معلم ها و مدیران عزیز، دعوتید به خواندنِ تجربیات من در مدیریت کلاس درس!

با توجه به ساده و کاربردی بودن و درگیری بیشتر معلمان با مسالۀ مدیریت کلاسِ درس و با توجه به این که نظرسنجی حضوری از معلمان پایۀ دوم نیز موید این مطلب است، می‌خواهم به عنوان یک معلم، تجربیات خود را در این زمینه مستند کنم.

بیایید از کلاسی که قرار است به صورت حلقۀ کندوکاو پیش برود بازدید کنیم؛ در چنین محیطی چه خواهیم دید؟

در پیکرۀ ظاهری کلاس می بینیم که بیشترین امکان مشارکت جمعی بین دانش‌آموزان وجود دارد و رفتارشان با یکدیگر مردم‌سالارانه است؛ دایره‌وار به دور میزی نشسته یا شاید به چند گروه کوچک‌تر تقسیم شوند. در کلاس می‌بینیم که مشارکت‌کنندگان با توجه به نظر یکدیگر و اصلاح و تعدیل آنها، نظر خود را بیان می کنند. بر حسب علایق خود سعی می کنند به جای آنکه اهداف شخصی خویش را دنبال کنند، با جمع همراه باشند و کندوکاو به هر نتیجه‌ای که بیانجامد آن را دنبال کنند

باید بدانیم برای پی بردن به کنه امور، تداوم لازم است و این راه طولانی خواهد بود. این بدان معناست که اعضای حلقۀ کندوکاو واهمه ندارند در صورت نادرست بودن پاسخی، دیدگاه خود را تعدیل یا پاسخ‌هایشان را اصلاح کنند، آنها با طیب خاطر نظر یا پاسخی را که مناسب نباشد رها می‌کنند.

از کتاب «چگونه بهتر اندیشیدن را آموزش دهیم؟» نویسندگان لورنس.جی. اسپلیتر و آن مارگارت شارپ

ذکر این مقدمه به این علت بود که در واقع تلاش ما نیز در کلاس درس، رسیدن به چنین سطحی از مشارکت و درک در دانش‌آموزان است. به گمان من بیشتر مسائلی که در کلاس درس ایجاد اختلال می‌کند، نگرش فردمحور در دانش‌آموزان است. آنها یک جامعه نشده‌اند و این خودمحوری در آنان چنان پررنگ است که به بهانه‌های مختلف ما باید شاهد نزاع‌ها، درگیری‌ها، زد و خوردها و فرونشاندن تلاش آنها در نمایش خود و جلب توجه آموزگار و دیگران نسبت به فرد باشیم. پس در ابتدا ما باید تلاش کنیم مفهوم جامعه در آنان پا بگیرد. با اینکار تقریبا بیش از نیمی از راه را پیموده‌ایم.

موارد دیگری نیز وجود دارد که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.

دنباله‌ی موضوع‌های

5 Likes

حتما به همکارای معلمم معرفی میکنم که اشتراک دانش اتفاق بیافته

3 Likes

مدیریت کلاس درس پیش از ورود به کلاس آغاز می‌شود.
این‌ها نکاتی بود که من در اولین جلسه با اولیا به آنها تذکر دادم که در خرید لوازم التحریر دقت کنند. دانش‌آموزان به وفور برای آب خوردن اجازه می‌گیرند، پس همراه داشتن یک بطری آب به شما از خیلی از اجازه گرفتن ها و ورود و خروج‌های غیرضروری جلوگیری می‌کند.
جامدادی‌های فلزی، سروصدای زیادی دارند و مخصوصا آن مدل تخت‌اش که برای مدادرنگی‌هاست فضای زیادی روی نیمکت می‌گیرد که باعث اعتراض دانش‌آموزان نیز می‌شود و همین طور روی زمین افتادنشان سروصدای زیادی دارد و جمع کردن مدادها هم طول می‌کشد. پس من به والدین می‌گویم که اگر مدادرنگی‌های بچه‌ها چنین قالبی دارد، آنها را داخل یک جامدادی پارچه‌ای بگذارند.
تراش مخزن‌دار نیز از جابه‌جا شدن‌های غیرضروری جلوگیری می‌کند.

4 Likes

نکات ریز و جالبی بود. خیلی خوبه که به این دقت به نکات ریزی مثل بطری آب و جنس جامدادی رسیدین. اینها حاصل تجربه بوده؟

3 Likes

تجربه من و تجربه ی همکاران من؛ من بواسطه ی خواهرزاده هایم در جلسات زیادی شرکت کرده ام که کمی اش را آنجا آموختم و کمی اش هم تجربه ی خودم در سال های قبل بود

3 Likes

چه مدل بطری آبی مناسب کلاس درس هست؟

3 Likes

بچه ها معمولا از همان مدل های فانتزی قمقمه های دانش آموزی استفاده می کنند. و من در اینکه از نوع خاصی استفاده کنند توصیه ای نداشتم.

شما پیشنهادی دارید؟

1 Like

من چون بطری اب میفروشم پرسیدم. تنها مدلی خودم دوست دارم مثل آبمیوه های پاکتی قدیمی بود ما نی رو به جای بالا تهش میزدیم.
هم میشه تو فریزر بزاری.
هم وقتی خالی میشه ته میشه و فضایی اشغال نمیکنه.
شکستنی هم نیست

3 Likes

چالشهاى مختلف معلم سر كلاس براى مديريت اون چيه؟

مثلا الان من فهميدم يكى از چالش ها اجازه هاى مختلف هست كه بچه ها ميگيرن و ايده ال معلم اينه كه تعداد اين اجازه ها كمتر شه.

البته دليل اين اجازه گرفتنها گاهى نياز فيزيكى مستقيم بچه نيست! و بيشتر خسته شدن از يكجانشينى يا سر رفتن حوصله هست! وگرنه براى تخليه زباله مدادتراش ميشه از بچه ها خواست يه گوشه ى نيمكت بذارن و در انتهاى كلاس تخليه كنن. يا حتى روى هر ميز يه ظرف پنير يه بار مصرف خالى به عنوان سطل زباله موقت گذاشت.

3 Likes

اینکه چالش های مختلف چیه رو من به مرور میزارم تا شما این تاملات رو ادامه بدید :wink:

احتمالا رفت و آمدها و تکان‌خوردن‌ها باعث میشه بریزه روی زمین و همین یک حواس‌پرتی بزرگ بشه. من فکر می‌کنم برای این کار بهتر باشه که کنار هر میز یک پلاستیک آویزون کنیم. که زباله‌ها رو بریزن توی اون.

2 Likes

وضع قوانین

کاری که ما در کلاس انجام دادیم در واقع یک فعالیت یخ‌شکن و جامعه‌ساز است که من در کارگاه فلسفه‌برای‌کودکانِ خانم شهرتاش آموختم.
من کلاف را باز می‌کنم و آن را یک دور به دور دست راستم می‌پیچم و خود را معرفی می‌کنم؛ کوتاه و در یک جمله.سپس کلاف را به نفر بعدی می‌دهم و می خواهم آن را به دور دستش بپیچد و خودش را معرفی کند. این کار تا آخرین نفر ادامه دارد.
بعد از این که همۀ افراد خودشان را معرفی کردند، همه برمی‌خیزیم، دستمان را جلو می‌آوریم و می‌بینیم که این کلاف همه‌مان را به هم وصل کرده و ما یک حلقه شده‌ایم. می‌پرسم اگر بخواهیم در واقع بگوییم چه چیز مانند این کلاف ما را در کلاس بهم وصل می‌کند چه می‌گویید: درس خواندن، احترام گذاشتن به همدیگر، مودب بودن، قوانین رو رعایت کردن.
از سه نفر می‌خواهم داوظلبانه کلاف را از دستش باز کند و بنشیند. می‌پرسم ما اگر چه کار کنیم از حلقه خارج می‌شویم و شبیه این افراد از دوستانمان جدا می‌شویم؟ و آنها پاسخ‌هایی می‌دهند.
حالا می‌دانیم چه چیزهایی ما را از حلقۀ کلاس خارج می‌کند و چه چیزهایی را باید رعایت کنیم تا در حلقۀ کلاس بمانیم.
افراد کلاف را از دور مچ شان باز می کنند و آن را کف دست نگه می‌دارند. آخرین نفر کلاف را جمع می‌کند و می تاباند.
قوانین را می‌نویسم. قوانین باید کوتاه و شفاف باشند. منفی نوشته نشوند و نیازی نیست ما طوماری از قوانین داشته باشیم. مثلا اینکه حرف زشت نزنیم، دعوا نکنیم، یکدیگر را هل ندهیم از نظر من قانون نیستند.
قوانین کلاس ما در ابتدا:

کسی که قوانین را رعایت نکند در فعالیت‌ نیز مشارکت نخواهد داشت. چرا که در حلقۀ ما نیست. نکتۀ اصلی در مدیریت آن است که پیش از کودکان خود به قوانین و اجرای آن پایبند باشیم.

1 Like