غیر از کتاب خوندن، دیگه به چه روش‌هایی از تجربیات سایرین آگاه می‌شید؟

نوآ۰۰۶

(لاله ملا) #1

تا الان تجربه‌های خوبی در زمینه‌ی خوندن کتاب مطرح شده، ولی چندین سوال چالش برانگیز هم در قالب نقد و بحث به میون اومده که کمی ذهن آدم رو میخارونه:

چرا کتاب بخونیم؟
اصلا کی گفته کتابخونی خوبه؟
چرا فقط تاکید می‌شود که کتاب بخوانیم؟

و در نهایت بحث زیر که می شود گفت مسئله‌ی طرح شده ایست از بحث‌های هر سه پرسش بالا:
نگاه سیستمی به کتاب و کتابخونی

###پرسش
با فرض اینکه کتاب، ابزاری است برای انتقال ذهنیات و تجربه‌های نویسنده به دیگران است، شما به چه روش‌های دیگه‌ای به چنین تجربیاتی دست پیدا می‌کنین؟

‍* بهترین اتفاق اینه که داستان این تجربه ها رو با جزئیات کافی مطرح کنیم، اینجا افراد کمتر دنبال پیدا کردن تیتروار راه حل‌ها هستن.


#2

احتمالا بسته به شخصیت های مختلف روشی که ترجیح می دن، متفاوت باشه! دوستانی دارم که می تونن ساعت ها در کتابخونه ای آروم کتاب بخونند، دوستانی دارم که ساعت ها سریال تماشا می کنند و تماشای سریال رو مثل خوندن رمان ها می دونند و …
بهترین راهی که ذهنیات و تجربیات به من منتقل شده، سفرهای کوهنوردی با راهنمای با تجربه و متفکرمون بوده، ایشون با تعریف کردن خاطرات خودشون، داستان های تاریخی، تحلیل های جغرافیایی، اجتماعی و تاریخی و شروع بحث های مدیریت شده در تیم، ذهن ها رو باز می کنند و نحوه ی مبادلات تفکر به صورت سالم رو آموزش می دن.
یه مربی خوب همیشه می تونه مسیرها رو جلوی چشمات باز کنه.
جالبه که هر کس در جست و جوی هر چیزی باشه، راه دلخواهش رو هم پیدا می کنه.
این نکته رمز اگر بدانی دانی، هر چیز که در جستن آنی، آنی


#3

من خودم کتاب خوندن رو به روش های دیگه ترجیح میدم، البته مثل همه ی ادما اهل فیلم دیدن و یا موسیقی گوش کردن برای درک ذهنیات شخص دیگر هستم.

چندی پیش تبلیغی دیدم راجع به کتابخانه های انسانی که برایم خیلی جالب بود، الان به ان تبلیغ دسترسی ندارم، ولی با یه گشت ساده به چنین چیزی رسیدم:

این مدل دسترسی به انسان ها اتفاق جالبی ست، مشابهش را میتوانید مجانی در محله های قدیمی شهرتان و با سکنه ی میانسال این محله ها تجربه کنید. کافیست کنارشان بر روی پله ی جلوی در خانه شان بشینید و … .


راهکارهایی برای بهبود باشگاه کتابخوانی
(سهیل.میم.ب) #4

فیلم دیدن یکی از راه هایی که واسه آشنایی با تجربه های جدید همیشه دنبال میکردم. بعضی وقتا هم میشینم پای صحبت کردم با آدما و سعی میکنم از وقعیتهای مشابهی که طی کردن بشنوم. بعضی وقتا هم از بیرون نگاه کردن یه مسیر خیلی میتونه با تجربه ی اون مسیر آشنا کنه


(Hesam Fardad) #5

من خودم یکی از کسایی هستم که تعصب بعضی ها روی کتاب کاغذی به شدت نقد میکنم .

یه حقیقت هست که میگه تکنولوژی به هر چیزی که میریسه اونو تغییر میده . یه مثال ساده اگه بخوایم بزنیم ، وقتی صنعت پلاستیک رونق گرفت آروم آروم مردم به جای استفاده از زنبیل از پلاستیک برای جا به جا کردن خریدای روزمره استفاده کردن ، و این رفتار به مرور یه فرهنگ رو به وجود آورد به اسم فرهنگ پلاستیک ! آیا کسی مردم رو مجبور به این کار کرده بود ؟ آیا نفس کار که خرید کردن هست لطمه دید ؟ آیا برای این تحول ( از زنبیل به پلاستیک) گاردی به وجود اومد و کمپینی تشکیل شد ؟ جواب تمام این موارد نه هست . و مهم تر از اون این بود که وقتی این اتفاق افتاد رسانه ها کلی فرهنگ سازی و اطلاع رسانی کردن به مردم که همه بدونن بازیافت چیه ، پلاستیک برای محیط زیست چه خطری داره و …

حالا اگه ما عادت خرید کردن رو هم وزن با مطالعه کردن در نظر بگیریم و سیر تحول از محتوای کاغذی به محتوا های چند رسانه ای رو هم وزن با سیر تحول از زنبیل به پلاستیک در نظر بگیریم به نظر من تعصب نشون دادن روی کتاب کاغذی و این که فقط مطالعه کتاب کاغذی رو فقط کتابخونی بدونیم مسخره به نظر میاد . مثل این که خریدی که با زنبیل انجام میشه رو فقط خرید بدونیم ! چون این تحول به نفس مطالعه نمیتونه لطمه بزنه و به نظر من چالش اصلی باید فرهنگ سازی درست و معرفی رسانه های جدید به عنوان یه ابزار مطالعاتی باشه . و صد در صدر همونطور که راجع به مضرات پلاستیک گوش زد میشه به نظرم باید راجع به مضرات رسانه های جدید هم گفت . فرضا رسانه های جدید جامعه رو به سمت خوندن متن های کوتاه سوق میده و …


(Nima Frohar) #6

موافقم!
کتاب یا برای تغییر نگرش است یا ارائه دستورالعمل .
که هردوی اینها را میتوان در قالب های جدید فیلم عکس پوستر کاریکاتور موشن انیمیشن اینفوگرافیک و…ارائه داد .
با تاثیر گذاری بسیار عمیق تر و بیشتر

من خودم به شدت به خواندن سخنان بزرگان علاقه مندم
کامپکت ترین روش دریافت عصاره تجربه یک انسان فرهیخته خواندن جملات قصار اونهاست
البته بجز پروفسور سمیعی !


(leila) #7

یکی از راه هایی که باعث انتقال تجربه ها میشه گوش کردن به حرف های آدماست. خیلی خوبه بشینی و گوش کنی ساکت بمونی و فکر کنی.
حالا اگه این رو به صورت زنده و رو در رو داشته باشی چه بهتر وگرنه میشه خوندن کتاب تجربه های آدما یا دیدن فیلمای اونا. به خاطر همینه من فیلم مستند رو خیلی دوست دارم. راستی پادپرسم به همین دلیل دوست دارم.


(لاله ملا) #8

انتقال انسانی تجربیات خیلی لذت بخشه اتفاقا! من تجربه ش رو با پدربزرگم و همین طور اهالی شیراز داشتم :grin:

پدربزرگم عاشق این هستن که برام از گذشته ها بگن، مثلا وقتی بچه بودن و یخچال نداشتن و اینکه چه جوری انار رو با شاخه میچیدن و دور تا دور اتاق خاصی که نقش انبار زمستونی شون رو داشته آویزون میکردن، یا اینکه اون زمانا یه گوسفند پاییز میکشتن و یه گوسفند بهار؛ و گوشتش رو قورمه میکردن و برا کل سال یه خونواده ی ۵-۶ نفره همین قدر گوشت میخوردن! و … .

یه موقع هم تو شیراز نزدیک شاهچراغش نشسته بودم تا دوستام از زیارت برگردن. در طول یه ساعتی که اونجا نشسته بودم حدود ۴-۵ نفر (پیرمرد-پیرزن) برای استراحت بین حرکتشون، پیشم مینشستن و حرف میزدن، مثلا یکی شون از نوه شون گفت که عاشق خورش ریواسه و ایشون فقط برا همین اومده بودن بیرون که ریواس بخرن و بعد بحث رفت تو مزایای ریواس خورون و …

اتفاقا چنین انتقال تجربیاتی خیلی خوب تو ذهن میمونه. و سریع-صریح ترین مدل انتقال تجربه س. فقط حتما نیاز به یه user interface اولیه داره (یه جرقه-یه دلیل - ی ؟). پدربزرگم من رو میشناسن و راحت پیششون میشینم گوش میدم. تو شیراز هم خلق و خوی مردمانش طوری بود که خود به خود اتفاق میفتاد. ولی جایی مثل زنجان تا وقتی با یکی از دوستام که در ارتباط کلامی اولیه مهارت داشتن نمیرفتم بیرون، چنین لحظات نابی رو نداشتم.

اون UI‌ رو چه جوری میشه برا چنین کتاب‌های زنده ای ایجاد-طراحی کرد؟


#9

همین الان برای چندمین بار داشتم این انیمیشن زیبا رو می دیدم. درک عمیق و حسی که این انیمیشن بهم میده، هیچ کتابی نمی تونست بهم منتقل کنه. در ضمن موندگاری و اثرگذاریش در ذهن من خیلی عمیقه! نمی دونم برا همه این جوری هست یا نه؟
ولی میشه از قدرت انیمیشن ها برای انتقال عمیق مفاهیم بهره برد.