ببینید حرفم راجع به بحث تکامل اینه که اون چیزی که تکامل خود به خود حذفش میکنه، دیگه نیازی به قوانین اجتماعی برای حذف شدن نداره. اگه میبینیم که قوانین اجتماعی به نفع یا به ضرر چیزی ایجاد شدن، معناش اینه که انسانهای اجتماعی باگی در سیستم مشاهده کردن که با خواستههای جمعی سازگاری نداشته و به این نتیجه رسیدن که اگه قانونی براش نذارن از کنترل خارج میشه.
تکامل یعنی حذف خودبهخودی و قانون یعنی حذف دستکاری شده.
مثال بزنم هیچ وقت نیاز نشده تو قوانین اجتماعی بگنجونن که انسانهایی با مغز کوچکتر را جریمه یا محدود کنید! ولی به نظر میرسه در طی میلیونها سال این اتفاق خودبه خودی رخ داده.
راجع به مغلطه، به صرف اینکه در یک نظریه به موضوعی پرداخته شده، نمیشه گفت اون موضوع وجود داشته. گاهی موضوع یه تحقیق یا نظریه، واقعیتی هست که دانشمندا دیدن و نه حقیقتی که وجود داره! ر.ک. تفاوت حقیقت و واقعیت.
بحث من تو این موضوع سر این بوده و هست که اصلا ایا صورت مسئله درسته؟ مثلا تحقیق اشاره شده در این پاسخ میگه «نه لزوما!»
Men and women’s attitudes about marrying for the first time are not different among young adults. But among never-married adults ages 30 to 50, men (27%) are more likely than women (8%) to say they do not want to marry.
صرفا حدس و گمان، شاید چیزی که برای شما ناخوشایند بوده این هست که جذب دخترهایی میشید که متعهد هستن و با برچسب اجتماعی «بیبند و بار» و یا برچسب مناسبتر «تنوعگرا» توصیف نمیشن. خب یه فرد متعهد معمولا تعهد متقابل میخواد. چون احتمالا برای فرد تعهد یه ارزش بوده که در رفتار خودش رعایت میکنه. و تو قوانین اجتماعی ایران، تعهد عاطفی یعنی ازدواج. و زندگی دوستانه متعهد هنوز رواج پیدا نکرده.
درست متوجه شدید، به نظر من صورت سوال مشکل داره. حاوی فرضیه نادرست و جهتدار هست. و بحث درباره ش به جای خاصی نمیرسه.
نه، صورت مسئله از نظر من این نیست. صورت مسئله اینه که در یک جامعهی ۱۰۰ نفره از زنها و ۱۰۰ نفره از مردها، اگه ۸۰ زن تمایل داشته باشن ازدواج کنن، نهایتا ۵۰ مرد ممکنه تمایل به ازدواج داشته باشن. در حالی که دیتاها با استناد به همون یه مرجعی که کسی حوصله ش شده در این بحث بذاره، میگه اگه جمعمون از زن و مردهای کوچکتر از ۳۰ سال باشه، ۸۰ زن و ۸۰ مرد تمایل به ازدواج دارن.
بله، به نظرم از لحاظ آماری هر دو جنس خواستههای مشابهی دارن.
پ.ن. ازدواج رو من زیاد به بند کشیدن نمیبینم. به نظرم ازدواج یعنی اون قدر خودت و خواستههات رو شناختی که مایلی برای به دست آوردن چیزهای بهتر، از بعضی چیزهای خوب صرفنظر کنی. اینجا این نظر رو بهتر باز کردم: معنای ازدواج