چه جوری میشه «طرز فکر» رو آموزش داد؟

منظورم از طرز فکر، mindset هست و یا اون لایه هایی از ذهن آدم که تعیین کننده ی انتخاب های افراد در موقعیت های مختلف هست.

دنباله‌ی موضوع چرا اکثر دانشجوها بعد از ورود به دانشگاه، انگیزه شان افت میکند؟

آموزش نحوه ی فکر کردن

4 Likes
  • انجام بازی هایی در کودکی که بچه رو مجبور کنه تا راه حل پیدا کنه برای موقعیت.
  • پدر و مادرا می تونن تو مسائل زندگی و برنامه ها از بچه مشورت بخوان.
  • وقتی مشکل و بحرانی تو نزدیکی مون رخ میده : بشینیم با اعضای خانواده و بچه مذکور گفتگو کنیم سرش.
  • از تجربیاتمون با هم صحبت کنیم.

داشتم یه تاپیک می ساختم به این عنوان: «فکر رو میشه تغییر داد، ولی “طرز فکر” رو چه طور؟»
که رسیدم به اینجا. و حالا می خوام با سوال همین تاپیک همدردی کنم.
#مثال
بعضی ها طرز فکر (mindset) «قربانی» دارند. فکر می کنن همیشه شرایط بیرونی باعث شده تا یک قربانی باشند، کسی که استعدادش توسط دیگران کشف نشده. اگه کمی باهاشون صحبت کنین ممکنه متقاعد بشین که واقعا همین طور هم هست. از انواع و اقسام شرایط خانوادگی، تحصیلی، اجتماعی، … براتون نمونه میارن و این ممکنه احساس ترحم شما رو برانگیزه.

بعضی ها طرز فکر «مجرم» دارند، فکر می کنن همیشه همه ی تقصیرها به خاطر ضعف، بزدلی، تنبلی و اشتباه اون هاست. بسیار با خودشون بی رحمند و به همین خاطر موقع شروع هر فعالیت تازه، وسواس و حساسیت های عجیبی نشون میدن چون دوست ندارن در نهایت دوباره به خودتنبیهی گرفتار بشن.

بعضی ها طرز فکر «سرباز» دارند. فکر می کنند در میدان جنگ هستند و همیشه خودشون رو در معرض حمله از سوی دیگران می بینند. تصور می کنند عقاید و نظرات متقابل و متضاد از سوی دیگران، در صدد این هست که اون ها رو شکست بده و از پا دربیاره. به همین خاطر، موقع شنیدن هر عقیده ی تازه ای حساس هستند که ببینن آیا در حمایت از عقیده ی خودشون هست یا بر خلاف اون. اگر در حمایت و همسو باشه احساس آرامش و امنیت می کنند اما اگر ناهمسو باشه، موضع دفاعی می گیرند، قطع رابطه می کنند یا در دلشون تنفر، بیگانگی و ترس ایجاد می شه.

بعضی ها طرز فکر «دیده بان» دارند. بهترین و زیباترین طرز فکری که تا به حال دیدم! :slight_smile: برای اون ها مهم نیست که عقاید دیگران در تضاد یا موافق آرای اون هاست، برای اون ها مهم فقط اینه که از واقعیت، هر چه بهتر و دقیق تر، سر دربیارن. از اینکه متوجه بشن مدت ها، ولو شده تمام عمر، در اشتباه بودند، احساس خجالت و شکست نمی کنند. بر عکس، به این که الان متوجه اشتباه خودشون شدند، افتخار می کنند. برای اون ها صحبت با افرادی با عقاید متفاوت، جذاب و هیجان انگیزه و در هر موضوعی سعی می کنند عقاید موافق و مخالف رو با حساسیت و توجه یکسان بشنون و در تایید یا رد یک نظر بسیار صبور هستند.


وقتی خوب توجه می کنم، می بینم آدم ها در زمان ها و شرایط مختلف ممکنه هر کدوم از این “طرز فکر” ها رو تجربه کرده باشند. اما واقعیت اینه که این طرز فکر ها بسیار ناخودآگاه هستند.
اگر می شد که وقتی طرز فکر «قربانی» بر ما حاکم میشه متوجه بشیم که الان این طرز فکر برما حاکم شده و ممکنه مسیر موفقیتمون رو نابود کنه، شاید کل زندگی ما عوض می شد.
چه طور میشه طرز فکر های ناخودآگاه رو خودآگاه کرد؟ چه طور میشه دیگران رو متوجه طرز فکری که بر اون ها حاکم هست کرد؟

پ.ن- طرز فکر سرباز و دیده بان رو در این لینک توضیح بیشتری داده.

5 Likes

آموزش تفکر به کودکان رو با فبک (فلسفه به کودکان ) میشه انجام داد.محور اصلی این برنامه اجتماع پژوهشیه و اصلی ترین وسیله هم گفتگو و داستانه

2 Likes

اگه در این زمینه تجربه‌ای دارین، ممنون میشم به اشتراک بذارین.

1 Like

کلیت برنامه فبک یا فلسفه به کودکان به این صورت است:

ابتدا به صورت یک حلقه می نشینیم . چون لازمه ی گفتگو این است که بتوانیم چهره ی همدیگر را ببینیم


تسهیلگر برنامه، یکی از داستان های فلسفی را میخواند. داستان فلسفی پر از ابهام، دوراهی، سوال و گفتگو است. شرکت کننده ها در قالب یک جمله بخش جذاب داستان را می نویسند و یا می توانند یک سوال که بعد از شنیدن داستان به ذهنشان رسیده است را یادداشت کنند.

جملات و سوال‌ها روی تخته نوشته می شود و با رای گیری از اعضا یک مورد برای شروع گفتگو انتخاب می شود.
گفتگو آغاز می شود. هر کس پاسخی که برای سوال در نظر دارد را بیان میکند. (این گفتگو قوانین خاص خودش را دارد).

پس از پایان گفتگو، هر کس در قالب یک جمله احساس اش از حضور در جمع و آنچه آموخته است را بیان میکند.

7 Likes

من فکر میکنم روشهای نتیجه گیری را بشه آموزش داد ولی فکر کردن یه پدیده پیچیده هست که عوامل زیاد داره و نشه آموزش داد.