از تجربه‌های تلاشتون برای داستان‌سرایی در کودکی تعریف کنین؟ چی باعث میشد لذت بیشتری از این کار ببرین؟


  1. از جلسه ی دفاع دکترا گرفته تا ارائه‌های مختلفی که از پادپرس در جمع‌های مختلف داشتم. ↩︎

4 Likes

در کتاب فارسی و ریاضی فرصت های زیادی برای پرورش مهارت قصه گویی وجود دارد. صفحات تم ریاضی و تصویر مادر (تصویر بزرگی که برای آموزش هر نشانه طراحی شده است) هر درس آغازی است برای یک داستان.
بچه ها با دیدن هر تصویر باید یک داستان بگویند. البته در کلاس من تقریبا 4-3 نفر هستند که به خوبی این کار را انجام میدهند. اما تا آخر سال فرصت تمرین وجود دارد. ابتدای سال وقتی به تصاویر نگاه می کردند، اجزاء تصویر را به صورت کلمه ای بیان می کردند. نگاه کلی به تصویر نداشتند. باید بتوانند چند جمله را برای هر تصویر بیان کنند.
علاوه بر تصاویر اصلی، تمرین ببین و بگو هم این فرصت را ایجاد می کند. چند تصویر کوچک که داستان کوتاهی را در دل خود دارد.
در پایه های بالاتر، در کتاب فارسی بخشی مجزا برای همین منظور طراحی شده است. صندلی صمیمیت فعالیتی که دانش آموز باید روی صندلی معلم بنشیند و داستانی را برای تصویر مورد نظر بیان کند. نکاتی را در باب نحوه ی شروع و پایان داستان هم ذکر شده است

4 Likes

بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم / یارب مباد کس را مخدوم بی عنایت
تلاشتون مستدام باد که به مرور گنجینه ای را در دلها ثبت میکند

3 Likes

کاش میشد معلم های سالهای بالاتر هم مثل شما فعالیتهاشون رو جائی ثبت کنن
فرق است بین خواندن و فهمیدن
فرق است بین فهمیدن و دانستن
هم چنین فرق است بین دانستن و درک کردن
دانش آموز به مرور باید به این نتیجه برسد که در اینده که به قول معروف فارغ التحصیل میشود ( که من به شدت با این کلمه مشکل دارم . حتی خود کلمه دانش آموز) و دیگر از استاد و قلم و کاغذ خبری نیست باید از روزگار و عکس العمل رفتارش بیاموزد و بر صحیفه دل نقش نگارد

3 Likes

من وقتی با همکاران مطرح می کنم که دارم چنین کاری رو انجام میدم، می پرسند: به چه درد میخورد؟ چه ارزشی دارد؟ چند نفر کارت را میبینند؟
چند روز پیش با معلمی بازنشسته اما همچنان در حال آموزش صحبت می کردم، ایشان می گفتند جدیدا همکاران کارهایی انجام میدهند که خیلی نمی پسندم. از فعالیت هایشان عکس می گیرند، فیلم می گیرند و …به نظرم اینها فقط وقت کلاس را می گیرد. :thinking:

3 Likes

وقتی کاری ثبت شود هم قابلیت دائره المعارف پیدا میکند هم اشکالات بهتر دیده میشود هم در بهره وری موثرتر خواهد بود اصلا همه پیشرفت های بشر با ثبت کردن و اجرا کردن بوقوع پیوسته شما فعلتان را دست کم نگیرید .دیگران هر چه میخواهند بگویند کار شما مصداق خود نمائی ندارد که عیب باشد

3 Likes

بله. اما در این محیط دید خوبی نسبت به مستندسازی وجود ندارد. به نظرم باید جلسه هایی برای یادآوری کردن اهمیت آن برگزار شود

3 Likes

باید سعی کنیم در پادپُرس یک فرآیند قوی برای مقابله با این حس پیدا کنیم. حسی که در افراد هست که تجربه و ثبت آن به چه دردی میخوره، یا الان وضع جامعه اینجوریه شما به فکر این چیزها هستید یا چیزهای دیگه. متاسفانه در طول سالیان طولانی همین حسها باعث شده که هیچ نکته‌ی مثبت و قابل استنادی از تجربه گذشتگان باقی نمونه!

2 Likes

بچه‌های کلاس پاک کرده بودن؟

2 Likes

اره. موقع نوشتن که قدشون نمیرسه، موقع پاک کردن خیلی خوشگل پاک می کنن.:frowning_man:

2 Likes

از یک نظر خیلی جالبه که این حس مسئولیت رو دارن که این کارها رو انجام بدن! معلومه که اشتیاق خوبی توی کلاس هست!

2 Likes

چه بازی هیجان انگیزی :+1:

چه قدر گوگولیه اون پسر سمت راستیه :blush:

2 Likes

اره. یک پسر بور چشم عسلی و خیلی هم شیرین حرف می‌زنه.
پ.ن: گزارش بعدی را تایپ میکردم، ناگهان همه‌اش حذف شد :roll_eyes::frowning_face:

2 Likes