چرا همیشه به دولت‌هایمان معترض هستیم؟

روانشناسی
جامعه_شناسی
علوم_انسانی

(علی) #1

موضوعی هست که چند سالی ذهنم را درگیر کرده است و امروز تصمیم دارم آن را به اشتراک بگذارم.

چرا ما ایرانی‌ها همیشه دولت‌هایمان را مسئول شکست‌ها و مشکلاتمان می‌دانیم؟ مشکل آب را گردن دولت می‌اندازیم، مشکل ترافیک، آلودگی هوا، مهاجران غیرقانونی، کشاورزی غیراصولی و حتی مشکلات فرهنگی را از چشم دولت‌هایمان می‌بینیم. مگر دولت‌ها چه قدر توان و قدرت دارند که بخواهند به تمام این موضوعات ورود کنند؟ آیا با این کار می‌خواهیم مسئولیت را از روی شانه خودمان برداریم؟

تجربه

امروز رفته بودم تا برای خانه جدیدم با یک شرکت برق قرارداد ببندم (هزینه برق دو نفر تقریبا ماهی دویست هزار تومان می‌شود بنابراین صرفه‌جوی با معنی است). اولین نکته جالب در آلمان این است که تعداد بیشماری شرکت برق در هر شهری وجود دارد. همه این شرکت‌هایی که من دیدم خصوصی بودند و دولت هیچ دخالتی در کنترل آن‌ها ندارد. هر کسی که خدمات بهتری ارایه کند و قیمت‌هایش ارزان‌تر باشد می تواند مشتری‌های بیشتری جذب کند. برخلاف چیزی که در نگاه اول به نظر می‌رسد هیچ چیز در آلمان دولتی نیست. بانک‌ها، شرکت‌های پستی، بیمه‌های درمانی و بازنشستگی و هر چیزی که فکرش را بکنید غیر دولتی است. حتی حدس می‌زنم که کشاورزی هم خصوصی باشد (چرا که لوگوی شرکت‌ها را سردر مزرعه‌ها دیدم).

تجربه دیگری که سبک زندگی‌ام را به کلی تغییر داده است این است که هر چیزی در آلمان قیمتی دارد. هیچ چیز مجانی نیست حتی آب خوردن. تا به حال در اروپا آبخوری مجانی ندیده‌ام. اگر تشنه هستید باید آب بخرید و بنوشید. اخیرا در همایشی بودم که در وقت استراحت بین سخنرانی‌ها قرار شد که برویم نوشیدنی و خوراکی بخوریم. انتظار داشتم حداقل در آن همایش خوراکی‌ها مجانی باشد اما جالب این که خوراکی‌ها پولی بودند و قیمت‌ها حتی دو برابر قیمت‌های بیرون بودند. بنابراین حتی در دانشکده ثروتمند مهندسی هم هیچ چیز مجانی نیست. همین چیزها باعث می‌شود که آلمانی‌ها برای خریدن چیزهای ارزان‌تر (حتی یک یورو) کیلومترها رکاب بزنند و اگر به رستورانی بروند که قیمت‌هایش کمی گران باشد سریع محل را ترک کنند و یک نمره بد به آن رستوران بدهند. (البته در اروپا قیمت‌ها همیشه دم در موجود است و کاملا طبیعی است که اگر از قیمت‌ها خوشتان نیامد رستوران را ترک کنید.)

پرسش

در اروپا (به غیر از ایتالیایی‌ها) کسی را ندیدم که تقصیری را گردن دولت‌اش بیاندازد. پس چرا ما (بقیه خاورمیانه‌ای‌ها هم رفتار مشابه‌ای دارند) همیشه دولت را مقصر اصلی همه بدبختی‌ها می‌دانیم؟ به نظر شما این مسئله در تک تک سلول‌های بدنمان نهادینه شده است؟

پی‌نوشت: عجیب آن‌که ما حتی در موضوعات فرهنگی، اجتماعی و دینی هم دولت را مقصر اصلی می دانیم در حالی که ما در این موضوعات دخالت مستقیم داریم.


آیا ایران یک کشور ثروتمند است؟
چرا فقط به دولت معترض هستیم؟
افزایش قیمت بنزین چه تاثیری بر اقتصاد ایران دارد؟
چه چیزی شما رو از پادپرس دفع میکنه؟
در شرایط بحرانی چگونه کمک کنیم؟
چرا در جامعه‌ی ایرانی گاهی فردیت مدخلیت تام دارد در اداره‌ی جامعه؟
(لاله ملا) #2

:+1:، یک سوال که فکر میکنم مربوطه اضافه میکنم:

چی میشه که اینقدر دنبال حمایت از سمت دولت هستیم؟


(فرشته مرادی) #3

و اکثر افراد به دنبال شغل دولتی اند…
شاید به خاطر سیستم متمرکز دولت باشه :neutral_face:


(لاله ملا) #4

البته با توجه به صورت سوال، بیایم هر چه دیرتر بریم سراغ کم و کسری‌های سیستم دولت :wink: با اینکه میدونیم دولتمون کامل‌ترین دولت دنیا نیست.


(محمد صادق) #5

فکر کنم خود دولت و نظام آموزشی ما رو اینجوری بار اورده … .

مثلا یک نمونه از اون اقتصاد دولتیه، وقتی دولت قراره برق رو خودش تولید کنه، نفت رو خودش بکشه بیرون و همه چیز فقط با سرمایه گذاری اون انجام بشه خب پس ما نمی تونیم بریم دنبال مثلا فلان سرمایه دار و بگیم چرا خراب کار می کنی و … . چون اصلا بخش خصوصی فعالی وجود نداره در این زمینه و همه کارو دولت انجام داده … . مثل خودروسازی یا همین آب اشامیدنی.


(یوسف ) #6

من فکر میکنم که یکم در واقعیت کلمات باید دقت کنیم. بهتر دو نوع از مدیریت اجتماعی رو جدا کنیم: “دولت-شهروند” و “حاکم-رعیت”. این دو نوع خصوصیات اساسی دارن که به طور مشخص اونا رو از هم جدا میکنه. برای مثال: از منظر اعمال قدرت، شهروند میتونه بر دولت نظارت کنه و به طور عمل اون رو کنار بزاره ولی در حاکم-رعیت این مسئله در عمل برقرار نیست. در دولت-شهروند جامعه جایگاه زندگی شهروند و دولت نماینده اعمال قوانین در اینجا و نه چیزی بیشتر ولی در مورد حاکمیتی برعکس محیط اجتماعی ساختار قدرت حاکمیت و رعیت تحت نظارت اون فعالیت میکنه. ما در ایران در نظریه “دولت-شهروند” هستیم ولی در عمل “حاکم-رعیت”. مقصر دانستن سیستم عمومی (دولت) در همه جا هست ولی واکنش در سیستم جاافتاده ی دولت-شهروندی اصلاح سیستم اجتماعی که در سیستم حاکم-رعیت ممکن نیست.


(Nastaran Nejati) #7

اینکه ما دولت رو برای خیلی کارها مقصر میدونیم بخاطر اینه که خیلی از کارهای ما عملاً داره دولتی انجام میشه و بخش خصوصی نمیتونه دخالتی بکنه. در کنار اون سرمایه فراوانی که ایران داره و در کنارش کارهای بی برنامه وضعف مدیریتی که از طرف دولت انجام میشه باعث شده همیشه مقصر شماره یک دولت باشه.

البته و حتما خود فرد و خانواده تاثیر بسیار زیادی دارند. اینکه در یک خانواده افراد یاد بگیرند اصراف نکنند. به حقوق بقیه احترام بگذارند و قانون مدار باشند و …

اما آیا این چیزها در مدارس هم آموزش داده میشه؟

اینجاس که بازهم پای دولت میاد وسط و سیستم افتضاح آموزشی ما. اگر بچه ای خانواده با فرهنگ و متمدنی نداشته باشه در مدرسه هم این چیزها رو بهش آموزش نمیدن و فضای مدارس ما بشدت رقابتی شده و بجای آموزش اصول پایه زندگی بچه ها رو درگیر حفظیات غیرمفید و یا مطالب بی محتوا میکنند.

در مجموع بشدت به این موضوع اعتقاد دارم که اگر هرکسی کارش رو به درستی و با وجدان انجام بده اوضاع خییلی فرق میکنه


(علی) #8

فکر می‌کنم یکی از مهمترین دلایل را ذکر کردید. تصویری که مردم ما از ایران دارند یک کشور ثروتمند با سرمایه بزرگ انسانی است. زمانی که این تصور در مقابل چیزی که در واقعیت می‌بینیم قرار می‌گیرد، موج نارضایتی را به وجود می‌آورد.

این تصویر اشتباه (ایران غنی و ثروتمند) که در ذهن ما شکل گرفته است از کجا آمده است؟ کافی است به GDP per capita خودمان و کشورهای همسایه نگاهی بیندازیم. آن وقت متوجه می‌شویم که ایران نه تنها یک کشور ثروتمند نیست بلکه یک کشور فقیر و خشک (ایران یک کشور فقیر و خشک؟) است.

آیا ما به انتخاب خودمان رعیت بودن را به شهروند بودن ترجیح دادیم؟
آیا ما در حال گذار از رعیت به شهروند مطالبه‌گر هستیم؟


(Nastaran Nejati) #9

حرفتون درسته ما در تولید ناخالص داخلی رتبه خوبی نداریم دقیقا بدلیل اقتصاد دولتی و ضعف مدیریتی.

منظور من از ثروت ایران منابع زیرزمینی، نفت، معادن و … بود. حالا شما ایران با این وسعت منابع طبیعی رو با کشورهایی بدون هرگونه منابع طبیعی مثل ژاپن یا هلند مقایسه کنید.
ایران کشوری غنی از منابع و فقیر در مدیریت است و اگر این مدیریت درست بود هیچوقت دولتها را مقصر اصلی نمیدونستیم.


(فرشته مرادی) #10

کتاب "بخارای من ایل من"محمد بهمن بیگی رو می خوندم، این بخش رو به شما هدیه میدم:
من بر پشت این اسب رهوار ،سال های بسیار، فاصله ی ییلاق و قشلاق مان را که یکی در نزدیکی اصفهان و دیگری در خطه ی لارستان بود پیمودم.
دیگر پیاده نبودم.بی مرکب نبودم.در بند خدمت دولت نبودم.گرفتار ترقی و شوکت نبودم و در کوچه ها و معابر به انتظار درشکه،تاکسی و اتوبوس نمی ایستادم!
از جاه و مقام ، از رتبه و مرتبه ،از ترقی و تعالی دست کشیدم و به خدمت خانواده درآمدم


#11

با سلام و تشکر به نظر من مسئله دو ریشه اصلی دارد

  1. ریشه فرهنگی
  2. تنبلی!

البته فرهنگمان بسیار غنیست و منظور از ریشه فرهنگی نداشتن آگاهی لازم و کافی از فرهنگمان است، ولی متاسفانه ریشه تنبلی مهم تر و اساسی تراست. یاد شعری افتادم به این مضمون :

روزی روزانه از یزدان گرفتن مفت نیست ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ میدهد روزی ولی روزی ز عمرت می برد.

مفهوم کلی آن روشن است و آن اینکه خدا هم که وظیفه روزی دادن بندگان را بر خود واجب کرده این کار را به رایگان نمی دهدو تا یک روز از عمر انسان را نگیرد، وظیفه اش را انجام نمی دهد.گویا آلمانی ها خدا شناسیشان از ما بهتر است.

نکته دیگری که به نظرم میرسد اینکه ما برداشت درستی از مذهب نداریم و چون مذهب با زندگیمان عجین شده همین باعث شده آن برداشت نادرست در رفتار اجتماعیمان نمود پیدا کنه. حضرت سجاد از زخمی که بر شانه های سیدالشهدا بود پیکر مبارک پدر را شناخت و اگر ما شیعه راستین باشیم در جامعه مان نباید فقیری وجود داشته باشد. ولی ما سهم فقیران را به عموم مردم میدهیم و این باعث ایجاد صفهای طولانی قابلمه به دست میشود که خودش تبدیل به فرهنگ شده.

در مورد انتظارات از دولت هم باید بگویم ما همیشه عادت داریم کوتاهی هایمان را به گردن دیگری بیندازیم و چه کسی بهتر از دولت که بابت این کار از ما مواجب هم میگیرد…همه جای دنیا مالیات میدهند که باز دهی بهتر داشته باشند ما مالیات میدهیم تا یه مشت آقا بالا سر زبان نفهم مشکلاتمان را زیاد کنند.


(h.g) #12

به نظرم دولت وملت روابط متقابلی دارند.هردوموظف به انجام کارهایی برای زندگی بهتر هستند.متاسفانه همانطورکه srsb1 اشاره کردند بعضی چیزها اشتباه جاافتاده برای مثال :دیدگاه پراگماتیسمایی ما دررابطه با مذهب مردم پیشروی وفقر وعوامل مختلف جامعه داره کمرنگ میشه.چه خوش گفت مصدق:وظیفه ی یک حکومت بردن مردم به بهشت نیست بلکه استفاده ی صحیح ازمنابع کشور درجهت رفع فقر وایجادرفاه برای شهروندان می باشد.
دررابطه باوظایف میتونم یه مثال روشن درمورد مردم ووظایفشون بزنم.زلزله ی کرمانشاه یکی ازعواملی بودکه مردم نهایت تلاششون رو برای کمک، کردند ونیروهای خود جوش بسیج ومردم عادی به کمک رفتندولی اگرمستند های شبکه مستند مثل ثریاو…یااخبارمنتشر شده ازانتقادهای مردم کرمانشاه روببینید متوجه میشید که دولت هیچ گامی درجهت بهبود اوضاع برنداشته ومردم فقط کارکردند.البته به جز وامی که گفتند میدیم وباکلی تسهیلات اضافه بروام میگیرن ومردم حتی پول برای دادن وام روهم ندارند…خب قضاوت باشماست؟!..
توی جامعه هم داره همین اتفاق می افته.جواب سوال هم اینه که مردم دارند همه جوره بااوضاع کنارمیان ورابطه بادولت برقرار میکنن ولی وقتی این ارتباط دوطرفه نیست خواهشمندم مخالفان جمع بگن چرانباید معترض باشیم؟


(system) این پرسش برای گرفتن پاسخ مناسب، به بالای لیست آمده. #13